شماره ۱۱، آبان ۹۳

چرا نظریه‌ی وضع طبیعی؟

اگر دولت وجود نداشته باشد آیا لازم است که ابداع‌ش کنیم؟ آیا «نیازی» به وجود یک دولت خواهد بود، و آیا از دل این نیاز باید دولتی «ابداع» شود؟ این پرسش‌ها از فلسفه‌ی سیاسی سر بر می‌آورند و برای برساختن نظریه‌ای که می‌خواهد پدیده‌های سیاسی را توضیح دهد، پاسخ‌هایشان هم با کنکاش در «وضع طبیعی» (چنان که در اصطلاح سنتی نظریه‌ی سیاسی می‌خوانیمش) ارائه می‌شوند. توجیه احیای دوباره‌ی این مفهوم عتیق اگر جایی باشد در جذابیت، سودمندی و دلالت‌های وسیع آن برای این نظریه و نتایجِ آن است.

شماره ۱۰، مهر ۹۳

آزادی؛ آن برابری دیگر

برابری آزادی‌خواه برابری در مقابل مجریان قانون نیست، بلکه برابری با مجریان قانون است. برابری آزادی‌خواه برابری به فرمان‌فرمایی است. برای برپا کردن یک نظم سیاسی وانهادن چقدر از این برابری روا است؟ آزادی‌خواهان پاسخی یکسان به این پرسش ندارند. اما همه‌ی آزادی‌خواهان توافق دارند که مقصد مشترک چیزی جز این نیست: به حداقل رساندن نابرابری در فرمان‌فرمایی میان مردمان عادی از یک‌سو و مقامات و متصدیان حکومت از سوی دیگر.

برایان کاپلان دانشجویان برای آزادی  ۲۳۱ ۳۳۰

غل‌وزنجیر زدن بر آزادی غریبه‌ها ناروا است

فکر می‌کنید تا کنون چه تعداد از «هم‌وطنان» خود را واقعاً ملاقات کرده‌اید؟ خیلی کم. بخش اعظم هم‌وطنان شما در واقع برای شما غریبه به حساب می‌آیند. وقتی شما به فرزند خود می‌گویید «سوار ماشین غریبه‌ها نشو» در حقیقت این «غریبه‌ها» کسی نیستند جز هم‌وطنان‌تان. دولت مدرن—و بخش اعظم فلسفه‌ی سیاسی—تلاشی گسترده است برای وانمودسازی این‌که غریبه‌هایی که شما فرزندان‌تان را از سوار شدن بر ماشین‌شان برحذر می‌دارید، به‌واقع غریبه نیستند.

رابرت نوزیک

آنارشی، دولت، و آرمان‌شهر؛ پیش‌گفتار

افراد ذی‌حقوق اند؛ و این یعنی اَعمالی هست که هیچ فرد یا گروهی مجاز به ارتکاب آن‌ها در قبال افراد نیست، چون ارتکاب‌شان پایمال کردن آن حقوق است. این حقوق چنان محکم‌اند و دامنه‌ی نفوذ‌شان چنان گسترده که سؤالی پیش کشیده می‌شود: آیا کاری می‌ماند که دولت و متصدیان‌ش انجام بدهند؟ حقوق فرد چه مجالی برای دولت باقی می‌گذارد؟ ماهیت دولت، کارکرد‌های مشروع‌ و توجیهات وجودی‌ش (اگر توجیهی وجود داشته باشد) دغدغه‌ی اصلی این کتاب اند.

مت ریدلی

با افزایش جمعیت بهره‌وری تولید نیز افزایش می‌یابد

درسی که می‌گیریم بسیار سرراست است. خودکفایی ده‌ها هزار سال است که مرده. حتی سبک زندگی به نسبت ساده‌ی شکارگری-میوه‌چینی هم بدون وجود جمعیت بزرگی که افکار و مهارت‌هایشان را با یکدیگر ردوبدل کنند، نمی‌تواند باقی بماند. این موضوع چندان اهمیت دارد که هیچ‌گاه بیان شایسته نمی‌یابد. موفقیت انسان‌ها به طرزی حیاتی، اما خطرانگیز، به شمار جمعیت جوامع‌شان و تعدد پیوندهایشان بستگی دارد. چند صد نفر نمی‌توانند به خودی خود فن‌آوری‌های پیچیده را حفظ کنند؛ دادوستد بخش حیاتی این داستان است.

رودریک تی لانگ ۳۳۰ ۲۳۱

معجزه‌ی دولت در حل بحران بهداشت و درمان

آیا موقوف کردن «آزادی» اشتغال به هر حرفه‌ا‌ی (طبابت، وکالت، خبازی، آهن‌فروشی، آرایشگری، گل‌فروشی، …) به عضویت در یک «یگانه» «انجمن صنفی» که به موجب قانونِ موضوعه‌‌ی مستظهر به «قوه‌ی قهریه‌»ی دولت، «امتیاز ویژه»‌ی «انحصار» صدور «مجوز کسب‌وکار» در آن حرفه را دارا است، تحدید موجّه آزادی است؟ در مطلب زیر خواهید خواند که چنان تحدید ناموجهی چه سرمایه‌ی اجتماعی عظیمی را نابود کرده است.

میلتون فریدمن دلار

جباریت کنترل؛ از اسکاتلند تا هندوستان

در هر کشوری همیشه به منفعت قاطبه‌ی مردم است که هر چیزی را که می‌خواهند، از کسی خریداری کنند که آن‌ را به ارزان‌ترین قیمت می‌فروشد. این مسأله آن‌قدر روشن است که به نظر مسخره می‌رسد که بخواهیم برای اثبات آن به خود زحمت دهیم. و درستی این حکم هیچ‌گاه به پرسش گرفته نمی‌شد، اگر که سفسطه‌گری‌های منفعت‌مدارانه‌ی تجارت‌پیشگان و صنعت‌گران عقل سلیم بشر را پریشان نکرده بود. منافع ایشان از این لحاظ مستقیماً در ضدیت با منافع قاطبه‌ی مردم است.

فردریک باستیا

پاسخ به‌تمامی در یک لغت گنجیده است: آزادی

اگر قوانین مشیت الهی همساز اند، تنها در وضعیتی این همسازی بروز می‌کند که تحت شرایط آزادی عمل کنند، چرا که هرآینه جز این باشد همسازی از دست خواهد رفت. در نتیجه هرگاه در عالم چیزی ناهمساز درک می‌نماییم، ممکن نیست این چیز ناهمساز را در معیت نقصان آزادی و عدالت نیابیم. ظالمان و غرات‌گران! شما که عدالت را به رخوت داخل می‌کنید! برای شما در همسازی همگانی جایی نیست چه این شمایید که مختل‌ش می‌گردانید.

فردریک باستیا

آزادی شخصی و نظم اجتماعی در ستیز نیستند

نبوغ باستیا او را قادر ساخته که در این کتاب از نقطه‌ی اشتراک اقتصاددان‌های کلاسیک، ریکاردو و مالتوس، با سوسیالیست‌ها و کمونیست‌های پیشامارکسیستی زمانه‌ی خود پرده بردارد. این دو دسته در نتایجی که می‌گیرند متفاوت اند، یکی شرمسارانه و تناقض‌گونه له آزادی موضع می‌گیرد و دیگری شورمندانه و منطقی له اجبار. اما حقیقت این است که هر دو در درک بنیادین‌شان از جامعه متفق‌القول اند، و آن چیزی نیست جز پیش‌فرض وجود یک ستیز و تخاصم بنیادین و گریزناپذیر میان دلبستگی‌های گونه‌گونِ اعضای جامعه.

برابری

برابری‌خواهی، امتیازستیزی؛ باز‌پس‌ستانی یک آرمان از دست‌رفته

مفاهیمی چون «برابری در برابر قانون» و «برابری در آزادی» بسیار نحیف‌تر از آن اند که با آرمان‌های لیبرتارین برابری کنند. چه می‌شود که همه‌باهم برابر باشیم ذیلِ قانونی که «اصل بر آزادی است» را ناقض است (مثلاً همه به برابری به انجام خدمت سربازی مجبور باشیم)، یا می‌شود که همه‌‌باهم به برابری آزاد باشیم در محدوده‌هایی که به یک اندازه محدود وکوچک شده‌اند (مثلاً همه آزاد باشیم که فقط در دو چهارشنبه‌ی زوج هر ماه، از ساعت ۱۲ ظهر تا سه بعد از ظهر، هر چه خواستیم بکنیم). این‌ها همه شکل‌هایی از برابری هستند، اما آزادی نیستند.

باستیا کوبدن

درباره‌ی فردریک باستیا

آکنده از غرور و سرشار از امید، آمده‌اند به قرار ملاقاتی با جناب وزیر! سرانجام به حضور پذیرفته شده‌اند و این فرصت را یافته‌اند که حضوراً حرف‌شان را بزنند. دادخواست را به جناب وزیر تسلیم می‌کنند. به وزیر یادآور می‌شوند که بی‌عدالتی‌ای عظیم و عذابی تحمل‌ناپذیر بر ایشان روا شده است. رقابت ناعادلانه‌ی خورشید، نه تنها باری بر دوش ایشان، که باری بر دوش همه‌ی مردم است. اگر دولت بتواند همه‌ی شهروندان را مجبور کند که در طول روز خانه‌هایشان را با پرده‌های ضخیم تاریک نگاه دارند، آنگاه کار و بار شمع‌سازان سکه خواهد شد. و نه تنها وضع آنان که وضع قصاب‌ها هم بهتر خواهد شد؛ زیرا آنها نیز حیوانات بیشتری را سر می‌برند تا پیه‌ی بیشتری برای شمع‌ها تأمین شود؛ که این مسأله خود سببِ بهبودِ تغذیه‌ هم خواهد شد. همچنین کار و بار تولیدکنندگان موم، شمع‌دانی و، و، و … نیز سکه خواهد شد.

پال روبین

استعارات مهم اند، خیلی مهم

اگر مسأله فقط استعارات است، چرا زحمت کشیده و بحث کنیم؟ پاسخ این است که استعارات مهم‌اند، خیلی مهم. (تلاش کنید درباره‌ی کارکرد بازار در یک اقتصاد بدون تفکر به «دست نامرئی»، مشهورترین استعاره در اقتصاد، بیاندیشید). عمده‌ی زبان استعاری است، و استعاراتی که به کار می‌بریم ساختار تفکر ما درباره‌ی رخدادهای واقعی را شکل می‌دهند.

هیتلر موسولینی ۳۳۰ ۲۳۱

کسوف لیبرالیسم (۱۹۰۰)

مطلبی که از نظرتان می‌گذرد، در نهم اوت ۱۹۰۰ میلادی در مجله‌ی نیشن به چاپ رسیده. ادوین ال. گادکین (۱۹۰۲-۱۸۳۱) در این متن، توصیفی از افول اندیشه‌ها و آرمان‌های لیبرال در پایان قرن نوزدهم به دست می‌دهد. با پشت سر گذاشتن قرن بیستم، اینک این آگاهی تاریخی را داریم که کسوف لیبرالیسم، به تعبیر نویسنده، به چه تحولات شومی در نیمه‌ی اول قرن گذشته راه برد. در عین حال، آگاهی به این‌که اندیشه‌ها و آرمان‌های لیبرال از میانه‌ی قرن بیستم جانی دوباره گرفته‌اند و اثر آن تحول همچنان تا امروز در قرن بیست‌ویکم تداوم داشته، شاهدی است بر خوش‌اقبالی ما و مایه‌ی دلگرمی.

شماره ۹، شهریور ۹۳

ویلیام لوید گریسون ۳۳۰ ۲۳۱

مالکیت انسان بر انسان ناحق است

برده‌داری به وضوح هر‌چه‌تمام ناقض اصول لیبرتارین است، لذا جای شگفتی نیست که بسیاری از برده‌داری‌ستیزان برجسته‌ی‌ امریکایی در قرن نوزده در فلسفه‌ی خویش لیبرتارین بودند. آن‌ها استدلال خود را بر اساس حقوق طبیعی و سلب‌ناشدنی حیات، آزادی و مالکیت و به‌ویژه بر مفهوم مالکیت انسان بر وجود خویش استوار ساخته بودند. از این رو است که برده‌دار آن‌گونه که در «اعلامیه‌ی باورهای انجمن ضدبردگی آمریکا» (۱۸۳۳) استدلال شده «سارق انسان» است. برده‌داری‌ستیزی نه فقط نبردی برای حقوق فردی بود، بلکه عنصری مهم بود از یک مبارزه‌ی تاریخی بس طولانی برای گسترش منزلت انسانی به شمار هر چه بیشتری از ابناء بشر. ویلیام لوید گریسون (۷۹-۱۸۰۵)‌، نویسنده‌ی این اعلامیه را شاید بتوان برجسته‌ترین رهبر جنبش الغای بردگی دانست.

ریچارد کوبدن

تجارت آن نوشداروی اعلا است

فراموش نکنیم که دولت‌ها از راه جنگ نیست که شایسته‌ی التذاذ از آزادی مشروطه می‌شوند؛ به‌عکس، به‌هنگام حکومت ترس و کشتار بر مملکت، ذهنِ مردمانِ درگیر، در دو قطب خوف و رجا نوسان می‌کند و بنابراین هیچ خبری از فرآیند تفکر و آموزش—که انسان فقط با آن‌ها می‌تواند برای التذاذ از آزادی عقلانی آماده شود—در کار نخواهد بود. از این‌روست که پس از بیست‌ سال از درگیری‌هایی که «به نام آزادی» آغاز شد، جنگ‌های انقلاب فرانسه پایان نیافت، مگر آن‌که پیش از آن ملل قاره باز هم در دام بندگی سیاسی حکومت‌های پیشین خود افتادند؛ و تازه بعد از آن با استقرار صلح است که آن دیگر ملل با طی فرآیند تدریجی پیشرفت اندیشه، شایستگی‌ها‌یشان را به نجات خویش در خود پرورانده‌اند.

ویلیام ایسترلی ۳۳۰ ۲۳۱

ایدئولوژی توسعه

پروفسور ویلیام ایسترلی استاد اقتصاد دانشگاه نیویورک و رئیس مؤسسه‌ی مطالعات توسعه در این دانشگاه است. آخرین کتاب منتشرشده‌ی او با عنوانِ «جبّاریت کارشناسان: اقتصاددانان، دیکتاتورها، و حقوق فراموش‌شده‌ی فقرا» ردیه‌ای پرشور است بر راست‌کیشی خام‌دستانه‌ و جزم‌اندیشانه‌ی نئولیبرال‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول و سازمان‌های دولتی و غیردولتی کمک‌رسان خارجی که حاملان و مروّجان «ایدئولوژی توسعه» اند.

سموئل بریتان

رادیکال‌های چپ نو و چریک‌های کاپیتالیست؛ متحدان طبیعی

ساموئل بریتان، نویسنده‌ی «چپ یا راست: دوگانه‌ای دروغین» (۱۹۶۸) که در شماره‌ی قبل از او خواندیم که «سرت را به کار خودت بینداز»، در این نوشته که ادامه‌ی مطلب پیشین است، می‌نویسد: «زمان یقیناً زمان یک صف‌بندی جدید است که در آن اعضای متفکرتر چپ نو و حامیان رادیکال‌‌تر تشکیلات اقتصاد آزاد و رقابتی بفهمند که در تشکیل یک ائتلاف علیه دولتِ صنعتی شرکتی نفعی مشترک دارند.»

