شماره ۲۱، شهریور ۹۴

مت ریدلی

تولد فضیلت: دادوستد، اعتماد و قوانین از ۵۰،۰۰۰ سال پیش

بیشتر افراد فکر می‌کنند که دادوستد از راه دور میان غریبه‌ها و مفهوم بازار، یکی از پیشرفت‌های اخیر در تاریخ بشریت بوده و مدت‌ها پس از کشاورزی ظاهر شده است. اما همان‌طور که در میان بومیان استرالیایی دیدیم، چنین چیزی صحت ندارد. قبیله‌ای انسانی را در تاریخ سراغ نداریم که دادوستد و تجارت نداشته. کاشفان غربی، از کریستف کلمب گرفته تا کاپیتان کوک، در اولین برخورد خود با انسان‌های دور افتاده و منزوی با پیچیدگی‌ها و سوتفاهم‌های بسیاری روبرو می‌شدند. ولی اصل تجارت جزئی از این سوتفاهم‌ها نبود، چرا که تمام افرادی که با آن‌ها ملاقات داشتند، مفهوم رد و بدل کردن اشیا را می‌دانستند. در عرض چند ساعت یا چند روز بعد از ملاقات با یک قبیله‌ی جدید، تمامی کاشفان به تبادل و بده‌بستان روی می‌آوردند.
در عصر حجر اروپا و آسیا، کهربا، شیشه، سنگ چخماق و صدف‌های دریایی بیشتر از مسافتی که افراد بتوانند به تنهایی آن‌ها را حمل کنند، جابجا می‌شدند. در آفریقا، شیشه، صدف و خاک سرخ از ۱۰۰ هزار سال قبل، فواصل طولانی را پشت سر گذاشته و تبادل می‌شدند. سابقه‌ی تجارت به قبل از تاریخ باز می‌گردد و همه جا هم حاضر بوده است.

رابرت نوزیک

آنارشی، دولت، و آرمان‌شهر؛ وضع طبیعی

رابرت نوزیک، در نخستین بخش از فصل دوم کتاب به سراغ نظریه وضع طبیعی جان لاک می‌رود. وی بر این باور است که برای درک دقیق این که دولت مدنی چه چیزی را درمان می‌کند باید از تکرار آسیب‌هایی که لاک برشمرده فراتر رفت، چه یحتمل قانون طبیعی برای همه پیش‌آمدهای احتمالی، آنطور که انتظار داریم، میسر نیفتد.

شماره ۲۰، مرداد ۹۴

دونالد بودرو

حداقل منطق، حداکثر پوشال!

هیچ‌یک از مخالفان جدی حداقل دستمزد هرگز نگفته‌اند که افزایش حداقل دستمزد «پیام‌آور فلاکت اقتصادی است»، یا صحبت از «سقوط اقتصادی» نکرده‌اند.
آنچه حداقل دستمزد به بار می‌آورد، اما آواری است که بر سر تعداد نسبتاً کوچکی از کارگران نامرئی خراب می‌شود—کارگرانی که کم‌مهارت‌ترین و محروم‌ترین‌ها هستند. افزایش حداقل دستمزد مشاغل بسیاری از آن‌ها را از بین می‌برد و برای برخی دیگر از ایشان موجب افزایش سختی کار می‌شود. اما به این خاطر که این کارگران بسیار کم‌شمار هستند، رنج آنان هرچقدر هم که واقعی باشد، وقتی به داده‌های سرجمع نگاه می‌کنیم، به سادگی نادیده گرفته می‌شوند.

28-آرون-راس-پاول

چرا (بعضی) پولدارها روی اعصابند؟

…تام هنکسی که می‌توانم بازیش را ببینم و آن را با بازی بازیگران کم استعدادتر مقایسه کنم هم همین‌طورست. …می‌دانم بازی و صدای خوب چطوری هستند. می‌دانم لذت بردن از فیلم چگونه حسی است و بنابراین بازهم می توانم رابطه‌ی میان مهارت تام هنکس و میلیون میلیون‌هایی که از آن راه به دست می‌آورد را خوب بفهمم.
درک نقش استیو جابز هم نسبتاً آسان است…
ولی نمی‌دانم اداره‌ی یک شرکت سرمایه‌گذاری چگونه است. صرف‌نظر از اینکه نتیجه‌ی مدیریت من چقدر بد باشد، آن کار، از من ساخته نیست. به همین دلیل من نمی‌توانم مهارت مدیریت شرکت سرمایه‌گذاری را درک کنم و برای همین نمی‌توانم مدیران خوب شرکت‌های سرمایه‌گذاری را جز با نگاه کردن به ثروت ناخالص‌شان تشخیص دهم. و این همچنین یعنی من نمی‌توانم رابطه‌ی میان مهارت یک مدیر شرکت سرمایه‌گذاری و چک هنگفت را درک کنم -بعکس هنکس، یا جابز. “پول” مدیر یک شرکت سرمایه‌گذاری [در نظر من] “نامشروع” است.

جان مینارد کینز

اظهر من‌الشمس انگاری اقتصاد کینزی!

بودرو در پست وبلاگی اخیرش به نمودار پل کروگمن، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، راجع به تغییرات در مخارج دولت و تاثیرش بر رشد تولید ناخالص داخلی اسمی پرداخته. کروگمن از این نمودار، با اظهر من‌الشمس پنداشتن اقتصاد کینزی، نتایجی استخراج کرده. نتایجی که به باور بودرو چنگی به دل نمی‌زند.

SteveDaviesCRTlecture

چرا توافق یونان شکست خواهد خورد؟

به نظر می‌رسد مثنویِ مذاکرات بین دولت یونان و طلبکارانش بالاخره به انتها رسیده، اما مطمئنا این پایان ماجرا نیست. انتظار می‌رود این نمایش روزی دوباره به روی صحنه برگردد، شاید در آینده‌ای نزدیک. دلیل آن هم ماهیتِ معضلی است که نهایتا هر دو طرف ماجرا با آن درگیر هستند، معضلی که هنوز هم وام‌دهندگان کاملا به تمام ابعاد آن آگاهی ندارند.
…نظام سیاسی [یونان] در ظاهر یک دموکراسی مدرن است اما در واقعیت نظامی بسیار قدیمی است. بنیاد اصلی این نظام نوعی مشتری‌گرایی است که در آن بازیگران عرصه سیاسی مشغول پخش کردن مشوق‌هایی میان مشتریان خود در قالب کمک‌ها و جیره و مواجب دولتی از طریق یک بخش عمومی بسیار بزرگ هستند. این کار به شکلی به مراتب مستقیم‌تر از آنچه ما در قالب سیاست‌ گروه‌های ذینفع در بیشترِ کشورهای دموکراتیک شاهد آن هستیم انجام می‌گیرد و نقطه پرگارِ کل امور سیاسی در این کشور است.

میلتون فریدمن

به مناسبت تولد میلتون فریدمن

یادداشت کوتاهی به مناسبت تولد میلتون فریدمن:
…منتهی آزادی در وطن جدید هم زیر ضرب بود. مالیات فدرال در ۱۹۱۳ آغاز شد. جنگ جهانی اول برنامه‌ریزی دولتی را در مقیاسی عظیم بهمراه آورد. سیاست ممنوعیت آغاز شد، سپس نیودیل، و اقتصاد کینزی، و این تصور عمومی که دولت فدرال [اگر بخواهد] حلال تمام مشکلات است، یکی پس از دیگری.
پس از جنگ جهانی دوم، وقتی که طرز تفکر دولت بزرگ تقریبا هیچ مخالفی در ایالات متحده نداشت، میلتون فریدمن نوشتن را آغاز کرد…

جورج اسمیث

افلاطون علیه آموزش بازار آزاد

یک نظام حقوقی باثبات نیاز دارد اعضای یک جامعه از ارزش‌های واحد و لایتغیر اشباع شوند. و چون حتی کمترین انحراف در رفتار اجتماعی می‌تواند بر شخصیت تأثیر بگذارد، حاکمان باید جلوی بدعت را بگیرند. هر بدعتی در ترانه و رقص باید قدغن شود. این نکته را می‌توان بر اساس مثال مصری تقدیس ترانه و رقص رسمی عملی کرد. این امر یعنی بدعت‌گذار را می‌توان تبعید کرد و در صورت مقاومت، متهم به ارتداد کرد (جنایت بزرگی که مجازاتش در جامعه‌ی ایده آل افلاطون اعدام است. افلاطون آن‌قدر از بدعت می‌ترسید که حتی با بازی‌های جدید برای کودکان مخالفت کرد: “اگر کودکان در بازی‌های خود با بدعت‌های روبه‌رو شوند ناگزیر بسوی مردمانی کاملاً متفاوت از نسل قدیم می‌چرخند؛ آنان با متفاوت بودن، خواهان نوع زندگی متفاوتی می‌شوند، و سپس همان هم باعث می‌شود نهادها و قوانین جدیدی بخواهند.”

