سال اول

اگر صورتحساب را شما می‌پردازید، من شیشلیکِ مخصوص سفارش می‌دهم

تلاش کنگره برای کاهش هزینه‌ها، من را به یاد یک بعد از ظهر پاییزی سال گذشته در تئاتر سنت لوئیس انداخت. قبل از بالا رفتن پرده‌ها، مدیر تئاتر روی سن آمد و ما را تشویق کرد که در مورد پیشنهاد کاهش مالیات‌های ایالتی رای منفی بدهیم. او می‌ترسید کاهش مالیات، کمک‌های حمایتی از تئاتر را تقلیل دهد. به طرف خانمی که کنارم نشسته بود برگشتم و پرسیدم آیا از اینکه یارانه بلیط تئاتر او توسط تعدادی کشاورز در بوت هیل میسوری پرداخت شده است، احساس گناه نمی‌کند؟ جواب او منفی بود با این استدلال که آن کشاورز هم احتمالاً در مقابل، چیزی دریافت کرده است.

نوآوری نابود می‌کند؟ چه باک! بگذار بکند

دویست سال پیش، سهمِ متوسطِ هر آدمی‌زاد از رفاه مادی سه دلار در روز بود. با سه دلار در روز، آدمی‌زاد متوسط برای قوت روزانه در حد یکی دو کیلو گندم داشت، کمی شیر، و هر از گاهی تکه‌ای گوشت. برای زمستان یک شال پشمی داشت. اگر خوشبخت بود و در جامعه‌ای باسواد زندگی می‌کرد، به‌‌طورمتوسط یک یا دو سال تحصیلات مکتب‌خانه‌ای داشت. و احتمال این‌که زیر ۳۰ سالگی بمیرد، پنجاه‌ـ‌پنجاه بود. امروز اگر همه‌ی مردم جهان را ــاز نروژی‌ها و سوئیسی‌های ثروتمند گرفته تا هندی‌ها و سنگالی‌های فقیر‌ــ یک‌کاسه کنیم، متوسط درآمد هر آدمی‌زاد سی دلار در روز است، در مقابل با آن سه دلار در روز دویست سال پیش؛ یعنی ده برابر افزایش.