میلتون فریدمن

بحث و جدل بر سر قدرت بازار

آنچه در اینجا می‌خوانید ترجمه‌ی بحث و جدلی است که بعد از مشاهده‌ی قسمت اول مستند «آزاد به انتخاب» به روایت میلتون فریدمن (که متن آن پیشتر در «قدرت بازار، از منهتن تا هنگ‌کنگ» از نظرتان گذشته) میان او و جمعی شامل یک روشنفکر و فعال سوسیالیست، دو سیاستمدار، و یک بازرگان درگرفته است.

لئو تولستوی - ۳۳۰ ۲۳۱

یا وطن‌پرستی یا صلح

چه خوب بود اگر وطن‌پرستی را با خاطره‌ی بهره‌ای که روزگاری داشته به یاد داشته باشیم، کما این که مردم بناهای باستانیِ معابد را حفظ و نگه‌داری می‌کنند، کما این‌که آرامگاه‌ها برجای می‌مانند بدون این‌که آسیبی به انسان برسانند، اما دریغ که وطن‌پرستی بی‌وقفه مصیبت‌های بی‌شماری به بار می‌آورد.

ولتر ۳۳۰ ۲۳۱

تاجری بورژوا یا اشراف‌زاده‌ای مملوک

این‌همه، به حق، تاجری انگلیسی را غره کرده و رخصت می‌دهد تا وی خویشتن را جسورانه لیکن نه بی‌منطق، با شهروندی از شهروندان روم قیاس کند. به علاوه برادر کِه‌تر یکی از اشراف مملکت دخول به امر تجارت را به دیده‌ی تحقیر نمی‌نگرد. لرد تاونزند، وزیر دولت، برادری دارد که در شهر به تجارت می‌پردازد و از این بابت خشنود است. آن وقت که لرد آکسفورد حکمران انگلستان بود برادر جوان‌ترش در آلپو کارگزار ‌می‌بود و میل بازگشت به وطن را نداشت و در همان دیار باقی ماند و درگذشت.

فردریش هایک یک

برآمده از کنش آدمی؛ اما نه محصول طرح‌ریزی او

هیچ پادشاهی هیچ زمانی هیچ هیأتی از فرزانگان و بزرگان را مأموریت نداده است که دور هم بنشینند و با رایزنی با هم زبان فارسی را طراحی و خلق کنند، با این هدف که روزی چون منی بتواند ایده‌‌های ذهن خود را در قالب واژگانی فارسی به دیگری منتقل کند. زبان فارسی محصول طراحی بشری نیست، ولی محصول کنش بشری هست. نظم زبان فارسی ساخته‌‌وپرداخته‌ی هیچ ناظمی نیست، مصنوع نیست، اما به رغم غیاب هرگونه طرح‌ریزی اندیشیده‌ی یک ناظم هدفمند موجودیت یافته است. چگونه؟ خودانگیخته و خودجوش.

شیکا دالمیا

همسازی مدرنیته و خدایان؛ چالش سکولاریزه‌سازی

شیکا دالمیا، ستون‌نویس مجله‌ی امریکایی ریزن، در این نوشته نشان می‌دهد که چگونه امروز در هندوستان یک نوزایی مذهبی به اتکای نیروی بازار در حال سربرآوردن است. به باور او، این تحول هندوستان را به جمع کشورهایی می‌پیونداند که تزِ سکولاریزه‌سازی را به مبارزه طلبیده اند. تصویر رنگارنگی که دالمیا از هندوستان امروز ترسیم می‌کند این اعتقاد رایج را به چالش می‌گیرد که مدرنیته و تجارت جهانی‌شده مذهب را واپس می‌رانند.

توماس جفرسون

اعلامیه‌ی استقلال

شاید شیواترین و مؤثرترین نمونه از آثار لیبرتارین در تاریخ، اعلامیه‌ی استقلال نوشته‌ی توماس جفرسون (۱۸۲۶-۱۷۴۳) باشد که در ۲ ژوییه‌ی ۱۷۷۶ از سوی کنگره‌ی قاره‌ای به تصویب رسید و در ۴ ژوییه انتشار عام یافت. پژواکِ شیوه‌ی نگارش لاک را می‌توان در اعلامیه مشاهده کرد، با این حال جفرسون ابراز داشته است که «در نوشتن آن به هیچ کتاب یا رساله‌ای رجوع نکرده است.»

آدام اسمیت ۳۳۰ ۲۳۱

مصاحبه با آدام اسمیت

آنچه ذیلاً از نظرتان می‌گذرد، متن مصاحبه‌ای است که بیست سال پیش با آدام اسمیت، نویسنده‌ی «ثروت ملل» انجام شده! خب! البته حق با شما است. مصاحبه با یک متوفی شدنی نیست. مصاحبه‌شونده ادوین وست (۲۰۰۳-۱۹۲۲)، اقتصاددان و یکی از برجسته‌ترین متخصصان آثار آدام اسمیت در قرن بیستم است که در نقش او به پرسش‌ها پاسخ گفته.

(c) National Galleries of Scotland; Supplied by The Public Catalogue Foundation

عدالت و مالکیت

قبلاً متذکر شده‌ام که منشأ عدالت عرف بشری است؛ و این‌که هدف از عرف علاج برخی دردسرها و مرارت‌هاست، و این‌که عرف از تلائم یا توافق برخی ویژگی‌های ذهنی بشر با وضع چیزهای بیرونی ناشی شده است. این ویژگی‌های ذهنی یکی خودخواهی بشر است و دیگری احسانِ مضیق و محدودِ او؛ و وضع امور خارجی نیز تغییر آسان آن‌ها است که توأم شده است با محدودیت یا قلّت این چیزها در مقایسه با خواسته‌ها و امیال انسان‌ها.

شماره ۸، مرداد ۹۳

آنتونی د جسی ۳۳۰ ۲۳۱

هر فعلی مجاز است، مگر ممنوع باشد

آنتونی دِ جسی بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه‌ی سیاسی روزگار ما است. دِ جسی در ۱۹۲۵ در مجارستان به دنیا آمد، به استرالیا مهاجرت کرد‌، بعد به آکسفورد رفت و درس اقتصاد خواند، آنجا چند سالی به پژوهش مشغول بود، بعد به پاریس نقل‌مکان کرد، زندگی حرفه‌ای‌اش را به دور از اقتصادآکادمیک در صنعت مالیه سپری کرد، و تازه بعد از بازنشسته شدن و با انتشار نخستین کتاب خود در ۱۹۸۵ با عنوان دولت (The State) در قامت یک فیلسوف سیاسی سربرآورد. او همینک در ساحل نورماندی زندگی می‌کند، و همچنان در نود سالگی برای کتابخانه‌ی اقتصاد و آزادی یک ستون ثابت ماهانه می‌نویسد با عنوان «تأملاتی از اروپا».

مت ریدلی

دادوستد که نباشد نوآوری هم نیست

نسبت دادوستد به فن‌آوری همانند نسبت هم‌آمیزی به تکامل است. هم دادوستد و هم هم‌آمیزی محرکِ نوآوری اند. [اولی جعبه‌ابزار انسان‌ها را نو می‌کند، دومی ذخیره‌ی ژنتیک‌شان را.] … دادوستد که نباشد، خیلی ساده و سرراست، نوآوری هم اتفاق نمی‌افتد.

کارل پوپر

سیاست پوپری: لیبرال یا محافظه‌کار

در نظر پوپر، آثاری چون منون که به نظر می‌رسند هوادارِ برابری و منزلت جهانی بشریت هستند، بیانگر آن چیزی هستند که سقراط واقعاً می‌اندیشید، با این حال متونی مانند جمهور که از نابرابری طبیعی حمایت می‌کنند، نتیجه‌ی سرهمبندی کردن‌های افلاطون هستند. البته ممکن است که حقیقت بسیار غم‌انگیزتر از این باشد و افلاطون و سقراط چنین قطب‌های مخالفی نبوده باشند، اما من تقابل فکری میان آن دو را نظریه‌ای جذاب می‌دانم.

کارل پوپر

عقلانیت انتقادی

اگر بخواهم ساده و شفاف بگویم، خردگرایی انتقادی دیدگاهی است مبنی بر این‌که مطلقاً تمامی آنچه شایسته‌ی عنوانِ معرفت است، در نهایت چیزی نیست جز نظریه‌ا‌ی‌ خطاپذیر؛ حدسیاتی صِرف که می‌توانیم بیازماییم‌شان اما پیروز برآمدن آن معرفت ادعایی از آن آزمون‌ها هرگز آن را «حقیقت‌»تر نمی‌کند. به دیگر سخن، هیچ حقیقتی هرگز به هیچ درجه‌ای‌ به اثبات نمی‌رسد. آن‌چه از پی می‌آید تا حدودی خطوط کلی این دیدگاه خلافِ شهود را ترسیم می‌کند.

لایسندر اسپونر.jpg ۲۳۱ ۳۳۰

رذیلت‌ها جرم نیستند

تمایزی که اسپونر میان دو مفهوم «رذیلت» و «جرم» قائل می‌شود، تمایزی بسیار مهم است که در زمانه‌ی ما نیز مناسبتی بس سترگ دارد. «رذیلت» از نظر او فعلی است که فرد با ارتکاب آن به خود و دارایی خود لطمه می‌زند؛ از سوی دیگر «جرم» فعلی است که فرد با ارتکاب آن به دیگری و دارایی دیگری لطمه می‌زند. به باور او مقابله با جرایم است که در حوزه‌ی اختیارات پلیس و دادگاه قرار می‌گیرد و مقابله با رذیلت‌ها به آن‌ها ارتباطی ندارد.

سموئل بریتان

سرت را به کار خودت بینداز

ارزش‌های کاپیتالیسم رقابتی، به‌طور عام با رویکردهای معاصر، و به‌طور خاص با رویکردهای رادیکال معاصر اشتراکِ بسیار دارند. آن‌ها پیش از هر چیز، یک‌صدا، بر این [ارزش] تأکید می‌گذارند که مردم باید مجاز باشند که تا آن‌جا که ممکن است، هر آن کاری که احساس می‌کنند دوست دارند، انجام دهند، نه این‌که تابع خواست‌های مراجعِ اقتدار، سنّت یا عرف باشند.

راس پاول ۳۳۰ ۲۳۱

سیاست ما را و زندگی ما را تباه می‌کند

از این منظر، غایت لیبرتارین پیروزی سیاست مشخص ما نیست. در عوض، هدف خلاص شدن هرچه بیشتر از سیاست است. چشم‌انداز ما محدود ساختن دسترسی دولت به آن حداقل ممکنی است تا همگان اجازه داشته باشند در فرهنگی غرق در کثرت‌گرایی آن‌گونه زندگی کنند که خود خوش می‌دارند. رؤیای لیبرتارین تقلیل سیاست به چیزی بسیار کم‌اهمیت است که ارزش صرف وقت نداشته باشد. سیاست برای ما در مقامِ لیبرتارین‌ها مهم است، دقیقاً از این رو که با اهمیت‌زدایی از سیاست روزی بتوانیم توجه خود را معطوف مسائلی ارزشمندتر سازیم.

فضای مشترک علائم رانندگی ۳۳۰ ۲۳۱

خلق فضای مشترک با دور ریختن مقررات صوری

«فضای مشترک» یعنی حذف مرز میان آمد‌وشدِ خودرو و عابرینِ پیاده،‌ عموماً با از بین بردن چیزهایی مانند جدول، خط‌کشی‌های ‌روی خیابان، و علائم و چراغ‌های راهنمایی. در نتیجه‌ی این طرح، رانندگان، دوچرخه‌سواران و عابران پیاده بیشتر احتیاط می‌کنند و تصادف‌ها نادر و فجایع اندک می‌شوند. نتایجِ اجرایِ این طرح در پوینتون شگفت‌انگیز بوده است. آنچه تا پیش از این چهارراهی نامطبوع و خطرناک بود، و شهر را به دو قسمتِ گسسته از هم تقسیم می‌کرد، به مکانی خوش‌آیند، آرام و زنده تبدیل شده است.

houseofcards

سیاست‌بازی بدون عشق‌بازی

انتخاب عمومی کارش را با این فرض آغاز کرد که همه‌ی افراد از جمله تمام کسانی که در سیاست و حکومت هستند، تعلقات خود را تعقیب می‌کنند و بر همان قرار عمل می‌کنند. قصاب، نانوا و شمع‌ساز زمانی که به یک کارمند دولت، لابی‌گر یا رأی‌دهنده بدل می‌شوند، چرا باید تغییر کنند؟

راس پاول ۳۳۰ ۲۳۱

سیاست‌مداران جادوگر طلسم‌گشا

شاید این جمله راست باشد، اما بی‌شک نه وقتی که پای سیاست به میان بیاید. ما امریکایی‌ها در رویکردمان به سیاست و سیاست‌پیشه‌گان بسیار غیرفلسفی هستیم، و در عوض بر نظام قبیله‌ای، ژست اخلاقی، استدلال هیجانی و هر آن چیزی تکیه می‌کنیم که به «سیاست تباه‌مان می‌کند». در واقع، سیاست روزمره‌ی امریکایی بیش از آن که به کار آن یونانیان باستانی بماند که در تالار اجتماعات گرد هم‌ می‌آمدند، به کار آن قبیله‌نشین‌هایی می‌ماند که با دسته‌ی از جادوگران سر ستیز دارند، و خود هوادار دسته‌ای دیگر از جادوگران اند.

پال روبین

بازارهراسی؛ همکاری یا رقابت؟

بحثِ من درباره‌ی کلمات است و نه اقتصاد. درباره‌ی سه کلمه: نخستین کلمه، کلمه‌ی جدید «بازارهراسی» به معنای ترس از بازارها است. دو کلمه‌ی دیگر «همکاری» و «رقابت» هستند—اصطلاحاتی که کاملاً نزد اقتصاددان‌ها شناخته‌ شده‌اند. ادعای من این است که نحوه‌ی استفاده‌یِ ما از اصطلاحات همکاری و رقابت منجر به بازارهراسی می‌شود. از این گفتار هیچ نکته‌ی جدید اقتصادی نخواهید آموخت، اما امیدوارم در شیوه‌ی سخن گفتن‌تان درباره‌ی اقتصاد تجدیدنظر کنید.

دالیبور روهاک ۳۳۰ ۲۳۱

چرا رشد اقتصادی به تابلوی مونالیزا می‌ماند

آن‌گاه که اقتصاددان‌ها می‌کوشند رشد اقتصادی را توضیح دهند، مانند مورخانِ هنر رفتار می‌کنند که در تلاش‌اند برجسته شدن مونالیزا را به واسطه‌ی خصایص ذاتی آن توضیح دهند. بنابراین، تبیین‌های ممکن برای پیشرفت جهان غرب معمولاً حول و حوشِ ویژگی‌های گوناگونِ آن می‌گردد: جغرافیای‌اش، برخورداری‌اش از منابعی مانند زغال‌سنگ و آهن، امپراتوری‌های‌اش، اخلاق پروتستان یا فرهنگ خاص‌اش.