دونالد بودرو

جستارهایی در باب کنترل قیمت

قیمتی که در بازار تعیین می‌شود بازتابی از واقعیت‌های اقتصادی است؛ کنترل قیمت—مثل تعیین سقف قیمت برای تخته سه لایی و یا تعیین حداقل دستمزد قانونی—دستوری دولتی است که در مورد واقعیات اقتصادی دروغ می‌گوید؛ کنترل قیمت به جای اینکه هزینه را کاهش و فراوانی تخته را افزایش دهد، هزینه را افزایش و فراوانی تخته را با ارسال پیام‌های غلط در خصوص میزان در دسترس بودن و ارزش واقعی تخته کاهش می‌دهد؛ تعیین سقف قیمت این کالا را برای مشتریان کم هزینه تر نمی‌کند، دقیقا همانطور که دستور پادشاه مبنی بر کشتن پیک، واقعیت پیام او را در خصوص شکست ارتش پادشاه در میدان جنگ تغییر نمی‌دهد.

smith_portrait

لیبرالیسم، قدیم و جدید!

ر اواخر قرن نوزدهم، لیبرال‌های اروپا و امریکا پی بردند که قربانیانِ کودتایی زبانی شده‌اند. آن‌گاه که دریافتند دیگر نه لیبرال که لیبرال‌های قدیمی خوانده می‌شوند؛ ویژگی‌ای که لیبرال‌هایِ خودجدیدخوانده بر ایشان تحمیل کردند و قبولانده بودند.

لیبرال‌های قدیم در حوزه‌های مختلف به دفاع از آزادیِ فردی برخاسته بودند، از جمله تجارت، مذهب، بیان، و رسانه‌ها. بسیاری‌شان به مخالفت و مبارزه با برده‌داری، قوای قهریه‌ی نظامی، قوانین جرایمِ بی‌بزه‌دیده، امپریالیسم، و جنگ‌هایی که به سببی جز دفاع از خویش در می‌گیرند، شهره‌اند. ایشان از نخستین کسانی بودند که خواهانِ حقوق برابر برای زنان و حقِ رهایی کودکان از آزارِ جسمی شدند.

شماره ۱۹، تیر ۹۴

28-آرون-راس-پاول

چرا سیاست نمی‌تواند جهان ما را بهتر کند

اگر سیاست اوضاع ما را بدتر می­سازد، چرا باید خواهان سیاست بیش‌تر باشیم؟ پاسخ لیبرتارین­ها این است که ما اصلاً خواستار سیاست بیش‌تر نیستیم. با محدود کردنِ قلمرو سیاست نه‌تنها جهانی سالم­تر و ثروتمند­تر خواهیم داشت، بلکه به جامعه‌ای هرچه بیشتر مدنی، دست خواهیم یافت.
اما همه، مسأله را این‌گونه نمی­بینند…

راس پاول

آزادی منفی و مثبت چیست؟ و چرا اهمیت دارد؟

میزان قابل توجهی از بحث بین متفکران سیاسی لیبرتارین و غیرلیبرتارین بر اساس تفاوت بین آزادی مثبت و منفی قابل توضیح است. این دو ترم تکنیکی در فلسفه سیاسی نقش زیادی در تعیین حدود فعالیت‌های قابل قبول دولت و همچنین هدف ابتدایی وجود دولت داراست.
این بدین معناست که لیبرتارین‌ها و غیرلیبرتارین‌های علاقه‌مند به ایده‌های سیاسی—و مشتاق به داشتن بحث معنی دار در مورد آنها—از درک مفهوم این دو دسته از آزادی سود خواهند برد.
اگر بخواهیم ساده شروع کرده و تعریف خود را به تنها دو کلمه محدود کنیم، آزادی منفی به معنی «آزادی از» خواهد بود در حالی که آزای مثبت به مفهوم «توانایی به» است…

a-nuke-mushroom-cloud-tactical-HD-Wallpaper

برنامه‌ریزی و چشم‌انداز رادیکال، قسمت دوم

کارل مارکس، برنامه‌ریزی مرکزی را به‌عنوان تلاشی برای حل این تعارض ذاتی بین حوزه‌های عمومی و خصوصی جامعه قلمداد می‌کرد.
…مارکس کانون معضل را در حوزه‌ی رقابتی خصوصی می‌دید. نظام بازار، جایی که منافع جدا، مجزا یا «بیگانه‌شده» بر سر منابع با یکدیگر می‌ستیزند. او برآن است که تا زمانی‌که نهادهای دموکراتیک سعی دارند خود را به این حوزه‌ی رقابتی بچسبانند، ناچار، تسلیم آن خواهند ماند. از این رو، علاج را آن می‌داند که روابط رقابتی بازار را از بن خراب کنیم و آن‌ را با حوزه‌ی عمومی مبتنی بر ارزش‌های دموکراتیک که باید تمام جوانب زندگی اجتماعی را دربرگیرند، جایگزین سازیم.

a-nuke-mushroom-cloud-tactical-HD-Wallpaper

برنامه‌ریزی و چشم‌انداز رادیکال، قسمت اول

در اولین لحظات یک حمله‌ی ده هزار میلیون تنی به ایالات متحده… وقتی که نخستین موج از موشک‌ها فرار برسند، اکثریت وسیعی از مردمان مناطقی که مورد حمله قرار گرفته‌اند، زیر نور بمباران همه‌جا را روشن خواهند یافت و سپس پودر خواهند شد و یا در آتش خواهند سوخت… در ده هزار میلیون تن دوم به بعد، در نتیجه‌ی اصابت هر بمبی، امواج انفجار مثل تند باد هزاران استحکامات روی زمین را با خود خواهد برد و تاسیسات بنیادی ایالات متحده را نابود می‌کند. با این اوصاف، ششصد هزار مایل مکعب بوسیله چهل کالری حرارت یا بیشتر سوخته‌اند و حالا هر سانتیمتر مکعب، شاهدِ ضربه‌ی موج انفجار حداقل پنج پوند در هر اینچ مکعب است و درعمل تمامی ساکنان، محل‌های کار و دیگر دست‌سازهای بشری، بواقع همه‌ی ساختار‌های انسانی ایالات متحده – تبخیر، منفجر و یا به طرق دیگر از هستی ساقط خواهند شد…

experimentation

آزمون متهورانه و مصرانه

فرانکلین دلنور روزولت، در سخنرانی‌ای در می ۱۹۳۲، سخنانی گفت که بعدها شهرت زیادی یافت: «کشور نیاز به یک آزمون متهورانه و مصرانه را دارد، و اگر در مورد طبعش اشتباه نکرده باشم، تقاضا برای چنین تجربه‌ای نیز وجود دارد. عقل سلیم می‌گوید روشی را در پیش بگیریم و آن را امتحان کنیم: اگر شکست خورد، رک و راست به آن اذعان کنیم و روش دیگری را در پیش بگیریم. اما بالاخره باید چیزی را امتحان کنیم.»
این تمایل صریحا مورد ستایش قرار گرفت. احتمالا برایتان شگف‌انگیز است که من نیز آن را تحسین می‌کنم.
آنچه من در مورد فرانکلین روزولت تحسین نمی‌کنم این پیش فرض اوست که دولت عامل مناسبی برای چنین آزمونی است.

