فرودستان دیروز، هم‌ترازان امروز

درحالی‌که در شرایط پیشاسرمایه‌داری، انسان‌های مستعدتر خدایگان‌هایی بودند که توده‌های کم‌استعدادتر فرودست‌شده بدیشان خدمت می‌کردند، در دوران سرمایه‌داری، انسان‌های مستعدتر و انسا‌ن‌های تواناتر هیچ ابزاری برای بهر‌ه‌گیری از استعداد بیشتر خود ندارند جز آنکه تمام توانایی خود را برای تحقق خواسته‌های اکثریت کم‌استعدادتر به‌کار گیرند. در اقتصاد بازار، مصرف‌کننده فرادست است. آنها هستند که نهایتاً، با خرید‌ خود یا با امتناع از خرید، تعیین می‌کنند که چه چیزی باید تولید شود، به‌دست چه کسانی و چگونه، با چه کیفیتی و در چه کمیتی.

خاستگاه تاریخی معنای سیاسی واژه‌ی لیبرال

به لطف دیجیتال‌سازی، امروز می‌توانیم دقیقاً بدانیم نخستین بار کی واژه‌ی «لیبرال» معنایی سیاسی به خود گرفت. تا سال ۱۷۶۹ میلادی واژه‌ی لیبرال تنها در مفاهیم پیشاسیاسی کاربرد داشته است، اما در حدود سال ۱۷۶۹ عبارت‌هایی نظیر «خط‌مشی لیبرال»، «برنامه‌ی لیبرال»، «نظام لیبرال»، «دیدگاه‌های لیبرال»، «ایده‌های لیبرال» و «اصول لیبرال» مثل گل در باغ زبان روییدند. ویلیام رابرتسن، مورخ اسکاتلندی، بیشترین نقش را در این نوآوری معنایی—استفاده از واژه‌ی «لیبرال» در معنای سیاسی—داشته است.

قدرت بازار، از منهتن تا هنگ‌کنگ

«آزاد به انتخاب» یا آن‌گونه که در فارسی معادل‌گذاری شده است «آزادی انتخاب»، عنوان یک مجموعه تلویزیونی ده-قسمتی است که در سال ۱۹۸۰ به نویسندگی و اجرای میلتون فریدمن از شبکه‌ی تلویزیونی پی‌بی‌اس پخش شد. هر قسمت مشتمل بود بر دو بخش؛ بخش اول مستندی بود که فریدمن اجرا می‌کرد، و بخش دوم گفتگویی بود میان موافقان و مخالفان، اعم از دانشگاهیان، سیاستمداران و بازرگانان، در باب موضوع مستند. فریدمن بعداً با همسرش، رُز فریدمن، محتوای مستند را در قالب کتابی با همان عنوان منتشر کرد، و بیش از یک میلیون نسخه‌ی آن تنها به زبان انگلیسی به فروش رسید.

باران رحمت مالیات بر کویر خشک جیب ما؟

این یادداشت ادامه‌ی تلاش فردریک باستیا است در تبین این مسأله که پول ما در جیب دولت پول مفت نیست. عنوان این بخش از رساله‌ی «آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود» در زبان اصلی «مالیات» است. برای وضوح بیشتر، جابه‌جا مالیات به پول ما در جیب دولت ترجمه شده است، چون فرقی نمی‌کند که پول در جیب دولت از محل مالیات تأمین شده باشد، یا از محل استقراض دولت، یا از محل چاپ پول، یا فروش ذخائر مشترک، یا سود شرکت‌های دولتی، … در هر حال پول دولت از جیب ما است، و در هر حال مفت نیست؛ هزینه‌ی فرصت دارد.