شماره ۷، تیر ۹۳

بنی اسرائیل پادشاه

خدا هشدار داد که پادشاه نخواهید

یکی از قطعات رسایِ «عهد عتیق» در باب حکومت آن جاست که خداوند به بنی اسرائیل که طالب پادشاه بودند هشدار می‌دهد. همان گونه که در بابِ «داوران» آمده، تا آن هنگام «پادشاهی در اسرائیل نبود: هر که به آن کاری بود که در چشم‌اش درست می‌نمود» و فقط داورانی بودند جهت حل اختلافات. لیکن در کتاب نخست سموئیل، یهودیان خواهان پادشاهی شدند، و خداوند سموئیل را گفت که پادشاه داشتن به چه معناست.

ریچارد کوبدن

سیاست عدم‌مداخله‌

ریچارد کابدن نماینده‌‌ی برجسته‌ی لیبرال در مجلس عوام بریتانیا در قرن نوزدهم بود و نقشی اثرگذار در الغای قانون غلات داشت. هواخواهی رادیکال او از تجارت آزاد همواره با طرفداری سرسخت او از صلح و عدم‌مداخله در سیاست خارجی همراه بود. وی در این سخنرانی که در ۱۸۵۰ در پارلمان ایراد کرده، از دولت بریتانیا به دلیل اعزام نیروی دریایی‌اش به یونان در پاسخ به تجاوزِ دولت یونان به دارایی‌ شهروندان بریتانیایی (که به جریان دون پاسیفیکو مشهور است) انتقاد می‌کند. او معتقد است که سیاست عدم‌مداخله باید چون اصلی در روابط خارجی تلقی شود.

سر و هیکلِ سوپر مدل سوئدی

سوئدی بودن باز هم تحسین‌برانگیز شده است. گاردین، روزنامه‌ی چپ‌گرایِ بریتانیایی می‌نویسد سوئد، «موفق‌ترین جامعه‌ای است که جهان تا کنون به خود دیده»، روزنامه‌ی فایننشال تایمز، هم که حامیِ بازار آزاد است، مدعی شده است که «سوئد، اروپا را به سمتِ اصلاحات می‌برد»؛ گزارشی هم که به‌تازگی از سوی کمیسیون اروپا منتشر شده می‌گوید فقط الگوی اسکاندیناوی است که «هم عدالت و هم کارایی را در خود جای داده». اما در سوئد اوضاع به آن خوبی نیست که حامیانش می‌پندارند. دیر زمانی است که نمونه‌ی عالی سوسیال دموکراسی، یعنی الگوی سوئدی دارد از درون تحلیل می‌رود. عجیب آن که زیربنای اجتماعی و اقتصادی بی‌همتایی که در ابتدا به سوئد اجازه داد عمارتِ بلندِ سیاست خود را بسازد (که سوئد را الگویی دشوار برای کشورهایی می‌سازد که می‌خواهند از آن تقلید کنند) به‌جّد به تضعیف آن سیستمی برخاسته که به ایجادش یاری رسانده است.

بونو آفریقا

بونو‌؛ ستاره‌ی راک؛ فقرستیز کاپیتالیست

روزنامه‌ی چپ‌گرای گاردین در نظرسنجی‌ای آنلاین از خوانندگان خود پرسید که «بونو می‌گوید سرمایه‌داری انسان‌های بیشتری را از فقر می‌رهاند تا کمک‌های خارجی. آیا موافق‌اید؟» ۷۸ درصد به این پرسش پاسخ آری داده‌اند. بونو می‌گوید: «آثار تجارت واقعی است. و کمک‌های خارجی فقط یک درمان موقّت است. تجارت و سرمایه‌داریِ کارآفرینانه، در مقایسه با کمک‌های خارجی انسان‌هایِ بیشتری را از فقر می‌رهاند—قطعاً به این حقیقت آگاه ایم. آفریقا باید به کانونی از رشدِ اقتصادی تبدیل شود.»

سوسیالیسم امریکا ۳۳۰ ۲۳۱

تجربه‌ی سوسیالیستی در آمریکا

بر بسیاری از آمریکایی‌های امروز پوشیده است که نخستین مستعمره‌نشین بر کرانه‌های آمریکا، حیات‌ش را به مثابه اجتماعی سوسیالیستی آغاز کرد. مهاجران پلای‌ماوث انبار مشترکی بر پا کردند که بر اساس قانونِ «از هر کس به تناسب توانایی‌ش؛ به هر کس به نسبت نیازش» اداره می‌شد. هر چه که مستعمره تولید می‌کرد در این انبار مشترک جا گرفته و سپس آن چنان که نیاز‌ها ایجاب می‌کرد، توزیع می‌شد.

مایکل مانگر ۳۳۰ ۲۳۱

دوپارگی بازار-دولت را به دور بریزید

پرسش این است که ما چگونه می‌توانیم به بهترین نحو فواید بی‌شمار «همکاری خصوصی اختیاری» را حاصل کنیم. بازارها بخشی از جواب اند، و روشی مفید برای دستیابی به رفاه و کامیابی، اما [همه‌ی داستان نیستند]، و مجموعه‌ای متنوع از ترتیبات اجتماعیِ غیربازاری دیگر هم هستند که برای حصول به کامیابی جنبه‌ی حیاتی دارند—که مناسب‌تر است تحتِ عنوان «جامعه» بخوانیم‌شان.

جان استورات میل زنان فمنیسم

نبوغ بشری تنها در اتمسفر آزادی شکوفا می‌شود

غریزه‌ی ترقی‌خواهی همیشه با روح آزادی‌خواهی یکی نیست چون یک فرد ترقّی‌خواه ممکن است مظاهر ترقی را به زور بر مردمی که نمی‌خواهند از آن بهره‌مند شوند تحمیل کند و روحیه‌ی آزادی تا جایی که مجبور باشد در مقابل این‌گونه مساعی ایستادگی کند، ممکن است به طور موقت با مخالفان ترقّی همدست شود. اما از این مورد استثنایی که صرف‌نظر کنیم، تنها منبع جاوید و لایزال ترقّی عبارت از آزادی است، چون که در اثر آزادی هر فردی برای خود سرچشمه‌ی مستقلی می‌شود که ممکن است انرژی ترقّی‌خواهی از وجودش فوران کند. ولی به هر حال جوهر ترقّی در هر کدام از این دو شکل که جلوه کند—خواه به صورت عشق به آزادی و خواه در سیمای عشق به ترقّی—با نفوذ «آداب و رسوم» دشمن است و معنای این دشمنی لااقل این است که می‌خواهد مردم را از یوغ نفوذ آن رها سازد.

deirdre-mccloskey-richard-dawkins

غل و زنجیر را از دست و پای عمل‌وَران باز کنید

هواپیماها را مهندسان ساخته‌اند. آن هم تنها به واسطه‌ی دانشی که دستاورد جامعه‌ی علم‌وَران بوده که به مرارت با عرق جبین حاصل کرده اند. جامعه‌ی علم‌وران نظریه‌هایی را طرح کرده و آزموده‌اند که مهندسان بر اساس آن‌ها ما را در ارتفاع ۳۰،۰۰۰ پایی آسمان به پرواز در می‌آورند. درست است؟ خیر! غلط است. علم‌وران نبودند که نظریه‌ای پرداختند تا عمل‌وَران آن را به کار بگیرند. بلکه عمل‌وران چیزی اختراع کردند که بعد نیاز به توضیح‌اش را در علم‌وران برانگیخت. شگفتی‌آور است که وقتی بنا کنیم به گشتن، در می‌یابیم که همین توالی رخدادها در موارد بسیاری صدق می‌کند.

شمع چراغ فردریک باستیا

دادخواست شمع‌سازان نیکخواه به نمایندگان میهن‌دوست

وقتی دولت می‌تواند به‌سادگی با عَلَم کردن موانع در مقابل دادوستد آزادانه بین آحاد شهروندان و بیگانگانِ آن سوی مرز، تولیدکنندگان ملی را حمایت و تقویت کند، بنیه‌ی تولید ملی را در مقابل رقابت مهاجمان اقتصادی حفاظت کند، و از این رهگذر، مستقیم و غیرمستقیم، به رفاه همه‌ی آحاد جامعه بیفزاید، چرا مدبرانه و غیرت‌مندانه بدین کار همت نکند؟!! چرا دولت بازار داخلی را برای پنبه‌کار داخلی، پارچه‌باف داخلی، مخابرات داخلی، خودروساز داخلی، باغدار داخلی، بیسکوییت‌ساز داخلی، … حفظ نکند، آن هم وقتی‌ که انجام آن در ید قدرت‌اش است؟! آنچه دولت باید بکند فقط به‌سادگی این است که یک سری ممنوعیت وضع کند، و اجرای آن را به اتکای قوای قهری خود ضمانت کند!

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

نظام‌های قانونی را به رقابت با هم دراندازیم

نظام قانونی چندقطبی به خدمات قانونی‌ای که دولت فراهم می‌آورد—شامل بر تعریف قوانین، سیاست‌گذاری‌ها، و حلِّ اختلافات—به‌مثابه‌ی میدانی برای رقابت می‌نگرد. وقتی دولتی مدعی انحصار در صنعت قانون می‌شود به نیازهای شهروندانش بی‌توجه می‌شود. اما در یک نظامِ چندقطبی، فراهم‌آورندگان خدمات قانونی به مطالباتِ مشتریان خود بیش‌تر توجه می‌کنند. اگر بخواهند از دور رقابت خارج نشوند، باید به تحصیل رضایت مشتریان خود بکوشند.

جورج اورول

هراس جورج اورول از نسبی‌گرایی و ملّی‌گراییِ احساسی

آیا تمامیت‌خواهی، رهبر‌پرستی و این‌ها، حقیقتاً در حال رشد و گسترش هستند، چون به‌نظر نمی‌رسد در [انگلیس] و ایالات متحد این‌طور باشد. اوروِل در پاسخِ ویلمِت می‌نویسد: باید بگویم اعتقاد، یا هراس، من این است که اگر جهان را در مقامِ کل بنگریم این چیزها در حال افزایش هستند. هیتلر،‌ بی‌شک، به‌زودی از صحنه‌ی روزگار محو خواهد شد، اما به‌بهایِ افزایشِ قدرت (الف) استالین، (ب) میلیونرهایِ انگلو-امریکایی و (ج) همه‌ی انواعِ خُرده‌پیشواهایِ شبیه دو گُل.

دیردره مک کلاسکی

علم یک وقت‌گذرانی بورژوایی است

مک‌کلاسکی استدلال می‌کند که امروز بیش از آنکه علم مسبب رفاه و رونق زندگی مدرن ما باشد، این ارزش‌های انسان مدرن است که تا حد زیادی او را به سمت این باور سوق داده‌ که علم ارزش پشتیبانی دارد. این رفاه تازه‌بنیاد ماست که به علم مجال رشد داده ‌است و نه بالعکس. این ادعا نباید به گوش کسی که تجربه‌ی عشق ورزیدن به اندیشه را داشته‌ غریب بیاید؛ هر آن کسی که تاریخ، فلسفه، یا زیست‌شناسی را به این دلیل خوانده که برایش جالب بوده‌اند و نه به این خاطر که قرار است به چیزی که کاربردی عملی دارد مجهزمان کنند. اما ما اجازه داده‌ایم قانع‌مان سازند که تنها توجیه برای چنین عشقی باید سمت‌وسویی کاربردی داشته باشد که به فایده‌ای عملی بیانجامد.

جان استورات میل زنان فمنیسم

سرکوب فردیت تضعیف قدرت اجتماعی است

اگر تمام نوع بشر منهای یک نفر عقیده‌ی واحدی داشته باشد و تنها یک نفر عقیده‌ی مخالفی داشته باشد، نوع بشر هیچ حقی به ساکت کردن عقیده‌ی آن یک نفر ندارد، همانطور که اگر قدرت به دست آن یک نفر بود، او حقی به ساکت کردن نوع بشر نداشت. …اگر آن عقیده درست باشد، آن دیگران از این فرصت محروم می‌شوند که باطل را وانهند و به حقیقت دست یابند. و اگر آن عقیده باطل باشد، باز ایشان از فهم روشن‌تر و بیان زنده‌تر حقیقت که در اثر برخورد آن با باطل حاصل می‌شود، محروم می‌شوند.

matt-ridley-TED

فرا رفتن از بده‌بستان به دادوستد فتح نژاد انسان بود

در ادامه‌ی فصل دوم کتاب «خوش‌بین خردگرا؛ چگونه بهروزی تکامل می‌یابد»، مت ریدلی روایت داستان هیجان‌انگیز اختراع دادوستد توسط نژاد انسان را ادامه می‌دهد. این فتح انسانی، به بیان استعاری او، مغز انسان را به اندازه‌ی «مغز دسته‌جمعی انسان‌ها»—اول در سطح هم‌قبیله‌ای‌ها و بعد فراتر از قبیله مشتمل بر ناشناس‌ها—بزرگ کرد. این مغز بزرگ‌تر عامل بقای نژاد انسان و برتری او شد. ریدلی تأکید می‌کند که بده‌بستان منحصر به گونه‌‌ی انسان نیست. بده‌بستان میان حیوانات هم هست—پشتم بخاران؛ پشت‌ات بخارانم. بده‌بستان در میان دیگر گونه‌های انسانی‌، از جمله نئاندرتال‌ها، هم بود. اما حسب شواهد نئاندرتال‌های انقراض‌یافته از بده‌بستان فراتر نرفتند، و حتی تقسیم کار جنسیتی درون‌قبیله‌ای هم نداشتند. آنچه یگانه‌ی انسان هوموساپیانس است، و او را برتری داده همانا فراتر رفتن او از بده‌بستان به دادوستد، و تخصص‌یابی ملازم آن است.

آینده

انقلاب نوآوری دعوت به تواضع می‌کند

پیتر پیش که اینک مدیر اجرایی واحد سیاست‌گذاری ارتباطات در شرکت اینتل است، در این گزیده از کتاب «عصر نوآوری»‌ که به سال 1996 منتشر شده، تأکید می‌کند که مفهوم «نظم خودانگیخته»‌ی فردریش هایک و مفهوم «تخریب خلّاق» در فرآیند بازار که جوزف شومپیتر ضرب کرده، بسیار بیشتر از عصر انقلاب صنعتی در «عصر نوآوری»—عنوانی که به زعم نویسنده مناسب‌تر از عنوان «عصر اطلاعات» است—حائز معنا و گویای نحوه‌ی عملکرد نظام اقتصادی است. نویسنده استدلال می‌کند که دلالت این انقلاب اخیر در باب نقش دولت به تنظیم اقتصاد با ابزار مقررات‌‌ این است که دولت باید توانایی خود به مداخله‌ی مفید با هدف افزایش کارآمدی اقتصادی را هرچه متواضعانه‌تر ارزیابی کرده و مآلاً هر چه‌ بیشتر مداخله‌پرهیزی پیشه کند.

شماره ۶، خرداد ۹۳

XJF343184

قانون اعلای «آزادی برابر» متضمن «حق امتناع کامل از دولت» است

هواداران استبدادِ محض شاید چنان که به‌درستی اقتضای باورشان است معتقد باشند که کنترل دولت نامحدود و بی‌قیدوشرط است. آنان که بر این نکته پای می‌فشرند که مردم برای حکومت ساخته شده‌اند و نه حکومت برای مردم، سازگار با این باورشان معتقد اند که هیچ‌کس نمی‌تواند پا از دایره‌ی سازمان سیاسی بیرون گذارد. لیکن کسانی که معتقد اند مردم تنها منبع مشروعِ قدرت هستند و صلاحیت و اقتدار قانون‌گذاری نه امری خودداشته که امری تفویض‌شده است، نمی‌توانند منکر حقِ فرد شهروند به امتناع از مسؤلیت‌ها و مزایای دولت شوند بی‌آن‌که به ورطه‌ی مهمل‌گویی بیفتند.