Recep Tayyip Erdogan speaks to supporters during an AKP rally in Istanbul June 5, 2011. ENN Photo/Jodi Hilton

بنیان‌های قدرت سیاسی

اتین دو لابوئسی، حقوقدان، شاعر، و نظریه‌پرداز سیاسی فرانسوی بیش‌تر با ‌عنوان قهرمان مقاله‌ی «درباره‌ی دوستی» میشل دو مونتنی و همچنین نگارنده‌ی مقاله‌ی «گفتار در باب بندگی خودخواسته» به یاد مانده است:
«پس این فساد غول‌پیکر چیست که حتی شایسته‌ی نام بزدلی هم نیست، فسادی که هیچ واژه‌ای نتواند پستی آن را به‌قدر کفایت بیان دارد، فسادی که طبیعت آن را به دور افکنده و دهان‌مان از ذکرش کراهت دارد؟»

شماره ۱۸، خرداد ۹۴

the-science-of-social-change

ایده‌ها، فعل انسانی، و تغییر اجتماعی

اسمیت در این مطلب کوتاه به کاوش در طرقی می‌رود که از خلال‌شان اندیشه‌ها توانسته‌اند بر کنش‌های انسانی تاثیر بگذارند، و چراییِ الزامی بودن انگاره‌ها را برای موفقیت لیبرتارینیسم توضیح می‌دهد.

A-billboard-featuring-the-001

درباب فردگرایی و نظم اقتصادی: آثار برتر اتریشی در قرن بیستم

هایک اصرار دارد منحنی‌هایِ‌ هزینه و تقاضایی که در نظریه‌های اقتصادی به کار می‌بندیم، و لانگه فرض را بر دسترسیِ هیأت مرکزی به آن‌ها می‌گذارد، وجود عینی ندارند و از‌این‌رو بازیگرانِ صحنه‌ی دنیایِ واقعی از آن‌ها آگاه نیستند؛ آن‌ها در عوض باید هر روز این متغیرها را کشف کنند. این فرایند کشف، فقط زمانی می‌تواند اتفاق افتد که کارآفرینان با رقابتی واقعی روبرو هستند، منابعِ خود را به‌کار می‌بندند و بر سر آن‌ها مخاطره می‌کنند. سوسیالیسم، چه در قالب برنامه‌ریزی جامع و چه در معنایِ «سوسیالیسم بازار»، هرچه بکوشد نمی‌تواند با بازار هموندی کند، زیرا فاقدِ قیمت‌هایی است که بر اساسِ ارزش واقعی پول تعیین شده‌اند و چنین فرایند کشفی ندارد.

Untitled

حریت فقط دارایی نیست… پس چیست؟

…مَت زوولینسکی در وبلاگ قلب خونین آزادی‌خواهی پیشنهاد می‌دهد آزادی‌خواهان «اصل عدم تعرض» را رها کنند، همان اصلی که موری راث‌بارد مرحوم آن را فرموله کرد. از نظر دیوید گوردُن توصیف زوولینسکی از موضع راث‌بارد، شبیه به توصیف یک کاریکاتور است. دیوید می‌گوید: «آزادی‌خواهی راث‌باردی، این دکترین نیست که هر کسی مالکیت مطلق دارایی خودش را دارد. همچنین به این مورد ارتباطی ندارد که شما برای تعدی به حقوق دیگران آزادید، همان‌طور که چنین اتفاقی ممکن است در مورد دارایی شما هم بیافتد.»

با وجود این، بی‌درنگ این مساله مطرح می‌شود که مگر «حقوق انسان‌ها» چیزی جز حقوق دارایی است؟ آزادی‌خواهان طرفدار راث‌بارد دکترین «حق مالکیت خود» را تصدیق کرده، آن را به‌طور لفظ به لفظ معنی می‌کنند: شما کاملاً به همان طریقی که مالک دیگر دارایی‌هایتان هستید، مالک خود نیز هستید، با این استثناء که نمی‌توانید اراده‌ی خود را انتقال دهید…

kant

برابری حقوق

امانوئل کانت (۱۷۲۴-۱۸۰۴) یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه‌ی تاریخ است؛ با این همه‌، در جهان انگلیسی‌زبان او را فیلسوف سیاسی مهمی نمی‌پندارند و سهم او در لیبرالیسم در سطح وسیعی نادیده گرفته شده. با این همه، وی در نوشته‌های سیاسی‌اش نظریه‌ی حقوق مسلم و ساختمان دولت را مطرح می‌کند که مستقیماً با سنت لیبرال عصر روشنگری منطبق است. او در این گلچین از مقاله‌ی نظر و عمل درباره‌ی آزادی، برابری و استقلال هر شخص در یک مملکت متمدن بحث می‌کند و استدلال می‌کند قوانین باید مبتنی بر محافظت از حقوق باشند، نه تلاش برای ایجاد سعادت برای شهروندان…

نظرسنجی

نتایج نظرسنجی بورژوا

حدود بیست روز پیش یک گزاره را بر روی بورژوا منتشر کردیم و از طریق فیسبوک مردم را دعوت کردیم تا موافقت یا مخالفت خود را با آن اعلام کنند. آن گزاره این بود: «به رغم اختلاف بالقوه بین فقیر و غنی، در اقتصاد بازار آزاد عموم مردم زندگی بهتری دارند.» ۱۱۴۸ نفر در نظرسنجی بورژوا شرکت کرده‌اند. ۶۰ درصد از شرکت‌کنندگان با گزاره‌ی فوق موافق و ۴۰ درصد مخالف بوده‌اند.

Steven Horwitz

آیا فقرا فقیرتر شده‌اند؟

یکی از افسانه های اقتصادی معاصر این است که ثروتمندان در حال ثروتمندترشدن هستند و فقرا در حال فقیرتر شدن. اگرچه در اولین نگاه ممکن است اینطور به نظر برسد، اما آیا واقعا اینطور است؟ در این ویدئوی کوتاه، استیون هورویتز پاسخ می‌دهد.

Joe-vs.-the-Volcano

رشد دولت

دولت مدرن موجودی یکه و ساده نیست. دولت مدرن شامل بسیاری نهاد‌ها، سازمان‌ها و فعالیت‌ها است و بازیگران مجزایی بر صحنه‌ش حاضرند: قانون‌گذاران، مدیران اجرایی، قضات و شمار کثیری از کارمندان ساده. این بازیگران تا حدی مستقل از یکدیگر عمل می‌کنند و حتی گاهی پیش می‌آید که اهداف‌شان در تعارض با یکدیگر است. از آن‌جا که دولت موجودی پیچیده است، هیچ سنجه‌ی یگانه‌ای نیست که برای به برآورد «اندازه‌»ی واقعی‌ش کفایت کند. هر کدام از سنجه‌هایی که معمولاً به کار بسته می‌شوند، کمی‌وکاستی‌های جدی خودشان را دارند و گاه گمراه‌کننده‌اند. با همه‌ی این اوصاف این سنجه‌های گوناگون دست‌کم بخشی از حقیقت را در باب اندازه‌ی دولت‌ها آشکار می‌کنند. معمول‌ترین سنجه‌‌ای که اقتصاددانان استفاده می‌کنند مخارج دولت به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی است. گاهی تولید خالص ملی یا درآمد ملی به جای تولید ناخالص داخلی به کار برده می‌شود که برای برآورد نسبت مخارج دولت سنجه‌هایی قابل‌دفاع‌ترند. جدول یک، با به کار گیری این سنجه طرحی اجمالی را از رشد اندازه‌ی دولت در شش کشور در بازه‌ای بلندمدت ارایه می‌دهد.

tolerance

فهم به زور بر نیاید

در این گزیده از «نامه‌ای در باب مدارا»، جان لاک از آزادی وجدان حرف می‌زند که خودش آن را «حق طبیعی هر انسانی» می‌نامد. این گزیده‌ها از نامه‌ای دست‌چین شده‌اند که جان لاک آن را به زبان لاتین برای یکی از دوستانش، فیلیپ فان لیمبرک، نوشته است. فان لیمبرک بدون اینکه خود لاک بداند، این نامه را برای بازه‌ی وسیع‌تری از مخاطبان چاپ کرد. لاک این نامه را در پاسخ به پروتستان‌ هراسی‌ای که بر کل کاتولیک‌های انگلیس مسلط شده بود، نوشت.

شماره ۱۷، اردیبهشت ۹۴

louis_xiv_of_france-2000_c2-0-1998-1164_s561x327

زندگی شپش زده ثروتمندان و درباریان قدیم

لویی چهاردهم تحت هراس دائم از مرگ بر اثر آبله و بسیاری بیماری‌های دیگری به سر می‌برد که امروزه به سرعت توسط آنتی بیوتیک‌ها درمان می‌شوند. قصر او در ورسای ۷۰۰ اتاق داشت ولی حمامی نداشت (بنابراین او به ندرت حمام می‌کرد)، و سیستم گرمایش مرکزی و یا تهویه‌ای هم نداشت. صد سال پیش، جان دی راکفلر ثروتمندترین مرد زمین بود. او حمام داشت اما هنوز تهویه مطبوعی در کار نبود. همانند لوئی، او و خانواده‌اش در معرض دائم خطر مرگ در اثر امراض و یا سوانحی بود که امروزه به سرعت قابل درمان هستند. راکفلر می‌توانست با قطار و یا کشتی بخار، و یا در فواصل بسیار کوتاهی با اتومبیل‌های به تازگی اختراع شده، آن هم در جاده‌های عمدتا خاکی، سفر کند. البته همین هم کاملا لوکس، و برای لویی چهاردهم قابل دسترس نبود.

زمین سیاره ۳۳۰ ۲۳۱

هیچ منبعی طبیعی نیست!

قید بند‌ زدن بر خلاقیت بشری است که باعث ایجاد حد و مرز برای منابع می‌شود، نه میزان محدود ماده‌ی فیزیکی موجود روی کرده زمین و یا در کل گیتی. به محض آنکه بشر به اندازه معقولی آزاد باشد، و تا وقتی که بورژوازی شان و مرتبه خود را حفظ کند، به احتمال زیاد عرضه منابع—حتی آنهایی که به اشتباه “منابع طبیعی” نام گرفته‌اند—کاهش نیافته و به رشد خود ادامه خواهد داد.

c5d98cc2009f8dd27744e4cc0e9c-is-globalisation-really-that-good

جهانی‌‌سازی خوب است!

جهانی‌سازی چیست؟ از آن بترسیم یا برایش آغوش باز کنیم؟ جهانی‌سازی از مفاهیم پرجنجال زمانه‌ی ماست. سیاستمداران همه‌ی جناح‌های سیاسی مرتباً آن را به زبان می‌آورند. رسانه‌ها هم یک در میان آن را به بحث می‌گذارند. از همه مهم تر ما دایماً زیر بمباران کتاب و مقاله درباره این موضوع هستیم که هر یک از دیدگاه ایدئولوژی خاصی به آن می‌پردازند. برخی این «دنیای قشنگ نو» را می‌ستایند، اما بیشتر صداها هشدارند. هشدار تهدید ترسناکی که از جانب «اقتصاد جهانی جدید» متوجه جهان است. بقیه نقطه‌نظرها هم نگارش‌های دیگر همین دو رویکرد هستند. برخی دیگر هم می‌گویند جهانی‌سازی را زیاد جدی می‌گیریم یا اصلاً چیز جدیدی نیست.

Vindication1b

انقیاد زنان

این حقیقت که محترم‌ترین زنان، مظلوم‌ترین آنان هستند بسیار ناراحت کننده است و در عین حال تأثیر مبارکی از تمدن به شمار می‌آید! آن‌ها باید مانند موجوداتی حقیر رفتار کنند و حقیر شوند، مگر اینکه درکشان خیلی فراتر از درک رایج در میان هر دو جنس باشد. بسیاری از زنانی که زندگیشان را صرف گله و شکایت کرده‌اند، به جای اینکه سرهای پر احساسشان را به زمین بیافکنند، سرهایی که زیبایی را صرف چیزی می‌کنند که تنها در اولین نگاه تجلی می‌یابد، می‌توانند پزشک شوند، کشاورزی کنند، مغازه‌داری کنند و با تکیه بر کار خودشان قد راست کنند. نه بعید می‌دانم که ترحم و عشق، آنگونه که شاعران وانمود می‌کنند، این‌قدر به هم نزدیک باشد؛ زیرا به ندرت دیده‌ام که بیچارگی زنان دلسوزی کسی را تحریک کرده باشد، البته به‌جز افراد منصف؛ بنابراین ترحم شاید خدمتگذار عشق باشد، شاید هم منادی شهوت. زنی که خودش نان خود را در می‌آورد بسیار محترم‌تر از زیباترینِ زنان است! –گفتم زیبا؟- آن‌قدر به زیبایی اخلاقی یا نزاکت هماهنگی که با عواطف یک ذهن مرتب توافق دارد، حساسم که از چنین مقایسه‌ای خجالت‌زده می‌شوم؛ با وجود این، از فکر به این مسئله افسوس می‌خورم که زنانِ اندکی هستند که با کنار کشیدن از چرخه‌ی لذت یا تنبلی‌ای که بسیاری از زنان را تحمیق کرده و در خود فرو برده است، در پیِ چنین احترامی‌اند.

levellers

تیری به سوی همه‌ی حاکمان مستبد

همان‌طور که ما زندگی می‌کنیم، هر کس دیگری هم به‌اندازه‌ی ما از زادحق و امتیاز خود بهره می‌برد؛ زیرا خدا به‌واسطه‌ی طبیعت، او را آزاد آفریده است.

ایزابل پترسن ۳۳۰ ۲۳۱

انسان‌دوستی با گیوتین

ایزابل پَتِرسن رمان‌نویس و منتقد ادبی آمریکایی است که در سال ۱۹۴۳ یک اثر فلسفی به نام «خداوندگار ماشین» منتشر ساخت. در این گزیده‌ از «خداوندگار ماشین» پترسن استدلال می‌کند که وقتی هستی هر انسان را با هستی دیگر انسان‌ها تعریف کنیم، همچون وقتی که یک انسان‌دوست خیرخواه هستی خود را منحصراً با خدمت به دیگران تعریف کند، آنگاه «هستیِ انسان برای دیگران از خلال دیگران و به وسیله‌ی دیگران» بر اساس منطق خود به گیوتین راه می‌برد.

الگرنون سیدنی ۳۰۰

قانون اعلای عدالت؛ زندگی‌نامه الجرنون سیدنی

جوهره‌ی قانون عدالت آن است: قانونی که عادلانه نباشد، اصلاً قانون نیست … قانون باید در دفاع از ما باشد نه تله و دامی برای ما … آن قانونی که برای جامعه زیان‌بخش باشد و عدالت را [از مسیر خود] منحرف سازد، و آن هدفی را تباه سازد که [بدواً] باید برای آن وضع می‌شده، به بالاترین درجه‌ ناعادلانه است و مطلقاً بی‌اعتبار … مهم‌ترین حقوق این‌جهانی همگی انسان‌های شرافتمند این‌ها هستند: حفظِ جان، آزادی و مال.

ادوارد کوک ۳۳۰

قانون ناقض «حق و خرد عام» قانون نیست

قانون عامه بهترین و عام‌ترین حق مادرزاد مردمان عادی است که هم از داشته‌ها، زمین‌ها و عایدات‌شان حراست می‌کند و هم از همسر، فرزندان، جسم، شهرت و حیات‌‌شان … هیچ مردی، چه مقام روحانی یا آدمی‌زاد دنیایی نباید از راز درونِ قلب‌اش مورد سؤال قرار بگیرد … خانه‌ی هر انگلیسی به‌سانِ قلعه‌‌ی او است.