مت ریدلی

مغز دسته‌جمعی: دادوستد و تخصّص‌یابی از ۲۰۰،۰۰۰ سال پیش تا کنون

زیر دوش می‌رود. آبشاری زورمند که از طبقه‌ی سوم تلمبه می‌شود. وقتی این تمدن فرو بریزد، وقتی رومی‌ها، حالا این بار [در تاریخ] هر که [می‌خواهند] باشند، بالاخره بار سفر ببندند و دوران ظلمت [وسطی] دوباره آغاز شود، این [دوش] یکی از نخستین تجملاتی است که محو خواهد شد. [در آن سیاهی] ریش‌سفیدها و گیس‌سفیدها قوز کرده کنار آتشِ [افروخته درونِ] بشکه‌های [قدیمی] برای نوه‌های ناباورشان قصه‌ها خواهند گفت از آن آبشارهای آب تمیز داغی که سر سیاه زمستان زیر آن‌ها می‌ایستادی، از آن قالب‌های صابون معطر و عنبر گران‌رو و مایع‌های شنگرف‌فام که بر سر می‌مالیدی تا موها درخشان‌تر و پرپشت‌تر شود، و از آن حوله‌هایی سفید و ضخیم به بزرگی قبا که منتظرت ‌بود بر روی طبقه‌هایی گرم‌شان می‌کرد.

استفان هیکس

نازیسم چگونه سر برآورد؟

پیدایشِ نازیسم چطور ممکن شد؟ این پرسشی مهم است: اساتید و آموزگاران جهان مکرراً، و به‌حق، از نازی‌ها به‌عنوان نمونه‌ای بارز از شر یاد کرده اند. نازی‌ها به‌غایت ویران‌گر بودند، در دوران حکومت دوازده‌ساله‌ی خود جان 20 میلیون نفر را گرفتند. [اگرچه] مهلک‌ترین رژیمِ قرن بیستم نبودند: ژوزف استالین و دیگر دیکتاتورهای کمونیست اتحاد شوروی 62 میلیون نفر را کشتند. در چین، مائو تسه‌تونگ و دیگر کمونیست‌ها 35 میلیون نفر را به کشتن دادند. نازی‌ها بیش از 20 میلیون نفر را کشتند و بی‌تردید اگر شکست نمی‌خوردند میلیون‌ها نفر دیگر را هم از دمِ تیغ می‌گذراندند.
پس مهم است که درس بگیریم و آن را آویزه‌ی گوش کنیم.

برایان کاپلان دانشجویان برای آزادی  ۲۳۱ ۳۳۰

کمونیسم

پیش از انقلاب 1917 در روسیه، سوسیالیسم و کمونیسم دو واژه‌ی مترادف بودند. هر دو به گونه‌ای از نظام اقتصادی دلالت می‌کردند که در آن دولت مالک ابزار تولید است. با این حال نظریات سیاسی و کنش سیاسی ولادمیر لنین تا درجه‌ی زیادی معانی متمایزی به این دو اصطلاح داد.

استیون پینکر سخنرانی تد افول خشونت فرشته های بهتر طبیعت ما

امروز صلح‌آمیزترین زمان در تاریخ بشر است

استیون پینکر، روان‌شناس برجسته‌ی دانشگاه هاروارد، در سال ۲۰۱۱ کتابی منتشر کرد با عنوان «فرشته‌های بهتر طبیعت ما؛ چرا خشونت افول کرده است». در این سخنرانی ۱۹دقیقه‌ای در تِد در سال ۲۰۰۷ وی عصاره‌ای از این کتاب را ارائه کرده است.

آدام اسمیت ۳۳۰ ۲۳۱

دست نامرئی؛ زندگی‌نامه‌ی آدام اسمیت

به نظر می‌‌‌‌‌رسد پیش از آدام اسمیت اکثر مردم بر این باور بوده‌‌‌‌‌اند که برای چرخیدنِ چرخِ اقتصاد وجود دست مرئی حکومت لازم و ضروری است. در بریتانیا و اروپا، حکومت‌‌‌‌‌ها از خودکفایی اقتصادی به عنوان سپر بلایی برای امنیت ملی حمایت می‌کردند و به صنایع به‌اصطلاح «استراتژیکی» مانند صنایع معدنی و نساجی یارانه می‌پرداختند. حکومت‌‌‌‌‌ها در برابر آن چیزی که رقابت ناعادلانه فرض می‌‌‌‌‌کردند به حمایت از دوافروش‌‌‌‌‌ها، آجرچین‌‌‌‌‌ها، چوب‌‌‌‌‌فروش‌‌‌‌‌ها، سازندگان کارت‌‌‌‌‌های بازی و هزاران کارگر دیگر برمی‌خاستند.

دالیبور روهاک ۳۳۰ ۲۳۱

در دفاع از کلبی‌مسلکی

سیاست مسحورکننده است—بازیگرانِ آن رهبرانی کاریزماتیک و فصیح، اغلب خطیبانی برانگیزاننده‌ی مردم، هستند در نمایش‌هایی که در تالارهای باشکوه واشنگتن یا وست‌مینیستر و یا در تلویزیون اتفاق می‌افتد. سیاست به‌مثابه‌ی نقطه‌ای کانونی برای اجتماعات ما عمل می‌کند و به مردم کمک می‌کند تا تعلّق خود به کلّی بزرگ‌تر را تصدیق کنند—امری که در نظرِ اکثر مردم ارزشمند می‌نماید.

لودویگ فون میزس تصویر بدون زمینه

لیبرالیسم آنارشیسم نیست

لیبرالیسم آنارشیسم نیست، همچنین هیچ‌گونه ارتباط و تقریبی به‌هیچ‌وجه‌من‌الوجوه با آنارشیسم ندارد. یک لیبرال به روشنی می‌فهمد که بدون دست یازیدن به اجبار، حیات جامعه به خطر می‌افتد و اگر قرار باشد که کل ساختمان جامعه هماره در معرض آسیب از جانب هر عضوی از اعضای خود نباشد، باید پشت سر آن قواعد رفتاری که تبعیت از آن‌ها لازمه‌ی همکاری صلح‌آمیز بشریت است، تهدید زور وجود داشته باشد.

ادام اسمیت

عدالت و احسان

آدام اسمیت (1790-1723) به پدر اقتصاد مدرن شهره شده است؛ ولی او استاد فلسفه‌ی اخلاق در دانشگاه گلاسکو در اسکاتلند بود. اسمیت در اولین کتابش، «نظریه‌ی عواطف اخلاقی» (1759) نشان می‌دهد که آن دیدگاه رایج که وی را مدافع بی‌چون‌وچرای منفعت‌جویی شخصی و دلمشغول پروسواس‌ انباشت سرمایه‌ می‌بیند، به‌کلی برخطا است. در واقع اسمیت سعی دارد به فهمی از انگیزش‌های انسانی برسد که هم خویش‌خواهی انسان را در بر بگیرد و هم هم‌دلی او با دیگران را.

mancken

به سیاق گذشته

انسان هوش‌مند به‌وقتِ پرداختِ مالیات قطعاً بر این باور نیست که دارد سرمایه‌گذاری‌ای سودبخش و دوراندیشانه انجام می‌دهد؛ بلکه برعکس احساس می‌کند برای خدماتی که به‌طور کلی برایش بی‌فایده است و اساساً جز ضرری محض چیز دیگری برایش ندارد، بیش از حد جریمه شده است. شاید این مسئله را درک کند که مثلاً وجود پلیس برای حفاظت از زندگی‌اش ضروری است و اینکه ارتش و نیروی دریایی او را در برابر دشمنان محافظت می‌کنند؛ اما باز هم پولی که برای آن‌ها پرداخت می‌کند را زیاده‌ازحد گران می‌پندارد…

فردریک باستیا

آقای دو لامارتین! یارانه‌ی فرهنگی اشتغال‌زایی می‌کند، اما …

ما افکار مضحک الغای دین، الغای آموزش، الغای دارایی، الغای کار و الغای هنر را در سر نمی‌پرورانیم. وقتی ما از دولت می‌خواهیم که بدون قراردادن این فعالیت‌ها در فهرست دریافت یارانه‌های دولتی که نهایتاً از جیب یک دیگرانی آمده است، بگذارد تا دیگران خودشان از توسعه‌ی آزاد همه‌ی این فعالیت‌های بشری حمایت کنند، این خواسته را استوار بر این باور مطرح می‌کنیم که همه‌ی این نیروهای حیاتی جامعه باید به صورت متعادل در لوای آزادی توسعه یابند و هیچ‌کدام از آنها نباید آن‌گونه که امروزه اتفاق می‌افتد، به منبعی برای دردسر، سوءاستفاده، جباریت و بی‌نظمی تبدیل شوند.

جیمز مدیسون

جیمز مدیسون؛ طراح مرکزیت‌ستیز حکومت مرکزی

مدیسون تقریباً به‌اندازه‌ی جفرسون به قامتِ یک لیبرتارین درآمد. هر دوی آن‌ها، کتاب حقوق انسان اثر توماس پین را ستایش می‌کردند که ندایی بلند برای آزادی بود و مایه‌ی نگرانی فدرالیست‌ها را فراهم می‌ساخت. مدیسون دیدگاه همیلتون را مبنی بر این‌که رییس‌جمهور باید آزادی عمل تام در اجرای سیاست خارجی داشته باشد، محکوم کرد. سه سال بعد فدرالیست‌ها قصد داشتند تا آن انجمن‌های امریکایی را که با انقلاب فرانسه همدلی داشتند، سرکوب کنند، اما مدیسون تاکید کرد که آنان تا زمانی که جرم‌شان اثبات نشده است بی‌گناه‌اند. او در دوران حمله فدرالیست‌ها به آزادی صدایی نافذ و بی‌باک بود.

بنجامین کنستان ۲۳۱ ۳۳۰

آزادی مردمان باستان، آزادی مردمان مدرن

در میان مردمان باستان، فرد که تقریباً همیشه در حوزه‌ی اجتماعی فرمانفرمایی داشت، در روابط خصوصی‌‌اش برده‌ای بیش نبود. او در مقام یک شهروند، برای جنگ و صلح تصمیم می‌گرفت؛ ولی در مقام یک فرد، در همه‌ی فعالیت‌های خصوصی‌اش در قید و بندِ اجتماع و تحتِ نظر و سرکوبِ آن بود. وی در مقام عضوی از یک بدنه‌ی اجتماعی، این قدرت را داشت تا از حاکمان و بالادستان‌اش بازجویی کند، ایشان را ببخشد، یا بیچاره کند، تبعید یا حتی محکوم به مرگ کند. ولی در مقام یک تبعه‌ی بدنه‌ی اجتماعیْ خود همان‌قدر در معرض آن بود که به رأی خودسرانه‌ی جمعی، جایگاه‌ اجتماعی‌اش را از دست بدهد، از امتیاز‌هایش محروم شود، و یا به‌کلی تبعید و یا محکوم به مرگ شود.

شماره ۵، اردیبهشت ۹۳

لودویگ فون میزس تصویر بدون زمینه

فرودستان دیروز، هم‌ترازان امروز

درحالی‌که در شرایط پیشاسرمایه‌داری، انسان‌های مستعدتر خدایگان‌هایی بودند که توده‌های کم‌استعدادتر فرودست‌شده بدیشان خدمت می‌کردند، در دوران سرمایه‌داری، انسان‌های مستعدتر و انسا‌ن‌های تواناتر هیچ ابزاری برای بهر‌ه‌گیری از استعداد بیشتر خود ندارند جز آنکه تمام توانایی خود را برای تحقق خواسته‌های اکثریت کم‌استعدادتر به‌کار گیرند. در اقتصاد بازار، مصرف‌کننده فرادست است. آنها هستند که نهایتاً، با خرید‌ خود یا با امتناع از خرید، تعیین می‌کنند که چه چیزی باید تولید شود، به‌دست چه کسانی و چگونه، با چه کیفیتی و در چه کمیتی.

ویلیام رابرتسون ۳۳۰ ۲۳۱

خاستگاه تاریخی معنای سیاسی واژه‌ی لیبرال

به لطف دیجیتال‌سازی، امروز می‌توانیم دقیقاً بدانیم نخستین بار کی واژه‌ی «لیبرال» معنایی سیاسی به خود گرفت. تا سال ۱۷۶۹ میلادی واژه‌ی لیبرال تنها در مفاهیم پیشاسیاسی کاربرد داشته است، اما در حدود سال ۱۷۶۹ عبارت‌هایی نظیر «خط‌مشی لیبرال»، «برنامه‌ی لیبرال»، «نظام لیبرال»، «دیدگاه‌های لیبرال»، «ایده‌های لیبرال» و «اصول لیبرال» مثل گل در باغ زبان روییدند. ویلیام رابرتسن، مورخ اسکاتلندی، بیشترین نقش را در این نوآوری معنایی—استفاده از واژه‌ی «لیبرال» در معنای سیاسی—داشته است.

میلتون فریدمن دلار

قدرت بازار، از منهتن تا هنگ‌کنگ

«آزاد به انتخاب» یا آن‌گونه که در فارسی معادل‌گذاری شده است «آزادی انتخاب»، عنوان یک مجموعه تلویزیونی ده-قسمتی است که در سال ۱۹۸۰ به نویسندگی و اجرای میلتون فریدمن از شبکه‌ی تلویزیونی پی‌بی‌اس پخش شد. هر قسمت مشتمل بود بر دو بخش؛ بخش اول مستندی بود که فریدمن اجرا می‌کرد، و بخش دوم گفتگویی بود میان موافقان و مخالفان، اعم از دانشگاهیان، سیاستمداران و بازرگانان، در باب موضوع مستند. فریدمن بعداً با همسرش، رُز فریدمن، محتوای مستند را در قالب کتابی با همان عنوان منتشر کرد، و بیش از یک میلیون نسخه‌ی آن تنها به زبان انگلیسی به فروش رسید.

فردریک باستیا

باران رحمت مالیات بر کویر خشک جیب ما؟

این یادداشت ادامه‌ی تلاش فردریک باستیا است در تبین این مسأله که پول ما در جیب دولت پول مفت نیست. عنوان این بخش از رساله‌ی «آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود» در زبان اصلی «مالیات» است. برای وضوح بیشتر، جابه‌جا مالیات به پول ما در جیب دولت ترجمه شده است، چون فرقی نمی‌کند که پول در جیب دولت از محل مالیات تأمین شده باشد، یا از محل استقراض دولت، یا از محل چاپ پول، یا فروش ذخائر مشترک، یا سود شرکت‌های دولتی، … در هر حال پول دولت از جیب ما است، و در هر حال مفت نیست؛ هزینه‌ی فرصت دارد.

لایسندر اسپونر.jpg ۲۳۱ ۳۳۰

افسانه‌ی قرارداد اجتماعی موجد قدرت قانونی نیست

یک حکومت که بر اساس یک قانون اساسی بنا شده است، مشروعیت قدرت‌اش را از کجا می‌گیرد؟ آیا حقانیت قدرت یک حکومتْ برآمده از یک قرارداد اجتماعی (social contract)، رضایت حکومت‌شوندگان (consent of the governed) یا حق حاکمیت مردمی (popular sovereignty) است؟ پاسخ متعارف این است که آری. اسپونر استدلال می‌کند که اگر مبنای حقانیت قدرت برآمده از قانون اساسی آن باشد که قانون اساسی یک قرارداد است بین حکومت‌‌کننده و حکومت‌شونده، آنگاه چنان قدرت بحقی وجود ندارد، چون چنان قراردادی وجود ندارد. به‌لحاظ حقوقی، تنها یک قرارداد مصرح می‌تواند مبنای تعهدات الزام‌آور برای طرفین قرارداد باشد، و نه یک قرارداد تلویحی یا یک قراداد منسوخ.

مت زولینسکی

اصل مطلق یا اصل عام

«اصل بر برائت است». اصل برائت بدین معنا است که پیش‌فرض مجرمیت مردود است، اما به این معنا نیست که هیچ‌کسی مجرم نیست، بلکه به این معنا است که هیچ‌کسی مجرم نیست، «مگر» خلاف‌اش ثابت شود. برائت یک «اصل عام» است. در مقابل عدالت یک «اصل مطلق» است. هر انسان موظف است در همه‌حال با انسان‌های دیگر به عدالت رفتار کند و هیچ «مگر» موجهی برای عدول از عدالت در وجود نیست. آیا «اصل بر عدم‌تعرض قهرآمیز است»؛ یعنی تجاوز قهرآمیز ابتدایی به دیگری مجاز نیست، «مگر» آن‌که دلایل کافی برای عدول از عدم‌تعرض قهرآمیز وجود داشته باشد و اقامه شود، یا این‌که اصلاً چنان «مگر»ی در وجود نیست که بتوان اقامه کرد؟

دیردره مک کلاسکی فرانسیسکو مروکین

فضایل بورژوا روش زندگی امروز ماست

«فضایل بورژوا» اجتماع نقیضین نیست. روش زندگی امروز ماست، در محیط کارمان، و در روزهای خوش‌‌اقبالی‌مان. اگر ایده‌آل‌گرایانه زندگی دهقانی را رجحان دهیم و مزایای ناشی از نوآوری را رد کنیم، ممکن است تا ابد چوپان‌هایی فقیر و کشاورزانی خاکسترنشین باقی بمانیم و هرگز تصوری از رشد روحی، روانی و فکری در ذهن‌مان شکل نگیرد. امروز هم در سال‌های اولیه‌ی قرن بیست و یکم اگر بخواهیم می‌توانیم مذهب‌گرایی ضدبورژوا را تقویت کنیم—چه آن مذهب‌گرایی ضدبورژوا که به‌تازگی هواپیما به مرکز تجارت جهانی می‌کوبد و چه آن خوانش سوسیالیستی از «موعظه‌ی سر کوه» عیسی. اما پیشنهاد من این است که چنین نکنیم.

جیمز مدیسون

فدرالیست شماره‌ی ۱۰

جیمز مدیسون معمار اصلی قانون اساسی ایالات متحده است. پس از تدوین قانون اساسی در سپتامبر ۱۷۸۷، الکساندر همیلتون برای به تصویب رساندن قانون اساسی در ایالت نیویورک مدیسون را به یاری طلبید، و جمهوری‌خواه جفرسونی دعوت ملی‌گرای مرکز‌گرا را پذیرفت. نتیجه‌ی آن همکاری نگارش ۸۵ مقاله با عنوان فدرالیست بود که آن دو به همراه جان جی و با امضای مستعار پوبلیوس عمدتاً در جنرال ادورتایزر که هفته‌‌ای دو شماره منتشر می‌شد، انتشار دادند.

تایلر کائن

آیا تکنولوژی علت بزرگ شدن دولت‌ها بوده است؟

تایلر کائن اقتصاددان نظریه‌ی جالبی درباره‌ی چرایی بزرگ شدن دولت‌ها از اواخر قرن نوزدهم به این سو دارد—تکنولوژی. وی بر این گمان است که تغییر ایدئولوِژی به عنوان علت بزرگ شدن دولت‌های غربی قدرت تبیین بالایی ندارد. تایلر کائن در سال ۲۰۱۱ به انتخاب مجله‌ی فارن پالیسی در فهرست صد اندیشمند برتر جهانی قرار گرفت. نظریات او همیشه ارزش مداقه دارد.

لودویگ فون میزس تصویر بدون زمینه

تورّم مشیتی الهی نیست؛ تورّم یک سیاست است

مهم‌ترین نکته‌ای که باید به خاطر داشت این است که تورم مشیتی الهی نیست؛ تورم مصیبتِ رعایا یا بیماری‌ای نیست که مانند بلای طاعون بر سر مردم فرود می‌آید. تورم یک‌جور سیاست یا خط‌مشی است—سیاستی عامدانه از سوی کسانی که به تورم متوسل می‌شوند، زیرا زیان آن را کم‌تر از بی‌کاری می‌بینند. اما واقعیت این است که، در یک بازه‌ی بلندمدت نه‌چندان طولانی، تورم علاج بی‌کاری نیست. تورم یک سیاست است. و یک سیاست را می‌توان تغییر داد. بنابراین، هیچ دلیلی وجود ندارد که تسلیم تورم شویم. اگر کسی تورم را بد و زیان‌آور می‌داند، بنابراین باید دست از تورم‌زایی بردارد.

توماس پین

توماس پین؛ شکم‌بنددوزِ بقال معلم واعظ انقلابی

پیش از توماس پین هیچ کس به مانند وی مردم عادی را به دفاع از آزادی خود برنیانگیخته بود. وی سه اثر از پرفروش‌ترین آثار ادبی قرن هجدم را نگاشت که الهام‌بخش انقلاب امریکا بود، ندایِ نبردی تاریخی برای حقوق فردی را به جریان انداخت و قدرتِ فاسدِ حکومت کلیسا را به چالش طلبید. بینشِ رادیکال و سبکِ شورانگیز و بی‌پرده‌ی او پیشه‌وران، نوکران، سربازان، بازرگانان، کشاورزان و کارگران را یکسان به هم پیوند داد. اثر پین تا به امروز بر آتشِ شورش می‌دمد.

فردریک باستیا مجسمه 231 330

بالاخره دولت دارد به صدهزار نفر نان می‌دهد!

تصور کنید ۱۸۴۸ میلادی است؛ پاریس، مجمع ملی فرانسه. فردریک باستیا از کرسی خود در جناج چپ مجمع ملی برخاسته است، و دارد درباره‌ی سیاست‌هایی سخن می‌گوید که قرار است دولت موقت جمهوری به ریاست دولامارتین شاعر به اجرا بگذارد. منتها باستیا مجبور است به جای پرداختن به محتوای سیاست‌ها، سخنان‌اش را متوجه رد مغالطات کند، و برای همکاران‌اش مفهوم هزینه‌ی فرصت را توضیح دهد.

شماره ۴، فروردین ۹۳

فردریک باستیا

چه بر سر شیشه‌بُرها خواهد آمد؟

«جامعه ارزش اشیایی را که به صورت غیرضروری تخریب شده‌اند از دست می‌دهد.» و از این سخت کوتاه که موهای حمایت‌گرایان را سیخ خواهد کرد، این نتیجه حاصل می‌شود که: «شکستن، تخریب و اسراف، اشتغال ملی را رونق نمی‌دهد» یا به طور خلاصه‌تر: «تخریب سودمند نیست.» مجله مونیتور انداستریِل یا پیروان سن شامان که با دقت محاسبه کرده بود اگر پاریس در آتش بسوزد چه منفعتی نصیب صنعت خواهد شد، چون خانه‌ها باید بازسازی شوند [!]، در این باره چه خواهند گفت؟ من متأسفم که محاسبات نبوغ‌آمیز او را بر هم می‌زنم، خصوصاً از آنجا که روح این محاسبات در قوانین ما وارد شده است. اما از او می‌خواهم که این محاسبات را دوباره انجام دهد و آنچه را که دیده نمی‌شود در دفتر کل در کنار آنچه دیده می‌شود وارد کند.

فردریش هایک یک

دستکاری عقربه‌ نظم ساعت را مختل می‌کند؛ روغن‌کاری چنین اثری ندارد.

حتی در زبان معمول، «مداخله» تلویحاً به معنای تغییر حقنه‌شده‌به فرآیندی است که اجزائش از قواعد معینی تبعیت می‌کنند. ما روغن‌کاری یک ساعت را مداخله نمی‌خوانیم، یا محافظت از شرایطی را که یک سازوکار برای فعالیت روان نیاز دارد، به هر صورتی، مداخله نمی‌دانیم. تنها در صورتی که ما جایگاه هر یک از اجزاء یک مکانیسم را به شیوه‌ای تغییر دهیم که با اصل کلی عمل آن هماهنگ نباشد، مثل دستکاری عقربه‌های ساعت، آنگاه می‌توان گفت که ما در آن مکانیسم مداخله کرده‌ایم.

زکری کسرس

مسأله‌ی امکان: حکومت‌داری رقابتی به مثابه یک فرآیند اکتشاف

آیا حقوق به مثابه‌ی قواعدی که دامنه‌ی رفتار مناسب انسان‌ها را در نسبت با یکدیگر تعیین می‌کند، تعریفی ازلی دارد؟ آیا مرزهای حق مالکیت فارغ از شرایط زمان و مکان است؟ آیا دیگر معلوم شده است که بهترین سازوکار حقوقی برای تنظیم حیات سیاسی جوامع کدام است؟ آیا رقابت فقط و فقط به کار کشف طرح‌های اقتصادی می‌آید، اما برای تشخیص بهترین نهادهای غیربازاری نیازی به یک فرآیند اکتشاف نیست؟ هایک درباره‌ی این پرسش‌ها چگونه می‌اندیشیده است؟ این‌ها پرسش‌هایی است که زَکِری کَسِرِس کوشیده بدان ها پاسخ دهد

جورج اچ. اسمیث

آزادی؛ مفهومی اجتماعی، نه مفهومی فیزیکی

درست است که هابز هم مثل لاک و دیگر فردگراها٬ تعریف‌اش از آزادی را در چارچوب «آزادیِ منفی» طرح کرد، منتهی این چیزی بیش از یک شباهت سطحی نیست. تعریف هابز از آزادی٬ از اساس با تعریف لاک تفاوت دارد٬ لیکن تفاوت مواضع ایشان به‌واسطه‌ی تمایز متعارفی که [امروزه] میان آزادی منفی و مثبت گذاشته می‌شود، پنهان مانده. تمایز دیگری در کار است که در زمینه‌ی بحث از آزادی اهمیت به مراتب بیشتری دارد، و آن تمایز این است: آزادی به مثابه مفهومی مکانیکی که به رابطه‌ی فیزیکی میان چیزها اشاره دارد٬ و آزادی به مثابه مفهومی اجتماعی که به رابطه‌ میان انسان‌ها اشاره دارد.

رابرت نوزیک

دگرگونی تاریخی سرمایه‌داری واقعاًموجود امریکایی

آمریکا در بسترِ نظامی شکوفا شده که میدان عملی وسیع، اما نه نامحدود، برای بازار آزاد فراهم نموده است. آیا این امر تصادفی است و یا این‌که بخش عمده‌ای از علت رونق اقتصادی امریکا به سبب نظام اقتصادی آزادش بوده است؟ و آیا محدودیت‌های اعمال شده بر اقتصاد بازار آزاد سودمند بوده است یا زیان‌بخش؟

فردریش هایک یک

در نهایت امر، هیچ هدف اقتصادی‌ای وجود ندارد

در این متن گزیده از کتاب قانون، قانونگذاری، و آزادی، مجلد دوم، هایک نوع خاصی از نظم خودانگیخته را بررسی می‌کند: فرآینــد بازار. بار دیگر او میان نظم «مصنوع» و نظم «خودانگیخته» در بازار، تمیز می‌گذارد. او تأکید دارد که جامعه‌ی بزرگ را روابط اقتصادی یکپارچه نگه می‌دارد اما این بدان معنی نیست که «هدف‌های اقتصادی» بر هدف‌های دیگر مسلط هستند. «در نهایت امر، هیچ هدف اقتصادی‌ای وجود ندارد.» به بیان درست‌تر، افراد «وسیله»‌های اقتصادی را برای دست‌یافتن به مقاصدی که در نهایت غیراقتصادی هستند، به‌کار می‌گیرند. پیروی از قواعد رفتار عادلانه این امکان را برای شمار هرچه بیشتری از انسان‌ها فراهم می‌سازد که بیشتر از آنچه که احتمالاً در توانِ هر نظام دیگری هست، شمار هرچه بیشتری از هدف‌های‌شان را محقق سازند.

تورم

دستور می‌دهم قیمت‌ها بالا نروند

دولت‌ها از دوران باستان تلاش داشتند تا حداقل و حداکثر قیمت‌ها را تعیین کنند. عهد عتیق سود گرفتن از وام را ممنوع کرده، حکومت‌های قرون وسطا حداکثر قیمت نان را مشخص کرده و امروز هم دولت‌ها در ایالات متحده قیمت سوخت، نرخ اجاره‌ی آپارتمان در نیویورک و حداقل دستمزد، و بسیاری قیمت‌های دیگر را ثابت نگه داشته‌اند. دولت‌ها گهگاه از ثابت نگاه داشتن قیمت‌ اجناس خاص فراتر می‌روند و سعی می‌کنند سطح عمومی قیمت‌ها را کنترل کنند؛ همان‌طور که ایالات متحده در خلال دو جنگ جهانی، جنگ کره و در زمان ریاست جمهوری نیکسون از سال 1971 تا 1973 چنین کرد.

ویرجینیا پاسترل ۳۳۰ ۲۳۱

اگر پرنسس هستی، پس چرا تاج و لباس صورتی‌رنگ نداری؟

در سال‌های بعد از دایانا، کهن‌الگوی پرنسس حتی بیش‌ از پیش از امتیازهای سلطنت واقعی جدا شد. وقتی که لیلا، دختر سوپر مدل معروف، کیت ماس، که در آن زمان چهار ساله بود، با پرنسس‌های واقعی، بئاتریس و یوجین، روبرو شد، چندان از این دیدار به هیجان نیامد. او پرسید «اگر شما پرنسس هستید پس چرا تاج و لباس صورتی‌رنگ ندارید؟»

دان لاووی

گذر از پنداره‌ی بی‌اعتبار اصطکاک بین دموکراسی و بازار در لیبرالیسم غربی

دان لاووی معتقد است که لیبرالیسم غربی «کهنه، زهوار در رفته و بی‌اعتبار» است. وی احتمال می‌دهد که کسانی که ذیل نظام‌های سوسیالیستی زندگی کرده اند، بهتر از لیبرال‌های غربی ماهیت دموکراسی و بازار را بشناسند و آن‌ها را آرمان‌های لیبرالسیم بدانند. به عقیده‌ی او، بر خلاف اندیشه‌ی لیبرال رایج در غرب که دموکراسی و بازار را مفهوما در تضاد و اصطکاک با هم می‌فهمد، این درک همخوان از دموکراسی و بازار می‌تواند زمینه‌ساز برآمدن یک لیبرالیسم رادیکال باشد که به‌ دموکراسی و بازار وفادارتر است—لیبرالیسمی که نه لیبرالیسم کلاسیک است، و نه لیبرالیسم متعارف میانه‌گرای امروزین.