رابرت هالب‌رانر ۳۳۰

سوسیالیسم چه بود؟

سوسیالیسم، از تعهدی برای درمان معضلات اقتصادی و اخلاقی سرمایه‌داری سر برآورد، ولی در عمل هم در خرابکاری اقتصادی و هم در قساوت اخلاقی گوی سبقت را از سرمایه‌داری ربود. با این همه، هم انگاره و هم آرمان سوسیالیسم هنوز پابرجا هستند. این که آیا سوسیالیسم به یکی از اشکال‌ش، در قامت یک نیروی سازمان‌بخش عظیم، نهایتاً دوباره عرض‌اندام خواهد‌کرد یا نه، معلوم نیست، ولی هیچ‌کس بدون در‌نظر‌داشتن روایت دراماتیک ظهور و افول سوسیالیسم نمی‌تواند چشم‌اندازهای آن را با دقت رصد کند.

اراسموس ۳۳۰

ذهنی مداراجو: زندگی‌نامۀ دسیدریوس اراسموس

آیا متوجه نیستیم که شهرهای باشکوه به دست مردم ایجاد شده و به دست شاهزادگان ویران شده‌اند؟ یک دولت با دست‌رنج شهروندانش توانگر می‌شود و با طمع حاکمانش تاراج می‌شود؟ قوانین خوب از سوی نمایندگان مردم وضع شده و از سوی پادشاهان نقض می‌شوند؟ مردم علاقه‌مند به صلح هستند و پادشاهان جنگ به راه می‌اندازند؟

شماره ۱۶، فروردین ۹۴

opensource

جامعه متن باز

ساعت‌ها در دانشکده با دوستانم بحث و جدل می کردم که چرا این ایده بی‌معنی است و جایگاهی در دنیای واقعی ندارد. …هسته‌ی اصلی سیستم عامل‌هایی که بسیاری از برنامه‌های کمپانی‌هایی مثل گوگل و فیسبوک روی آن کار می‌کنند، مبتنی بر کدی است که بر اساس همین ایده طراحی شد. به طور خلاصه این ایده با کمی تغییرات به خوبی کار کرد و همه‌گیر شد و پیش‌بینی من، با تمام اطمینانی که به تحلیلم داشتم، اشتباه از آب درآمد. اما سوالی که مدت‌ها طول کشید تا برایش پاسخی پیدا کنم این بود که چرا این ایده کار کرد و این چنین همه‌گیر شد؟ چرا افرادی در سرتاسر دنیا حاضر هستند ساعتها کار و تلاش خودشان را به رایگان در اختیار دیگران قرار بدهند؟

ارزش ذهنی ۳۳۰

انقلاب مارژینال

«ارزش‌ دادوستدی» هر چیز نتیجه‌ی «اجتماعی» «آشکار» شدن ارزش‌‌گذاری‌های «ذهنی» «نامتقارن» و «نایکسان» آحاد جامعه است که با هر «دادوستد» در دنیای «واقعی» در معرض انتخابی از جنس «یکی‌بیش‌تر-یا-یکی‌کمتر» هستند، و ارزش ذهنی‌شان از هر چیز یک نسبت «معکوس» دارد با میزان بهره‌مندی‌شان از آن. انتظار می‌رود که در یک اقتصاد رقابتی «ارزش دادوستدی» هر چیز برابر با «هزینه‌ی مارژینال» تولید آن باشد.

دجوونل برتراند

بازتوزیع قدرت

متن پیش‌رو گزیده‌ای است از کتاب «اخلاقیات بازتوزیع» به قلم اندیشمند فرانسوی برتران دجوونل (۱۹۰۳- ۱۹۷۸). دجوونل از زوایه‌ی تأثیر یکنواخت‌سازی درآمد بر تولید فرهنگی منطق بازتوزیع قهری را به نقد می‌کشد. او استدلال می‌کند که ورود دولت به بازتوزیع قهری درآمد بالضروره موجب افول تولیدات فرهنگی می‌شود؛ امری که مدافعان یکنواخت‌سازی درآمد خود آن را بر نمی‌تابند. برای خنثی کردن آن اثر نامطلوب، در قدم بعد، بر اساس منطق موقعیت، دولت به حمایت از تولیدات فرهنگی بر می‌خیزد، تا وضع تولید فرهنگی به پیش از بازتوزیع بازگردد. اما آنچه به این ترتیب اتفاق می‌افتد این است که نقش‌آفرینی دولت به بازتوزیع درآمد به تصدی‌گری دولت در حوزه‌ی فرهنگ راه می‌برد. بنابراین قرار است بازتوزیع درآمد صورت بگیرد، اما چیزی که حاصل می‌شود انتقال قدرت از جامعه به دولت است.

زمین سیاره ۳۳۰ ۲۳۱

زمین منبعی با موجودی ثابت نیست

عرضه‌ی اقتصادی زمین، مانند عرضه‌ی هر منبع دیگری که شما نام ببرید، یک پدیده‌ی فیزیکی نیست. مادامی که مردم به نوآوری کردن آزاد باشند و شوق نوآوری کردن داشته باشند—و مادامی که قیمت‌ نهاده‌های تولید و قیمت کالاها و خدمات تولیدی بتوانند آزادانه با عرضه و تقاضا تعدیل شوند—عرضه‌ی اقتصادی هر چیزی، حتی «ثابت‌»ترین و «تجدیدناپذیر»ترین منابع نیز افزایش خواهد یافت.

قحطی دستمال توالت؛ ونزوئلا در آخرین مرحلۀ سوسیالیسم

زینا کاماچو، صاحب یک مسافرخانه‌ی ۲۰ اتاقه در دامنه‌های یک کوه در پارک ملی سیِه‌را نوادا می‌گوید: «شرایط خیلی حاد است … یک سال تمام هست که ما دستمال توالت، صابون، شیر، قهوه و شکر نداریم. برای همین از مسافران می‌خواهیم که با آمادگی به اینجا بیایند.»

هانس روسلینگ نمودار برخورداری و تندرستی ملل

۲۰۰ سال تاریخ در ۴ دقیقه

هانس روسلینگ، آمارنگار افسانه‌ای سوئدی، می‌گوید اگر چهار دقیقه وقت برای تماشای این ویدئو صرف کنید، معادل این است که یک سال زمان را در دانشگاه به مطالعه‌ی تاریخ صرف کرده باشید. حرف خیلی بی‌راهی نمی‌زند.

بندیکت کلر ۳۳۰

نخستین جلوۀ سرمایه‌داری در صدر اسلام

«هرآن‌کس که به سیاقی مشروع، تمنایِ زندگی دنیویی و بهره‌مندی از ثروت‌های جهان را دارد، تا خویشتن را از دریوزگی در امان بدارد، یا برای اهل خانه‌اش تأمین معاش کند، او در روز بازپسین با صورتی به تشعشعِ ماهِ کامل در برابر خداوند حاضر خواهد شد.»

شماره ۱۵، اسفند ۹۳

پله مسی ۳۳۰

پله فوتبالیست بهتری بود؛ مسی پول بیشتری درمی‌آورد

لیونل مسی امروز فوتبالیست بزرگ دنیا است. درآمدی که امروز مسی تحصیل می‌کند تقریباً سه برابر درآمدی است که چهل سال پیش پله در اوج فوتبال‌ش در می‌آورد. توضیح سه برابر بودن درآمد مسی این نیست که او از پله فوتبالیست بهتری است. به نظر من، نیست؛ به گمانم پله فوتبالیست بهتری است. اما درآمد مسی بیشتر است، چون آدم‌های بیش‌تری فوتبال او را می‌بینند؛ به خاطر اینترنت، به خاطر تکنولوژی، به خاطر جهانی‌شدن، آن ارزشی که مسی خلق می‌کند، به آدم‌های بیش‌تری می‌رسد.