330 231استیون هورویتز

اقتصاد اتریشی چه هست و چه نیست

اقتصاد اتریشی (رفتارشناسی انسانی اتریشی) در مسائلی نظیر مسائل مربوط به سیاست خارجی آمریکا، یا جنگ داخلی آمریکا هیچ حرفی در خود و از خودش برای گفتن ندارد، یا درباره‌ی این‌که آیا نظام ملی بانکی آمریکا محصول دسیسه‌چینی‌های مخفیانه‌ بانکداران است، یا این‌که آیا خانواده‌ی بوش ارتباطی با نازی‌ها دارند، این‌که حق مالکیت معنوی مشروع است، یا این‌که انداختن بمب‌های اتمی روی ژاپن موجه بوده است یا خیر. بااین‌همه، اندیشه‌ها و مفاهیم تئوریک مکتب اتریش بدون‌شک در تلاش‌های ما برای فهم این مسائل کاربرد دارند.

smith_portrait

دو گونه آزادی؛ آزادی مرتضی و آزادی موسی

طرح آزادی منفی٬ برای ترسیم جامعه‌ی آزادِ ایده‌آلِ آزادی‌خواهان می‌تواند گمراه‌کننده باشد. گرچه آزادی‌خواهان حاضرند (بلکه هم باید باشند) از منافع عمل‌گرایانه‌ی آزادی دفاع کنند٬ لیکن اکثر آزادی‌خواهان بر این باورند که جامعه‌ی آزاد نهایتاً باید بر بنیانی اخلاقی بنا شود—احترامی مثبت به خودفرمایی عقلانی-وجدانی فرد انسان. به طور خلاصه، آزادی از هر دو وجه مثبت و منفی برخوردار است.

plato

چه ایده‌هایی نوبت بازنشسته شدن‌شان رسیده است؟

بنیاد اج، هر ساله با طرح پرسشی از شخصیت های برجسته دانش و فلسفه، تلاش می کند تصویری از چالش های پیش روی بشریت به دست بدهد. سال گذشته، این بنیاد از بیش از یکصد و هفتاد شخصیت برجسته پرسید «وقت بازنشسته کردن کدام ایده فرا رسیده است؟» پاسخ پیش رو، از پرفسور ریچارد داکینز، استاد بازنشسته کرسی فهم عمومی دانش در دانشگاه آکسفورد، زیست شناس فرگشتی و صاحب دهها کتاب و صدها مقاله اثرگذار است. پرفسور داکینز معتقد است نگرش ذات باورانه (اسنشالیست) که ریشه در فلسفه افلاطون دارد، مانعی بر سر راه فهم بهتر دنیای پیرامون و شکل گیری ایده های نوین در دانش است.‎

شماره ۳، اسفند ۹۲

جنون مصرف - Copy

جنون مصرف

رمان زولا ستایشی بی‌پرده از اعجوبه‌های بازرگانی نیست. این کتاب محاسن و معایب ذات انسانی را آن‌طور که در تجارت نمود پیدا می‌کند، نمایش می‌دهد. «گفتن این‌که یک میل به‌ این دلیل که ذاتی نیست، اهمیتی ندارد، یعنی این‌که بگوییم کل دستاوردهای فرهنگی انسان بی‌اهمیت هستند.»

اسکروچ

آتش‌بازی کلیشه‌ها

از قرار ما آماده‌ایم فراموش کنیم که بعضی منتقدین ادبی احتمالاً پیش‌‌زمینه و دانش خوب موثقی درباره‌ی اقتصاد ندارند، و بنابراین، به‌خوبی از غنای تصویر اقتصادی‌ای که در فلان متن ترسیم‌ شده آگاه نیستند. شاید آن‌ها حتی ندانند بحثی که به چشم‌شان ظاهراً فقط درباره‌ی سیاست یا رمانس به نظر می‌رسد، برای یک اقتصاددان جور دیگری به نظر خواهد رسید.

330 231استیون هورویتز

گذشته‌ها گذشته؛ آب رفته به جوی باز نمی‌گردد

کسانی که آبِ‌رفته‌به‌جوی را می‌فهمند، خوب می‌دانند که شنیدن این عبارت که «باید اندازه پولی که دادی کار بکشی» یا «باید کاری که شروع کردی را تمام کنی» یک زنگ خطر را به صدا در می‌آورد، دال بر این‌که باید حواس‌شان را جمع کنند. هزینه‌های گذشته نامربوط است زیرا انتخاب‌مان هرچه که باشد، گذشته تغییر نمی‌کند. چیزی که برای طرز تفکر اقتصادی اهمیت دارد تصمیم‌گیری بر اساس هزینه و فایده‌ی قدمِ بعدی است که اینک پیش روی ما است.

hayek

کاربرد دانش در جامعه

یکی از دلایلی که اقتصاددانان، بیش از پیش، از تغییرات پیوسته‌ی کوچکی که کل تصویر اقتصادی را می‌سازد غافل‌ می‌شوند احتمالاً اشتغال خاطر روزافزون آنها به ارقام کلی آماری است، که بیشتر از آنکه تحولات جزییات را نشان دهد ثبات بسیار بزرگتر را نشان می‌دهند. اما ثبات نسبی این ارقام‌ها را نمی‌توان—آن‌گونه که گاهی به نظر می‌رسد متخصصان آمار می‌خواهند چنین کنند—با توسل به «قانون اعداد بزرگ» یا جبران متقابل تغییرات تصادفی توضیح داد.

ماریو بارگاس یوسا

بیایید از شر ملی‌گرایی خلاص شویم

پایان دادن به سوداگریِ بیگانه‌ساخت‌ستیز امری اخلاقی و سیاسی است، همان‌قدر ضروری که ریشه‌کنی «اصلاحات» اجتماعی و اقتصادی‌ای که در جوامع ما به ملی‌شدن کسب‌وکارها، اشتراکِ اراضی، و سنگربندی و گسترشِ دولت‌سالاری انجامیده است. بیگانه‌ساخت‌ستیزی، جمع‌باوری، و دولت‌سالاری همه تجلی‌های متفاوتی از مفهومی یک‌سان هستند که گلوی ابتکار فردی را می‌فشارد، بروکرات‌ها را جای صاحبان کسب‌وکار یا کارگران به بازیگرِ اصلی حیاتِ مولد تبدیل می‌کند، ناکارآمدی و فساد را برمی‌انگیزد، تبعیض و امتیازات را مشروعیت می‌دهد، و، دیر یا زود، فرسایش و نابودی آزادی را به ارمغان می‌آورد.

سنفورد ایکدا دیوار و گیاه

هفت باور نادرست درباره‌ی بازار آزاد

من نمی‌خواهم پسرم متامفتامین مصرف کند، ولی مایل ام اجازه فروش آزادش را بدهم و با فروش آزادش مدارا کنم. یکی از ریسک‌هایی که در یک جامعه‌ی آزاد می‌پذیریم این است که به خودمان و به دیگران اجازه‌ی اشتباه کردن می‌دهیم. چرا؟ شاید چون هیچ‌وقت نمی‌توانیم یقین داشته باشیم که کدام کار اشتباه است و کدام نیست. در یک جامعه‌ی آزاد، حتی اگر درباره‌ی چیزی حس اطمینان کنیم، باز از به خدمت گرفتن بازوی دولت برای تحمیل باورهای خود بر دیگران حذر می‌کنیم.

matt-ridley-TED

امروزی بهتر، معاصری بی‌مانند | به خوش‌بینی جرأت کن

تجمیع اشتراکی دانش توسط متخصصان که به ما اجازه می‌دهد هر روز چیزهای بیشتر و بیشتری را مصرف کنیم و در ازای آن بر انجام کارهای کم‌شمارتری تمرکز کنیم، خانم‌ها و آقایان، قصه‌ی اصلی انسانیت است. نوآوری دنیا را عوض می‌کند، اما تنها دلیل این امر آن است که نوآوری تقسیم کار را تسهیل می‌کند و تقسیم زمان را تشویق. دمی جنگ و مذهب و قحطی و شعر را فراموش کنید تا از بزرگ‌ترین درون‌مایه‌ی تاریخ پرده بردارم: همزیستی دادوستد و تخصص‌یابی و آفرینندگی که زاییده‌ی آن است، «آفرینشِ» زمان.

مت ریدلی

فقر یا نابرابری؟ مردم از کدام در گداز اند؟

هیچ یک از این صحبت‌هایی که می‌کنم این معنای ضمنی را در خود ندارد که مردم اشتباه می‌‌کنند که از نابرابری درآمد و ثروت بدشان می‌آید و یا مردم اشتباه می‌کنند که از پاداش‌های گزاف مدیران عامل‌ [شرکت‌های وال‌استریتی از جیب عوام‌الناسِ بی‌کس‌وکارِ مالیات‌دهنده] به خشم می‌آیند. ابداً. در واقع، نکته‌ای که سعی می‌کنم بگویم چیز دیگری است: این‌که در حالی که مثلاً نسبت به ۱۹۰۰ یا ۱۹۵۰ میلادی نابرابری دیگر به آن حادی نیست و فقر مطلق بسیار کاهش یافته است، چرا امروزه هنوز این مساله این اندازه مایه‌ی دغدغه‌ی مردم است. مردم فقیر گرسنگی و بدبختی نکشند، این وسط یکی هم قایق تفریحی شخصی داشته باشد؟ چه اهمیتی دارد؟

لوایتان تامس هابز

حماقت هابزی

یک آدم را تصور کنید که در یک جزیره‌‌ی دورافتاده و بی‌سکنه‌ زندگی می‌کند و هیچ امیدی هم به نجات از آنجا ندارد. اسم او را بگذاریم آدم الف. یک‌روز ناگهان دریا آدم دیگری را به ساحل می‌آورد، که شش‌هایش پر از آب است و با هر سرفه آب از دهانش بیرون می‌زند. آدم تازه‌رسیده دوم را آدم ب بنامیم. وقتی آدم ب می‌کوشد به جان‌کندنی نفس بکشد و زنده بماند، آدم الف چه می‌کند؟ برای اینکه داستان‌مان جذاب شود، بیایید فرض کنیم آدم ب به مراتب تنومندتر و درشت‌هیکل‌تر از آدم الف است.

الینور-آستروم-الیور-ویلیامسون2

ما اقتصاددانان همه‌مان ملال‌انگیز نیستیم

برخی، کارهای این دو را در این جمله خلاصه کرده‌اند که نهادهای غیربازاری اغلب عملکرد خوبی دارند. اما این جمله می‌تواند شما را به این نتیجه‌گیری اشتباه برساند که پس راه‌حل‌های دولتی خوب اند و بازارهای آزاد صرفاً زیرمجموعه‌ای از نهادهای آزاد هستند. روش بهتر برای خلاصه کردن تحقیقات این دو اقتصاددان—البته با اندکی اغراق در مورد آستروم—این است که، آنچه آستروم و ویلیامسون واقعاً ثابت می‌کنند این است که انجمن‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد داوطلب [یعنی نهادهای غیربازاری] عملاً [در حل مسأله‌ی مدیریت مشاعات] عملکردی موفق دارند.

موش پرنده و سوسیس رنگی

تقسیم کار؛ داستان موش، پرنده و سوسیس

یکی بود، یکی نبود. یک موش و یک پرنده و یک سوسیس بودند که با هم زندگی می‌کردند. آنها مدت زیادی در صلح و صفا، خوبی و خوشی با هم در یک خانه به‌سر می‌بردند و هر روز به مال و منال‌شان افزوده می‌شد. کار پرنده این بود که هر روز به جنگل پرواز کند و چوب و هیزم جمع کند. وظیفه موش این بود که آب بیاورد و آتش را رو به راه کند و میز غذا را بچیند. کار سوسیس هم پخت‌و‌پز بود.

گرت هاردین

تراژدی مشاعات؛ عدد عدو است

اگر فقط یک گروه باشد که بتواند نظامی مبتنی بر استفاده‌ی عمومی از مشاعات را با موفقیت به کار بندد، جامعه‌ای به‌شدت مذهبی مثل هوتری‌ها خواهد بود. اما اینجا عدد عدو است. به‌قول مدیسون، آن‌گاه نافرشتگان فرشتگان را فاسد می‌سازند. هرگاه، بزرگیِ جامعه ویژگی‌های نظامی را دگرگون می‌سازد، مهندسانِ طراحیِ نظام از «اثر مقیاس» می‌گویند. اثر مقیاس،‌ بر مبنایِ خصوصیاتِ روانیِ انسان، کارآییِ نظام‌هایِ مدیریتِ عمومی مشاعات را محدود می‌کند.

رندی بارنت

قانون طبیعی چیست؟

امروزه برخی با ایده‌ی طبیعت آدمی به مثابه مقوله‌ای «فطری» یا طبیعی مخالفت می‌و‌رزند و پافشاری می‌کنند که طبیعت آدمی «برساخته‌ی اجتماعی» است و محصولِ کنش و واکنشِ انسان‌ها با یکدیگر است. برای نمونه، معنی مرد یا زن بودن کاملاً وابسته به جنسیت طبیعی نیست، و علاوه بر آن همواره ریشه‌هایی در انتظارات اجتماعی نیز دارد؛ انتظاراتی که از روزگاران کهن نهادینه شده اند. گرچه این گزاره احتمالاً گزاره‌ی بسیار درستی باشد، اما رد منطقِ قانون طبیعی مبتنی بر این گزاره‌ی صحیح عملی اشتباه است، و کسی که چنین می‌کند ادعای نظریه‌پردازان قانون طبیعی را از دو جهت اشتباه دریافته است.

شماره ۲، بهمن ۹۲

نوآم چامسکی سوسیالیسم

خیرِ عام چیست؟

به‌سانِ موشِ کور پیر کارل مارکس—«دوستِ قدیم‌مان، موشِ کور پیر، که خوب می‌داند چطور زیرِ زمین روزگار بگذراند، و به‌ناگاه سر از خاک برآورد»—سنتِ همه‌آزاد‌خواهی همیشه نزدیک به سطح در حرکت است، همیشه آماده‌ی سر برآوردن، گاه به شکلی حیرت‌برانگیز و غیرمنتظره، به‌دنبالِ به ارمغان آوردن آن‌چه در نظرِ من تقریبی خردپسند از خیر عام است.

عقل معاش

درس دوم عقل معاش: افسانه‌ی ناهار مجانی

بسیاری از هزینه‌ها را می‌شود با پول سنجید، ولی این‌ها هم هزینه‌ی فرصت از دست رفته هستند. پولی که صرف خریدی می‌شود، پولی است که برای خرجهای دیگر موجود نیست. هزینه‌ی فرصت از دست رفته‌ی یک خرید، برای ما، ارزش کالاهاییست که دیگر نمی‌توانیم آن‌ها را داشته باشیم، اجباری که نتیجه‌ی صَرفِ پول در خرید قبلی ماست. ولی اگر برای انجام کاری نیازی به پرداخت پول نباشد، معنیش این نیست که آن کار بی‌هزینه است. برای قدم زدن و لذت بردن از غروب خورشید، پولی نمی‌دهیم، ولی هزینه‌ی فرصت از دست رفته‌ی قدم زدن بجای خود باقی است. زمانی که صرف قدم زدن کرده‌ایم را می‌توانستیم صرف کار ارزشمند دیگری کنیم، مثل عیادت دوستی بیمار، یا خواندن یک کتاب.

مایکل-استرانگ-سخنرانی-تد2

سیر و سلوکِ من از ترقی‌خواهی به همه‌آزاد‌خواهی

مایکل استرانگ نویسنده‌ی کتاب «خوی تفکر: از سمینارِ سقراطی تا مشقِ سقراطی» است و نیز نویسنده‌ی اصلی «حلِ مسأله باش: چگونه کارآفرینان و سرمایه‌‌دارانِ مردمدار قادر اند همه‌ی مشکلات جهان را حل کنند». وی برای سال‌ها از تجربه‌ی تحصیلات خود در راه‌اندازی مدارس خصوصی در سراسر امریکا بهره برده، و همینک مدیر «کارآفرینان اجتماعیِ رادیکال» است و در پروژه‌ای دیگر در حال زمینه‌سازی برای راه‌اندازی یک شهر آزاد در هندوراس.

الینور-استروم2

بازار، دولت و «بخش سوم»

آستروم می‌نویسد: «وجود نظم در جهان تا حد زیادی وابسته به آن نظریه‌هایی است که برای فهمِ جهان به‌کار می‌گیریم. اما به‌هرروی ما منحصراً محدود و مقیّد به مفاهیم نظمِ برگرفته از اسمیت و هابز نیستیم.» ما به نظریه‌ای نیاز داریم که «بدیلی در اختیارمان بگذارد که بتوان از آن برای تحلیل و تجویزِ ترتیباتِ نهادیِ گونه‌گون— سازگار و متناسب با گونه‌گونیِ عظیمِ کالا‌های اشتراکی—استفاده کنیم.»

شبکه-ارتباطات-اجتماعی2

دولت چیست؟

همان‌طور که به‌کاربردن نام «دولت» برای این شبکه‌ی در هم‌تنیده‌ی از سازمان‌های دولتی اطلاع مفیدی به ما نمی‌دهد، این آش شله‌قلم‌کار را «بازار» خواندن یا «جامعه‌ی مدنی» نامیدن نیز چندان روشن‌گر نیست. این دسته‌بندی‌ها آن‌قدر گل‌وگشاد اند که به‌ندرت می‌توانند، حائزِ معنایی باشند؛ بهتر آن است که قدرت و ضعف نهادهای خاصی را که در ذهن داریم—مورد به مورد— بکاویم.

بیت کوین

بیت‌کوین: فراتر از پول

آن‌چه از بیت‌کوین مفهومی انقلابی می‌سازد این است که برای نخستین بار مشکل خرج‌کرد دوباره را می‌توان بدون باز کردن پای واسطه‌گرِ طرف ثالث به این معامله‌ حل کرد. بیت‌کوین از طریق توزیع آن دفترکل –که بالضروره باید وجود داشته باشد‌– میان تمام کاربران سیستم از طریق شبکه‌ی کاربر‌ــ‌به‌ــ‌کاربر این مشکل را حل می‌کند. هر معامله‌ای در اقتصاد بیت‌کوین در یک دفترکل عمومی به نام «بلاک‌چِین» ثبت می‌شود. کپی‌های کاملی از بلاک‌چِین در کامپیوترهای هرکسی که از بیت‌کوین استفاده می‌کند، وجود دارد. معاملات جدید با بلاک‌چین مقایسه و کنترل می‌شوند تا اطمینان حاصل شود که بیت‌کوین‌های خرج‌شده پیش‌تر استفاده نشده‌اند، و از این‌ طریق مشکل خرج‌کرد دوباره حل می‌شود.

رندی بارنت

عمل‌گراکوشی قضائی؛ یک تعریف

دیدگاه عمل‌‌‌گراکوشِ حقوق‌مدار از نظام قضایی بر این تفکر استوار است که دادگاه‌‌‌ها وجود دارند تا عدالت را برقرار کنند؛ که عدالت با شناسایی صحیح حقوقِ طرفین در یک دعوای حقوقی مشخص می‌‌‌شود؛ که مقررات موضوعه تنها معیار شناسایی این حقوق نیستند؛ که این حقوق بر مبنای عقلانی‌—وجدانیِ بنیادی‌‌‌تری استوار هستند؛ که تعدّی به حقوق هر فرد بی‌عدالتی است؛ که وقتی فردی از حقی برخوردار است، این بدان معنی است که دادگاه باید آن حق را محترم شمرد و اعمالش کند؛ و این‌که ناکامی دادگاه در محترم شمردن و اعمالِ این حقوق خود مصداقِ بی‌عدالتی است. …آیا منطقی است که از یک افسر ارتش —بخشی از ساختار متصلب فرمانبرداری— که مردم را به اردوگاه مرگ منتقل می‌‌‌کند، این دفاع را نپذیریم که «من مأمور بودم و معذور»، اما به یک قاضی—که قرار است واپسین پاسدارِ عدالت‌مان باشد—به بهانه‌ای مشابه اجازه دهیم از بار مسئولیت شانه خالی کند؟

توماس پین

در بابِ جامعه و تمدن

پِین در این گزیده از بخش دوم «حقوق بشر» (۹۲-۱۷۹۱) به مبحث «عقل همگانی: تمایز جامعه و دولت» می‌پردازد. او می‌گوید نظمی که در جامعه بشری به صورت طبیعی مشاهده می‌شود، مصنوعِ دولت نیست. «این نظم قبل از دولت وجود داشته و اگر ساختارِ صوریِ دولت از بین برود باز هم وجود خواهد داشت». نیاز به همکاری در اقتصاد غیردستوری، افراد را وامی‌دارد برای زندگی با هم از قواعدی پیروی کنند. پین به تداوم «نظم و هماهنگی» در جوامع کوچک‌ آمریکا در دوره‌ای که دولت بریتانیا از بین رفت، اشاره می‌کند. برخلاف فیلسوفان اجتماعی روشنگریِ اسکاتلندی، پین نظریه مربوط به هماهنگی طبیعی در جامعه را به نظریه‌ی عدالت پیوند می‌زند. او می‌گوید نه تنها همه‌ی دولت‌های موجود به حقوق فردی تجاوز می‌کنند، بلکه وجود این دولت‌ها برای ایجاد نظم اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.

برتراند راسل

چرا کمونیست نیستم؟

متحیر ام و عاجز از درک این‌که چطور کسانی، که هم انسان‌دوست اند و هم هوشمند، می‌توانند در اردوگاه بردگی عظیمی که استالین درست کرد، چیزی برای تحسین بیابند. … همیشه با مارکس مخالف بوده‌ام. اولین نقد خصمانه‌ام از او در سال ۱۸۹۶ منتشر شد. اما ایراداتم به کمونیسم امروزی از ایراداتم به مارکس عمیق‌تر هستند. از جمله‌ی آنها وانهادن و ترک دموکراسی است، که بیش از هر چیز دیگر مصیبت‌بار می‌دانمش.

فمنیست

فمنیست‌ها کاپیتالیست‌های بازار آزادی خوبی از آب در‌می‌آیند

حتی اگر عریضه‌ی علیهِ برتز ‌بیز شکست خورده بود، رقیبِ پاسخ‌گوتری برای آن شرکت پیدا می‌شد که خواسته‌های فمینیست‌ها را برآورده سازد. این هم از کارکردهای بازار است. زیرا هرگاه که لِگو تقاضای ساختِ اسبا‌ب‌بازی‌های دخترانه‌ی آموزنده و نه صرفاً در طِیف رنگ صورتی نادیده می‌گیرد، سود بالقوه‌ای را به کمپانی‌های بازاردوست‌تری نظیر گُلدی‌بلاکس می‌بازد.

رستوران راسل رابرتز

اگر صورتحساب را شما می‌پردازید، من شیشلیکِ مخصوص سفارش می‌دهم

تلاش کنگره برای کاهش هزینه‌ها، من را به یاد یک بعد از ظهر پاییزی سال گذشته در تئاتر سنت لوئیس انداخت. قبل از بالا رفتن پرده‌ها، مدیر تئاتر روی سن آمد و ما را تشویق کرد که در مورد پیشنهاد کاهش مالیات‌های ایالتی رای منفی بدهیم. او می‌ترسید کاهش مالیات، کمک‌های حمایتی از تئاتر را تقلیل دهد. به طرف خانمی که کنارم نشسته بود برگشتم و پرسیدم آیا از اینکه یارانه بلیط تئاتر او توسط تعدادی کشاورز در بوت هیل میسوری پرداخت شده است، احساس گناه نمی‌کند؟

logo-aloneII

نوآوری نابود می‌کند؟ چه باک! بگذار بکند

دویست سال پیش، سهمِ متوسطِ هر آدمی‌زاد از رفاه مادی سه دلار در روز بود. با سه دلار در روز، آدمی‌زاد متوسط برای قوت روزانه در حد یکی دو کیلو گندم داشت، کمی شیر، و هر از گاهی تکه‌ای گوشت. برای زمستان یک شال پشمی داشت. اگر خوشبخت بود و در جامعه‌ای باسواد زندگی می‌کرد، به‌‌طورمتوسط یک یا دو سال تحصیلات مکتب‌خانه‌ای داشت. و احتمال این‌که زیر 30 سالگی بمیرد، پنجاه‌ـ‌پنجاه بود. امروز اگر همه‌ی مردم جهان را ــاز نروژی‌ها و سوئیسی‌های ثروتمند گرفته تا هندی‌ها و سنگالی‌های فقیر‌ــ یک‌کاسه کنیم، متوسط درآمد هر آدمی‌زاد سی دلار در روز است، در مقابل با آن سه دلار در روز دویست سال پیش؛ یعنی ده برابر افزایش.

مایکل شرمر شکاک

آزادی و علم

به گمان من، به جای آنکه دو مقوله‌ی متمایز و مشخص از دو نگرش مقید و نامقید (یا تراژیک و اوتوپیایی) در باب طبیعت انسان وجود داشته باشد، تنها یک نگرش با درجات متفاوت وجود دارد. بیایید این نگرش را «نگرش واقع‌گرایانه» بنامیم. اگر شما باور دارید که طبیعت انسان در تمام جهات—اخلاقی، فیزیکی و عقلانی‌—«تا حدی» مقید است، آنگاه به نگرش واقع‌گرایانه درباره‌ی طبیعت انسان معتقد اید.

دیردره مک کلاسکی

بقیه‌ی چیزها به کنار؛ پولانی هم درست می‌گفت و هم اشتباه!

پولانی می‌گوید «پیش از عصر حاضر، هیچ‌گاه هیچ اقتصادی وجود نداشت که حتی به لحاظ مبادی و اصول کلی توسط بازارها هدایت شود… منفعت و سود حاصل از دادوستد هیچ‌گاه تا پیش از این نقشی مهم در اقتصاد انسانی بازی نکرده بود.» اینجا لغت «مهم» مهم است. پولانی تصدیق می‌کند که بازارها قبلاً وجود داشتند. اما ادعا می‌کند که «اقتصاد بازار» به مثابه یک سیستم خود‌تنظیم‌گر به «اندازه‌ی مهمی» وجود نداشت. در یکی از تکرارهای پرشمار این ادعای‌اش او این مسأله را به صورت کمّی بیان می‌کند: «هیچ اقتصادی پیش از عصر ما حتی به طور تقریبی توسط بازار کنترل و تنظیم نمی‌شد». او مکرراً این مسئله را به عنوان بحثی کمّی مطرح می‌کند. چه میزان بازار؟ چه میزان سود، منفعت، و حساب‌گریِ دودوتاچهارتا بر مبنای قیمت‌ها؟ پاسخ پولانی: هیچ.

شماره ۱، دی ۹۲

چرخدنده شبکه انسانی

آینده‌ی حکومت‌داری در عصر اطلاعات

هرچند هنوز روی این کره‌ی خاکی کارخانه‌هایی وجود دارد، اما دیگر دوران [انقلاب] صنعتی به پایان رسیده است. هرچند هنوز میوه‌های عقل ستایش می‌شوند، اما دیگر عصر عقل به پایان رسیده است. ما دیگر مدرن و حتی پست‌مدرن نیستیم؛ ما در آستانه‌ی چیز دیگری هستیم. بیشتر گمانه‌زنی‌های ما در مورد سرنوشت آینده، برای آیندگان‌مان احمقانه‌ به نظر خواهد رسید. اما ما از یک چیز اطمینان کامل داریم: تغییری بزرگ و سریع در حال رخ دادن است. منشأ بیشتر این دگرگونی‌ها فن‌آوری دیجیتال است.

apartheid

آپارتاید

کارگران سفیدپوست از عرضه‌‌‌ی بالای کارگران آفریقایی با دستمزد کمتر وحشت کردند. به علاوه تجار و مقامات حکومتی سفیدپوست، از جمله ماموران پلیس معمولاً کارگران آفریقایی را مورد آزار و اذیت قرار می‌‌‌دادند تا آنان را از رفتن به معادن و رقابت برای مشاغل دائمی منصرف کنند. در اوایل دهه ۱۸۹۰ اتاق معادن، متشکل از گروهی از کارفرمایان، مرتباً از این تبعیض سیستماتیک شکوه می‌‌‌کردند و تلاش کردند تا زمینه برخورد بهتر با کارگران سیاه‌پوست را فراهم کنند. این اقدامات نه نوع‌دوستانه بود و نه مبتنی بر آموزه‌‌‌های لیبرال. در واقع صاحبان معادن اغلب خود به اقدامات نژادپرستانه دست می‌‌‌زدند. اما این جا یک انگیزه‌‌‌ی مسلم اقتصادی وجود داشت: اگر تبعیض نژادی از ساحت قانون رخت بر می‌بست، هزینه‌ی دستمزد کارگران برای کارفرمایان به حداقل می‌‌‌رسید.

sarah

زن؛ انسانی مستقل بهره‌مند از عقل و وجدان

سارا گریمکه (۱۷۹۲-۱۸۷۳)، خواهر بزرگ‌تر آنجلینا گریمکه، مانند خواهرش یکی‌ از سخنرانان تاثیر‌گذار مخالف سرسخت برده‌داری در امریکا بود. در این قطعه،—بخشی از مقاله‌ای‌ در قالب نامه‌ای به مجمع بانوان مخالف برده‌داری در بوستون—سارا گریمکه از موقعیت قانونی زنان تحت قوانین انگلستان و آمریکا انتقاد می‌کند. جایگاهی که در اثر مشهور سر ویلیام بلک‌ستون، تفاسیری بر قوانین انگلستان، تعریف شده است. گریمکه استدلال می‌کند که (در جامعه انگلیس و امریکا) هم با زنان و هم با بردگان صرفاً همچون زیردستانِ شوهران و اربابان‌شان رفتار می‌شود، و بدین‌ترتیب مسئولیت‌های ایشان به عنوان انسان‌هایی مستقل دارای قوه‌ی عقل و وجدان انکار می‌شود.