برابری همکاری

بورژواهای جهان! متحد شوید!

آیا نابرابری جهانی در چند ده سال اخیر افزایش یافته؟ «دلواپسان» جهان ظن قوی می‌برند که نابرابری افزایش یافته.
شاید ظن‌شان درست باشد. آیا درست است؟ آیا شواهدی هست که بر اساس آن بتوان پاسخ را معلوم کرد؟ آری، هست.

یونان رعدوبرق

علاج یونان؛ عبرت ایران | بخش نخست

بحران جاری در یونان درس‌های باارزشی برای همه‌ی مردم جهان دارد. به دلایل متعدد، امروزِ یونان می‌تواند آینه‌ی فردای ایران باشد. شاید بتوان از این بحران درس‌هایی آموخت که به کار علاج یک واقعه قبل از وقوع بیاید. در ادامه‌ی مطالبی که درباره‌ی موضوع بحران یونان منتشر کرده‌ایم، یک یادداشت کوتاه دیگر را نیز در دو بخش تقدیم می‌کنم.

آدام اسمیت مجسمه

پنج جمله قصار در سالگرد انتشار ثروت ملل

بعید است که اهل یک صنف و صنعت، حتی به قصد تفریح و سرگرمی، دور هم جمع بشوند و گفتگویشان به توطئه‌‌ و تبانی برای افزایش قیمت‌ها به زیان عامه‌ی مردم منتهی نشود. عملاً هیچ راهی نیست که بتوان مانع از برگزاری چنان تجمعاتی شد، حتی اگر راهی می‌بود، چنان ممانعتی خلاف آزادی و عدالت بود. در این وضعیت که ممانعت از چنان تجمعاتی به واسطه‌ی قوانین حکومتی هم ناعادلانه و هم ناممکن است، وظیفه‌ی حکومت این است که از انجام هر کاری که تشکیل آن تجمعات را تسهیل می‌کند، خودداری ورزد، چه برسد به این‌که به حکم قوانین حکومتی تشکیل آن تجمعات را الزامی و ضروری سازد [که اگر چنان کند بی‌عدالتی‌ای بزرگ‌تر مرتکب شده].

دونالد بودرو

اگر امروز بطری آب معدنی داریم برای این است که من دیروز مقام برنامه‌ریز نبودم!

یادم می‌آید اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ یا اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ بود که آب نوشیدنی داخل بطری پلاستیکی وارد بازار شد. من آن موقع خیلی مطمئن بودم که عرضه‌ی این محصول در بازار با شکست مواجه خواهد شد. با خودم می‌گفتم «چه کسی حاضر است پول بدهد و آب را دخل بطری بخرد برای این‌که بتواند آن را اینجا و آنجا همراه خود ببرد، وقتی داخل خانه هزینه‌ی یک لیوان آب بیش‌تر از شیر آب تقریباً برابر صفر است، و خارج از خانه هم [در هر مدرسه و فروشگاه و محل کار] از طریق چشمه‌های آب و آب‌سر‌دکن‌ها آب رایگان در دسترس است؟»

بنجامین کنستان ۲۳۱ ۳۳۰

بنژامن کنستان؛ ایدئولوگ آزادی

اکثریت حق دارد تا اقلیت را به احترام نهادن به نظم عمومی ملزم سازد، اما هر آن‌چه نظم عمومی را مختل نسازد، هر آن‌چه منحصراً شخصی باشد چون افکار انسان‌ها، هر آن‌چه که در تبدیل آن افکار به افعال انجام گیرد در حالی که مایه‌ی آزار دیگری نیست، در حالی که متضمن اعمال خشونت فیزیکی نیست، در حالی که مانعِ بیان افکار رقیب نیست، هر آن‌چه که در کسب‌وکار، به رقیبی صنعتی اجازه می‌دهد تا آزادانه رشد کند—همه‌ی این‌‌ها اموری فردی‌ هستند که محدود شدن‌شان به اتکای قدرت دولت به هیچ وجهی نمی‌تواند قانونی باشد.

تجارت فردا ۳۳۰

بورژوا در تجارت فردا

ماه گذشته، هفته‌نامه‌ی «تجارت فردا»—که بی‌شک یکی از پدیده‌های موفق روزنامه‌نگاری در ایران است—به مناسبت یک سالگی بورژوا در شماره‌ی ۱۱۸ خود مطالبی درباره‌ی مجله‌ی آنلاین ما منتشر کرد، که بسی مایه‌ی دلگرمی شد. آن مطالب اینک بر روی وب‌سایت «تجارت فردا» دسترس‌پذیر اند. مطالب از جمله مشتمل است بر یک معرفی کوتاه و مصاحبه‌ای با نگارنده.

تخته بند ۳۳۰

سرکوب آزادی اقتصادی؛ نمک، دکمه، پارچه چیتی، نیترات پتاسیم

چنان که یک مورخ نوشته، «یک‌ بار در شهر ولانس، ۷۷ نفر به دار آویخته شدند، ۵۸ نفر زیر چرخ خرد و خمیر شدند، ۶۳۱ نفر به بردگی در کشتی فرستاده ‌شدند و یک نفر هم به بیگاری گماشته ‌شد و هیچ‌کس بخشوده‌ نشد.» در طول ۷۱ سالِ تلاش برای پاک‌سازی بازار و خلاص‌کردن تولید‌کنندگان فرانسوی از پارچه‌‌ی چیتی، کلاً ۱۶ هزار نفر کشته شدند.

راس-پاول-درون-متن

لاغریِ سریع با راه‌کارِ دولتی

راه‌‌‌کارهای سیاسی تقریباً شبیهِ رژیم‌های لاغریِ سریع هستند. اگر می‌خواهید در بلندمدت وزن کم کنید، از هر نظر که بگویی، بهترین راه تغذیه‌ی بهتر و ورزش بیشتر است. اما این کار دشوار است و نتایج آنی و چشمگیری به همراه ندارد. رژیم‌های لاغریِ سریع اغلب کارگر نیستند و زمانی هم که کارگر می‌افتند، نتایج‌شان شاید چشمگیر اما زودگذر است.

رندی بارنت

حقوق طبیعی غیر از اخلاقیات قانون طبیعی است

حقوقِ «پیش‌بنیاد» آن حقوقی هستند که مطالبه‌ی احقاقِ آن‌ها با توسل به زور، بعد از در نظر گرفتن جمیع ادله‌ی موافق و مخالف، مطالبه‌ای موجّه است، فارغ از این‌که در عمل یک نظامِ برساخته‌ی حقوقی اعتبار آن مطالبه را به رسمیت شناخته یا نشناخته باشد. در مقابل، حقوقِ «برساخته» آن حقوقی هستند که صرفاً به اعتبار آن‌که یک نظامِ برساخته‌ی حقوقی آن‌ها را به رسمیت شناخته، عنوان حق را کسب کرده‌اند.

بورژوا لوگو

قواعد انتزاعی؛ یعنی قواعد عمومی

دلبخواهی نبودن قانون تنها وقتی صادق است، که منظور ما از «قانون» قواعدی عمومی باشد که به برابری بر همگان اعمال می‌شود. ما این عمومیت را که احتمالاً مهم‌ترین وجه از اوصاف قانون است، «انتزاع» می‌نامیم.

شماره ۱۴، بهمن ۹۳

جورج میسون 330

هراس موجّه آنتی‌فدرالیست‌ها

در جریان تنظیم و تصویب قانون اساسی ایالات متحده در سال ۱۷۸۷، هواداران قانون اساسی خود را «فدرالیست» نامیدند، و این موجب شد که مخالفان با عنوان «آنتی‌فدرالیست» شهره شوند. بر خلاف آن معنایی که کلمه‌ی «فدرالیست» در نظر اول تداعی می‌کند، فدرالیست‌ها خواهان برپایی یک حکومت «مرکزی» بودند که مستقل از ایالات حائز قدرت باشد، و مدل حکومت مدنظرشان نیز همان بود که جیمز مدیسون در پیش‌نویس قانون اساسی صورت‌بندی کرده بود. در مقابل آنتی‌فدرالیست‌ها بر آن نظر بودند که قانون اساسی پیشنهادی مدیسون یارای آن را نخواهد داشت که قدرت حکومت مرکزی را محدود و مشروط نگاه دارد.