عقل معاش

درس نخست عقل معاش: رفتارها متأثر از انگیزه‌ها هستند

حتی اگر هیچ کس مادر ترزای فقید را به آزمندی متهم نکند، او هم تحت تأثیر نفع شخصی، ناچار به پیروی از انگیزه های خویش بود. وقتی که مؤسسه‌ی پیام‌آوران نیکوکاری، یعنی سازمان مادر ترزا، سعی کرد سرپناهی برای افراد بی‌خانمان نیویورک فراهم کند، شهرداری آنان را به انجام اصلاحاتی گران (و البته غیرضروری) در ساختمان‌هایشان ملزم کرد. مؤسسه طرح را شروع نکرده رها کرد. این تصمیم، بیانگر هیچ گونه تغییری در تعهدات مادر ترزا نسبت به فقرا نیست، بلکه تغییر انگیزه‌ها را نشان می‌دهد. وقتی هزینه‌ی کمک به فقرا در شهر نیویورک افزایش پیدا کرد، مادر ترزا به این نتیجه رسید که منابع در دسترس او، اگر جایی دیگر به کار گرفته شوند، فایده‌ی بیشتری به بار خواهند آورد. تغییر انگیزه‌ها بر انتخابهای هر شخصی اثر گذار است، چه اهداف او ترکیبی از اهداف حریصانه‌ی مادی باشد، و چه اهداف نوع‌دوستانه و خیرخواهانه، که هر کدام به نوبه‌ی خود، به تصمیمی خاص منجر خواهد شد.

logo-aloneII

سخن آغازین بورژوا

و اینک اما بورژوا نامی برای مجله‌ی فارسی‌زبان آنلاین ما نیز هست.

ما بورژوا را مجله می‌خوانیم—گرچه بر کاغذ منتشرش نکرده ایم—تا هم خود جدی‌ترش بگیریم و هم از همین آغاز قدر و اعتباری افزون‌تر از یک وبلاگ گروهی برای‌اش مدعی باشیم.
ما بورژوا را بر یک ایده و یک باور و یک امید بنا می‌کنیم.
آن ایده این است که در روزگاری که تقریباً همه‌ی بورژواهای اهلِ مطالعه‌ی ایرانی به اینترنت دسترسی دارند، در وضعیتی که راه‌اندازی یک مجله‌ی کاغذی از بضاعت ما بیرون است، با کم‌ترین هزینه‌ی ممکن بر روی همین اینترنت بی‌مرز و جهان‌گستری که خود یک دستاورد بزرگ بشری در زمانه‌ی بورژوا است…

جان استورات میل زنان فمنیسم

در مخالفت با مداخله‌گری دولت

هدف این مقاله اثبات صحت یک اصل بسیار ساده ‌است، اصلی که منحصراً به نحوه‌ی استفاده از ابزار زور و اجبار توسط جامعه در مقابل فرد مربوط می‌شود؛ خواه این زور و اجبار با توسل به خشونت فیزیکی در قالب وضع مجازات‌های قانونی صورت بگیرد، خواه با توسل به اجبار اخلاقی آرای عمومی. آن اصل از این قرار است که تنها هدفی که نوع بشر چه منفرداً و چه جمعاً می‌تواند، با استناد به آن، دخالتش در آزادی عمل هر عده‌ی متصور دیگری از نوع بشر را توجیه کند، دفاع از خود (صیانت ذات) است. [به سخن دیگر،] اصل این است که تنها مقصودی که برای رسیدن به آن، قدرت می‌تواند، به حق، بر هر تعداد عضو یک مجموعه انسانی متمدن، بر خلاف میل‌شان، اعمال شود، جلوگیری از آسیب به دیگران است [و لاغیر]. منفعت خودِ فرد، چه مادی و چه اخلاقی، توجیه کافی [برای اعمال زور علیه فرد توسط جامعه] نیست. …

چپ راست

آزادی‌اصل‌باوری به منزله‌ی میانه‌گرایی رادیکال

رد و طرد دسته‌بندی چپ و راست از مشخصه‌های اصلی اندیشۀ اصالت آزادی است. آزادی‌اصل‌باوری ایدئولوژی‌ای است که استفاده از قدرت سیاسی را به پرسش می‌گیرد. آزادی‌اصل‌باوری به جای این که سیاست را دخالت دولت در این حوزه یا در آن حوزه ببیند، سیاست را در ذات به منزله‌ی کشمکشی بین حاکمیت فرد و حاکمیت دولت می‌بیند. آزادی‌اصل‌باوران درس تاریخی لرد آکتون را سخت جدی می‌گیرند که «قدرت متمایل به فساد است و قدرت مطلق مطلقاً فسادآور است.» وقتی هر یک از طرفین طیف چپ و راست مدافع اعمال قدرت قاهره‌ی دولت بر حوزه‌‌ی خاصی از فعالیت‌ها یا گروه خاصی از انسان‌ها است، آزادی‌اصل‌باوری نمی‌تواند در این طیف جای بگیرد، زیرا اساساً با این قوه‌ی قاهره است که در مقابله است.

استیون هورویتز

مرا به حال خود رها مکن

برای من یکی از متقاعدکننده‌ترین استدلا‌ل‌ها در دفاع از آزادی آن است که آزادی ما را قادر می‌سازد تا راه‌های تازه‌ی خلاقانه و موثرتری برای کمک به یکدیگر و مراقبت از یکدیگر کشف کنیم. مشکل برنامه‌های خدمات رفاه اجتماعی دولتی در نادرستی نیت کمک‌رسانی به نیازمندان نیست؛ بلکه در این است که وسیله‌ای که انتخاب شده است برای هدف مزبور نامناسب است. این قبیل برنامه‌ها به طور ذاتی غیرشخصی، ماشینی و دیوان‌سالارپرور هستند. در نتیجه این برنامه‌ها قهراً به آن سو می‌روند که به‌ناچار تبدیل به محملِ کسانی ‌شوند که برنامه‌ها را اجرا می‌کنند…

دیوید بوز

ریشه‌های تاریخی آزادی‌خواهی | بخش نخست

جای تعجب نیست که فلسفه‌ی قدرت همواره برای آنان که در مسند قدرت بوده‌اند جذاب‌تر نموده. روی آن نام‌های زیادی گذاشته‌اند و دفاعیات هریک از این نظام‌ها آنقدری با بعدی فرق داشته که باعث شود شباهت‌های اساسیِ بین آن‌ها به چشم نیاید. فلسفه‌ی آزادی نیز نام‌های مختلفی داشته، ولی طرفداران‌اش همواره به ریسمان مشترکی چنگ زده‌اند ممزوج از فردگرایی، باور به بضاعت افراد عادی برای اتخاذ تصمیمات عاقلانه راجع به زندگی خودشان، و مقابله با آن‌هایی که برای بدست آوردن آن‌چه می‌خواهند به زور متوسل می‌شوند.

جیمز بوکنن جایزه نوبل در اقتصاد

ما محکوم به جبر مادی نیستیم | در دفاع از تغییرِ جهان

پیروانِ ساده‌اندیشِ مکتبِ انتخابِ عمومی استدلال می‌کنند که از آنجا که هر فرد، در انتخاب‌هایِ سیاسیِ خود پی‌جویِ منفعتِ شخصیِ خویش است، از این‌رو ترویجِ اندیشه‌ها و ایدئولوژی‌‌ها در نهایت حائزِ هیچ تأثیری نیست. ایشان می‌گویند که هر اندازه که استدلال کنید و در گوشِ مردم بخوانید که کدام سیاستِ عمومی خوب است و کدام بد است، و دولت چه باید بکند و چه نباید بکند، یک گوشِ مردم در است و آن دیگری دروازه؛ چون نهایتاً پایِ صندوقِ رأی هر رأی‌دهنده منفرداً بنا به منفعتِ مادیِ خود رأی می‌دهد، و نه خلافِ آن…

grimke

حقوق و مسئولیت‌های زنان

تفحص در حقوق بردگان من را به درک بهتری از حقوق خودم رسانده است. متوجه شده‌ام که مبارزه‌ علیه برده‌داری در سرزمین ما مدرسه‌ی‌ عالی اخلاقیات است—مدرسه‌ای که در آن حقوق بشر در مقایسه با هر جای دیگری کامل‌تر بررسی و بهتر درک می‌شود. اینجا یک اصل بنیادین مهم، در اولویت قرار می‌گیرد و روشن می‌شود و از این نور مرکزی اشعه‌های بی شماری به پیرامون می‌تابد. ابنا بشرحقوق‌ای دارند ، چون موجوداتی هستند با جزئی معنوی‌. حقوق همه‌ی انسان‌ها برخاسته از ذات معنوی آنها‌ست.

دیردره مک کلاسکی

یک‌چهارم جی‌دی‌پی اقناع کلامی است

آن بخشِ ماشینیِ دانش هر روز بهتر و بهتر می‌شود، اما جای نقش‌آفرینی انسان را در مجاب کردن نمی‌گیرد. بخشِ انسانی دانش همچنان باقی است. همچنان که صف کشیدن سازوکاری است برای تخصیص چیزها به افراد، مجاب کردن هم سازوکاری بدیل است با همین کارکرد، با این تفاوت که در اغلب موارد مانند صف کشیدن موجب اتلاف وقت نیست. تکنولوژی صف کشیدن می‌تواند پیشرفت کند، اما هر پیشرفتی که بکند تأثیری بر روی درازای صف ندارد. مثلاً شما می‌توانید به مردمی که در صف نانوایی ایستاده اند شماره نوبت بدهید، اما ناگواری ایستادن در صف کم نخواهد شد…

جیمز بوکنن تصویر سیاه  سفید

نجات روح لیبرالیسم کلاسیک

رشته دانشگاهی اقتصاد به گونه‌ای که در قرن بیستم تدریس و ترویج شده است مطمئناً در ایجاد این خسارت‌ها سهمی شایسته دارد. به جای آنکه اجازه دهیم تا مطالعۀ اقتصاد به ما جسارت و هیجان خالص روشنگرانه عرضه کند، اقتصاد را تبدیل به یک علم پیچیده ریاضی و تجربی کرده ایم. این روند تنها تا اندازه‌ای در دهه‌های جنگ سرد خنثی شد، زمانی که چالش بی‌وقفۀ کمونیسم برای لیبرال‌هایی همچون هایک و بخش کوچکی از همراهان‌اش انگیزه‌هایی ایجاد کرده بود. اما از آن به بعد این رشته تبدیل به حل جدول کلمات متقاطع شد.

میلتون فریدمن

انسان آزاده در عوض می‌پرسد که …

انسان آزاده نه می‌پرسد که چه کاری از دست کشورش برای او ساخته است و نه می‌پرسد که او چه کاری می‌تواند برای کشورش انجام دهد. در عوض خواهد پرسید: «من و دیگر شهروندان، چگونه می‌توانیم با استفاده از ابزار دولت» از عهده‌ی مسؤولیت‌های فردی بربیاییم و به اهداف جداگانه‌ی خویش نایل شویم و مهمتر از هرچیز، آزادی خود را نیز محفوظ بداریم؟ وی سؤال دیگری نیز بدرقه‌ی قبلی خواهد کرد: چگونه از تبدیل دولتی که برای حراست از آزادی‌مان برپا کرده‌ایم به فرانکنشتاین جلوگیری کرده و مار در آستین نپروریم؟

جورج اچ. اسمیث

آنارشی‌بازی!

آنارشی همواره موضوع مهمی در فلسفه سیاسی به حساب آمده اما رویکرد نوزیک در جدی انگاشتن آن به مثابه جایگزینی جدی برای جامعه‌ی سیاسی، استثنایی نادر است. زیرا که در غالب مواقع کارکرد آنارشی در سیاست، بازی کردن نقش جهنم بوده؛ مصداق زجر و مشقت پایان و تحمل ناپذیری برای جامعه. قاطبه‌ی فلاسفه در مقابل دورنمای آنارشی با وحشتی اغراق‌آمیز واکنش نشان می‌دهند؛ یک جامعه بدون حکومت غالبا آن‌قدر دهشتناک تصویر شده که در آن هر حکومتی، هرچند خودکامه، به زهرِ اجتماعیِ آنارشی شرف داشته باشد.

alexis

خودبِه‌ْجویی آری! خودمداری نه!

میشل دو مونتین سال‌ها پیش گفت: «من نباید جادۀ راست را تنها به دلیل راست بودن آن برگزینم، باید آن را به این دلیل دنبال کنم که به تجربه دریافته‌ام که در انتها، این جاده بهترین و سودمندترینِ جاده‌هاست». این اصل که هر انسانی تعلق شخصی خود را تعقیب می‌کند، حرف جدیدی نیست. اما این اصل در آمریکای معاصر مورد پذیرش عمومی قرار گرفته است. شما می‌توانید این اصل را در لایه‌های زیرین اعمال امریکاییان دنبال و در تمامی آنچه می‌گویند، ملاحظه کنید. در اروپا منفعت‌جویی شخصی مفهومی زمخت‌تر و پلشت‌تر فهمیده می‌شود، و…

جولین سایمون دو

وضع بشریت: پیشرفت مداوم

گزارش «جهان در سال 2000» که در سال 1980 به رئیس‌جمهور [ایالات متحده] ارائه شد با این جمله شروع می‌شود که «اگر روند‌های کنونی ادامه پیدا کند، در سال 2000 جهان جایی پرازدحام‌تر، آلوده‌تر، با ثبات بوم‌شناختی کمتر و از منظر کمبود منابع نسبت به جهانی که اکنون ما در آن زندگی می‌کنیم آسیب‌پذیرتر خواهد بود.» در مقدمه کتاب «زمین پُر مایه»، پاراگراف مذکور را به این صورت بازنویسی کردیم: «اگر روند‌های کنونی ادامه پیدا کند، جهان در سال 2000 ازدحام کمتر (اگرچه با جمعیت بیشتر)، آلودگی کمتر، ثابت بوم‌شناختی بیشتر خواهد داشت…

لائو-تسه

هم‌آهنگی میان مردم با بی‌کنشیِ کنش‌گرانۀ حاکمان

مفاهیم آزادی‌خواهانۀ فردگرایی، حقوق طبیعی و حکومت مشروطه (مقید به قانون اساسی) گرچه در غرب ظهور کرده اند، با این حال، آزادی‌خواهان بر این عقیده اند که این مفاهیم جهان‌شمول اند و در همه جوامع انسانی قابل اجرا هستند. اما قطعاً در فلسفۀ شرق هم عناصری از ایده‌های اجتماعی آزادی‌خواهانه را می‌توان یافت. یکی از این منابع کلاسیک «تائو ته چینگ» است که گمان می‌رود در قرن ششم پیش از میلاد به دست یک کاتب نسخه‌های خطی به اسم لائو تسه نوشته شده است. «تائو» گاهی به «طریق» ترجمه می‌شود، اگرچه آن را به «قانون طبیعی» نیز می‌توان ترجمه کرد…

آرن راس پاول

دعوی متواضع حریت

…اگر به کل تاریخ اندیشه‌ها نگاهی بیاندازیم ردیفی از اعتقادهای راسخ هر دوره را می‌بینیم که بعداً مضمحل شده است. آن‌چه سیصد سال پیش حقیقتی علمی شمرده می‌شد، امروز قصه‌ی کلثوم‌ننه‌ای به شمار می‌آید. زمانی بود که هوشمندترین ما می‌پنداشتند با مطالعه و بررسی ناهمواری‌ها و پستی و بلندی‌های روی سر هر کس می‌توان به ذهن و شخصیت وی پی برد. حتی اسم علمی‌پسند فرنولوژی یا علم جمجمه‌شناسی روانی را نیز بر آن نهاده بودند. زمانی بود که هوشمندان و بزرگان خیال می‌کردند زمین مرکز عالم هستی است.

Google+