الکساندر روستو ۳۳۰

نئولیبرالیسم: پیدایش یک دشنام سیاسی | بخش ۲

باور به «رفاه ابدی» با حوادثی که جرقه‌اش را «جمعه‌ی سیاه» وال استریت زد، نقش بر آب شد، از جمله در آلمان. بحران اقتصاد جهانی عمدتاً به منزله‌ی شکست «لیبرالیسم» و «سرمایه‌داری» تلقی شد. در پانزدهمین سالگرد تاسیس اتحاد جماهیر شوروی به سال ۱۹۳۲ رهبران این کشور پایان سرمایه‌داری را با رژه‌‌های باشکوه جشن گرفتند. در ایالات متحده، فرانکلین روزولت «یک معامله‌ی نو برای مردم آمریکا» را پی ریخت تا این کشور را به سمت سیاست‌های مداخله‌گرایانه سوق دهد. در انگلستان جان مینیارد کینز اقتصاددان روی نظریه‌ی عمومی خود کار می‌کرد که در آن می‌کوشید بی‌ثباتی‌های ذاتی نظام سرمایه‌داری را تبیین (و بر آن غلبه) کند. در سرتاسر جهان جو زمانه بر ضد لیبرالیسم و بازار آزاد بود.

الکساندر روستو ۳۳۰

نئولیبرالیسم: پیدایش یک دشنام سیاسی | بخش ۱

گر دیگران به یک لیبرال بگویند «لیبرال» یا به یک سوسیالیست بگویند «سوسیالیست» او ابایی از پذیرش آن عنوان ندارد. اما این موضوع برای «نئولیبرال» صادق نیست. تقریباً کسی نیست که خود را «نئولیبرال» بخواند؛ همیشه این دیگران هستند که این عنوان را به کار می‌برند—به عنوان یک دشنام سیاسی برای مخالفان‌شان. اما همیشه این‌گونه نبوده است.

پیتر بتکی ۳۳۰ ۲۳۱

نگاهی دوباره به «راه بندگی»

اگر در فهم ایشان [لیبرال‌های قرن نوزدهم] از لوازم خلق آن جهانی که در طلب‌اش بودند، کم‌وکاستی‌ بوده باشد، اینک ما با آن تجربه که از پس ایشان کسب کرده‌ایم، باید به ابزار بهتری برای تحقق آن هدف مجهز شده باشیم. اگر نخستین تلاش‌مان برای استقرار جهانی از انسان‌های آزاد شکست خورده، بر ما است که از نو به مجاهدت برخیزیم. این اصلِ راهنما که تنها سیاستِ به‌واقع ترقی‌خواه همان سیاستِ آزادی برای فرد فرد انسان‌ها است، امروزه به همان پایه‌ صادق است که در قرن نوزدهم صادق بود.

Post-marxism-utopia

از گذارهای پساکمونیستی چه می‌توان آموخت؟ (۲)

معمولاً اقتصادهایی که بدترین شرایط ابتدایی را دارند، مجبورند متحمل رکودهای سخت‌تر بشوند. این بدان معنا نیست که سیاست‌های اقتصادی در عملکرد رشد تأثیری ندارد. پژوهش‌های پردامنه‌ای به درک این نکته نایل شده‌اند که آزادسازی در سال‌های آغازینِ گذار به رشد بیشتری می‌انجامد و به نرخ تورم کمتری در دوره‌ی بعدی منجر خواهد شد. یک تعبیر این نکته این است که آزادسازی سریع جواب می‌دهد…

کشتی تایتانیک ۳۳۰ ۲۳۱

کشتی تایتانیک دولت رفاه

امروز کمتر دولت رفاهی هست که بخش بزرگی از تعهدات‌ رفاهی آتی‌اش بی‌پشتوانه نباشد؛ منظور این است که بین کل تعهدات آتی دولت رفاه با آن بخش از عواید مالیاتی دولت که برای تأمین مالی آن‌ها در قانون در نظر گرفته، معمولاً شکافی هست. منظور از «بدهی پنهان» همین شکاف مالی است.

یونان ۳۳۰ ۲۳۱

یونان؛ تراژدی دولت رفاه

امروز کم‌تر دموکراسی معاصری هست که حکایت واپاشی و شکست نهادهایش به تکان‌دهندگی یونان باشد. با این وجود، به رغم تاریخ پرآشوب سیاسی‌اش در قرن بیستم، یونان برای دهه‌ها اقتصادی مولد و شکوفا داشت. آن دوره‌ی شکوفایی وقتی پایان یافت که احزاب عمده‌ی این کشور، هم چپ‌گرا و هم راست‌گرا، برای کسب قدرت از چنگ یکدیگر، در چارچوب دولت‌سالاری رفاه به سیاست‌ورزی پوپولیستی و صغیرپرورانه روی آوردند.

post-communist

از گذارهای پساکمونیستی چه می‌توان آموخت؟ (۱)

این مقاله بررسی آثاری است که درباره‌‌ی تحولات پساکمونیستی نوشته شده‌اند و جدل میان مدافعان اصلاحات سریع و مدافعان مکتب نهادگرایی جدید را اجمالاً توضیح می‌دهد. این مقاله با ارائه‌ی شواهدی از کشورهای در حال گذار، با تأیید آشکار تأثیر دو مقوله‌ی محدودیت‌های عارض بر اصلاحات، رهیافت بدیلی را مطرح می‌کند.

دیوار برلین ۳۳۰ ۲۳۱

سابقاً کمونیست؛ اینک نرمال

روایتِ غالبِ تیره‌ای که از جهانِ پساکمونیستی ارائه می‌شود، غالباً بی‌راه است. بر خلاف تصاویری که رسانه‌ها می‌سازند، زندگی به شکل چشم‌گیری در کشور‌های بلوک شرق سابق بهبود پیدا کرده. کشورهای سابقاً کمونیست بعد از پایان کمونیسم به سرعت رشد کرده‌اند؛ امروزه شهروندان‌شان حیاتی برخوردارتر، طولانی‌تر و سعادت‌مندتر را زندگی می‌کنند. از بسیاری وجوه این کشورها حالا به «کشور‌های نرمال» تبدیل شده‌اند—و حتی در بعضی موارد، بهتر از نرمال.

الینور-استروم2

به دامِ نوش‌دارو نیفتید

استروم اصرار دارد که «نمی‌توانیم به سادگی بگوییم که اداره‌ی دسته‌جمعی مشاعات توسط خود اجتماعِ مردم بهترین است یا نیست؛ که دولت بهترین است یا نیست؛ که بازار بهترین است یا نیست.» این‌که کدام یک از این سه روش در هر مورد بهترین است، به شرایط بستگی دارد، و اگر به دنبال این باشی که بگویی فلان روش همیشه بهترین است، برخطا هستی. «به دام نوش‌دارو نیفتید».

چرخدنده شبکه انسانی

بازار به مثابه شبکه‌‌ای از قراردادها

به این ترتیب، «سازوکار غیرشخصی بازار» استعاره‌ای است برای آن شبکه‌ی به‌هم‌پیوسته و به‌هم‌وابسته‌ای از همه‌ی قراردادها در جامعه که همگی در سایه‌ی امکان عدم تمدیدشان و تجدیدنظر در شرایط‌شان بسته می‌شوند.

پترسن، وایلد و رند

شیرزنان لیبرتاریانیسم: ایزابل پترسن

لین، ژورنالیست گستاخ، جوشی و گاهی بی‌نزاکت، ایزابل باولر پَترسون را می‌شناخت ولی با وی صمیمیتی نداشت. به‌قول استفن کاکس پژوهشگر، او «زنی سبک‌وزن بود، با یک متر و شصت سانتی‌متر قد، بسیار نزدیک‌بین، عاشق لباس‌های زیبا و کمی عجیب، دوست‌دار غذاهای خوشمزه، کم‌نوش، و یک حامی طبیعت که می‌توانست تمام روز را صرف نگریستن به رشد یک درخت کند….»

شماره ۱۳، دی ۹۳

بورژوا لوگو

دیگر اسیر تلۀ مالتوسی نیستیم

رفاه و آسایش مادی آدمی‌زاد متوسطی که در سال ۱۸۰۰ میلادی در فرانسه می‌زیست، یا ۲۵۰۰ سال پیش در پاسارگاد می‌زیست، بدون احتساب افزایش کیفیت در این دویست سال، یک‌دهم و با احتساب افزایش کیفیت یک‌سی‌ام آسایش و رفاه یک ایرانی متوسط است که در سال ۱۳۹۳ زندگی می‌کند.

Rose Wilder Lane

شیرزنان لیبرتاریانیسم: رُز وایلدر

…مورخان بر حکّام تمرکز کرده بودند، ولی لین، حماسه‌ی ۶۰۰۰ ساله‌ی مردم عادی را روایت کرد، مردمی که با تشکیل خانواده، تولید غذا، ایجاد صنعت، شرکت در تجارت و بی‌شمار کار دیگر، زندگی انسانی را بهبود بخشیدند. به انقلاب آمریکا که رسید احساساتی نوشت، انقلابی که آزادی و انرژی فوق‌العاده را برای پیشرفت بشر تضمین کرد.

با حدّت و گاهی با نثری نمایشی، به هزاران پیامد نظامِ اشتراکی، از جمله مکاتب دولتی یا به‌اصطلاح ترتیبات اقتصادی «مترقّی»، حمله برد. او این ادعا که بوروکرات‌ها می‌توانند بیش از خود اشخاص به حال آنان مفید باشند را به ریشخند گرفت. وی پژمردگی را با اعتمادبه‌نفس بالای خود از بین برد و اظهار داشت: «پنج نسل از آمریکاییان انقلاب را به دوش کشیده‌اند و حالا زمان آن است که آمریکا کلّ این جهان را آزاد کند.»

پیش به سوی جامعه رفاه

پیش به سویِ جامعۀ رفاه!

اگر نیم قرن پیش دولت شروع می‌کرد و شام‌وناهار هر روز همه‌ی ما را فراهم می‌کرد، امروز این سخنی رایج و مقبول بود که «غیرممکن است که ما بتوانیم خود شام‌وناهارمان را تهیه کنیم.»

دیوید بیتو ۳۳۰ ۲۳۱

چگونه دولت رفاه جایگزین جامعۀ رفاه شد | بخش دوم

انتقال از خودیاری و همیاری به دولت رفاه، چیزی بیشتر از صرفاً یک انتقال اداری ساده‌ی تامین خدمات از مجموعه‌ای از موسسات به موسسات دیگر بود. همان‌طور که رهبران انجمن‌های اخوت نگران بودند، چیزهای زیادی در این انتقال از دست رفت که از اندازه‌گیری با عدد و رقم تن می‌زند. مناسبات قدیمی روابط متقابل و خودگردانی که انجمن‌های اخوت، نمونه‌های آن را نشان داده بودند به آرامی با مناسبات قیم‌مآبانه‌ی وابستگی جایگزین شد. ظهور دولت رفاه، نه تنها با غروب انجمن‌های تعاونی که به‌وسیله‌ی افراد بومی اداره می‌شد، همراه گشت، بلکه آن‌چه به جای آن‌ها باقی ماند، بوروکراسی‌های غیرشخصی‌ای بود که غریبه‌ها بر آن‌ها حکم می‌رانند.

دیوید بیتو ۳۳۰ ۲۳۱

چگونه دولت رفاه جایگزین جامعۀ رفاه شد | بخش اول

تا قبل از رکود بزرگ در نیمه‌ی اول قرن بیستم، در ایالات متحده، جلوتر از دولت، جلوتر از بازار، و جلوتر از انجمن‌های خیریه، «انجمن‌های اخوت» پیشگامِ تأمین رفاه اجتماعی در ایالات متحده‌ی امریکا بودند. میزان عضویت در انجمن‌های اخوت در اوج رونق‌شان به تقریباً ۳۰ درصد جمعیت بزرگسالان ذکور بالای ۲۰ سال رسید و این انجمن‌ها خاصه در میان مهاجران و آمریکاییان آفریقایی‌تبار طرفداران بسیار داشتند.

پیتر بتکی ۳۳۰ ۲۳۱

با تصویرپردازی از جمال و معنویتِ جامعۀ آزاد مردم را به شور آورید

می‌شود راه بهتر همزیستی کردن را آموخت و آموخت که چطور می‌توان نظمی اجتماعی بنیاد نهاد که از طریق‌ش توامان بتوان به آزادی، کام‌یابی، صلح و عدالت دست یافت. چنین تصویری از «جامعه‌ی خوب» می‌تواند و باید که شهروندان را به شور آورد، و برای این کار نمایش علمی کارآمدی آزادی هیچ کافی نیست، باید که جمال زیبایی‌شناختی و معنویت پرمعنای آن تشریک مساعی اجتماعیِ وسیعی که در میان افراد آزاد در چنین جامعه‌ای ممکن خواهد بود، در مقابل چشمان مردم تصویر شود.

موسولینی ۳۳۰ ۲۳۱

اقتصاد فاشیستی چه بود؟

فاشیسم، به عنوان یک نظام اقتصادی، سوسیالیسمی است که با لعابِ کاپیتالیسم جلا خورده. لغت فاشیسم از fasces مشتق شده است که در روم باستان نماد جمع‌گرایی و قدرت ‌بود—fasces دسته‌ای از ترکه‌های به‌ هم بسته شده است، که تبری از میان‌شان بیرون زده. [تبر نماد قدرت است، و دسته‌‌ی ترکه‌ها بیانی از این ایده‌ی کهن که هر ترکه به تنهایی می‌شکند، اما ترکه‌های دسته‌شده نمی‌شکنند.] در روزگار خودش (در سال‌‌های دهه‌ی ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰)، به فاشیسم به مثابه یک حدِ وسط مبارک نگریسته می‌شد، میانِ سرمایه‌داری لیبرال و مارکسیسم انقلابی،

دالیبور روهاک ۳۳۰ ۲۳۱

آیا توسعه مدرن و نسب اروپایی نسبتی با هم دارند؟

شاید زمان آن رسیده است که متواضعانه‌تر به این پرسش نزدیک شویم و از علم اقتصاد، به عنوان منبع پاسخ‌هایی مشخص و کمّی در باب رانه‌هایِ عمیقِ پیشرفت و ترقّی در عصر مدرن، دست بشوییم.

آرمن آلچیان 330231

حقوق مالکیت همان حقوق بشر است

یکی از بنیادی‌ترین مقتضیاتِ نظام اقتصادی سرمایه‌دارانه—و یکی از مفاهیمی که بسیار مورد سوءبرداشت قرار گرفته—همانا نظام قدرتمندی از حقوق مالکیت است. منتقدین اجتماعی ایالات متحده و سراسر جهان غرب دهه‌ها گلایه کرده‌اند که حق «مالکیت» غالباً نسبت به حقوق «بشر» ارجحیت داده شده و نتیجه‌اش هم آن شده که با مردم به گونه‌ای‌ نابرابر رفتار می‌شود و فرصت‌هاشان نابرابر است. نابرابری در هر جامعه‌ای‌ وجود دارد. اما تنش مطروحه بین حقوق مالکیت و حقوق بشر سرابی بیش نیست: حقوق مالکیت همان حقوق بشر است.

Google+