افسانه‌ی قرارداد اجتماعی موجد قدرت قانونی نیست

یک حکومت که بر اساس یک قانون اساسی بنا شده است، مشروعیت قدرت‌اش را از کجا می‌گیرد؟ آیا حقانیت قدرت یک حکومتْ برآمده از یک قرارداد اجتماعی (social contract)، رضایت حکومت‌شوندگان (consent of the governed) یا حق حاکمیت مردمی (popular sovereignty) است؟ پاسخ متعارف این است که آری. اسپونر استدلال می‌کند که اگر مبنای حقانیت قدرت برآمده از قانون اساسی آن باشد که قانون اساسی یک قرارداد است بین حکومت‌‌کننده و حکومت‌شونده، آنگاه چنان قدرت بحقی وجود ندارد، چون چنان قراردادی وجود ندارد. به‌لحاظ حقوقی، تنها یک قرارداد مصرح می‌تواند مبنای تعهدات الزام‌آور برای طرفین قرارداد باشد، و نه یک قرارداد تلویحی یا یک قراداد منسوخ.

اصل مطلق یا اصل عام

«اصل بر برائت است». اصل برائت بدین معنا است که پیش‌فرض مجرمیت مردود است، اما به این معنا نیست که هیچ‌کسی مجرم نیست، بلکه به این معنا است که هیچ‌کسی مجرم نیست، «مگر» خلاف‌اش ثابت شود. برائت یک «اصل عام» است. در مقابل عدالت یک «اصل مطلق» است. هر انسان موظف است در همه‌حال با انسان‌های دیگر به عدالت رفتار کند و هیچ «مگر» موجهی برای عدول از عدالت در وجود نیست. آیا «اصل بر عدم‌تعرض قهرآمیز است»؛ یعنی تجاوز قهرآمیز ابتدایی به دیگری مجاز نیست، «مگر» آن‌که دلایل کافی برای عدول از عدم‌تعرض قهرآمیز وجود داشته باشد و اقامه شود، یا این‌که اصلاً چنان «مگر»ی در وجود نیست که بتوان اقامه کرد؟

فضایل بورژوا روش زندگی امروز ماست

«فضایل بورژوا» اجتماع نقیضین نیست. روش زندگی امروز ماست، در محیط کارمان، و در روزهای خوش‌‌اقبالی‌مان. اگر ایده‌آل‌گرایانه زندگی دهقانی را رجحان دهیم و مزایای ناشی از نوآوری را رد کنیم، ممکن است تا ابد چوپان‌هایی فقیر و کشاورزانی خاکسترنشین باقی بمانیم و هرگز تصوری از رشد روحی، روانی و فکری در ذهن‌مان شکل نگیرد. امروز هم در سال‌های اولیه‌ی قرن بیست و یکم اگر بخواهیم می‌توانیم مذهب‌گرایی ضدبورژوا را تقویت کنیم—چه آن مذهب‌گرایی ضدبورژوا که به‌تازگی هواپیما به مرکز تجارت جهانی می‌کوبد و چه آن خوانش سوسیالیستی از «موعظه‌ی سر کوه» عیسی. اما پیشنهاد من این است که چنین نکنیم.

فدرالیست شماره‌ی ۱۰

جیمز مدیسون معمار اصلی قانون اساسی ایالات متحده است. پس از تدوین قانون اساسی در سپتامبر ۱۷۸۷، الکساندر همیلتون برای به تصویب رساندن قانون اساسی در ایالت نیویورک مدیسون را به یاری طلبید، و جمهوری‌خواه جفرسونی دعوت ملی‌گرای مرکز‌گرا را پذیرفت. نتیجه‌ی آن همکاری نگارش ۸۵ مقاله با عنوان فدرالیست بود که آن دو به همراه جان جی و با امضای مستعار پوبلیوس عمدتاً در جنرال ادورتایزر که هفته‌‌ای دو شماره منتشر می‌شد، انتشار دادند.

آیا تکنولوژی علت بزرگ شدن دولت‌ها بوده است؟

تایلر کائن اقتصاددان نظریه‌ی جالبی درباره‌ی چرایی بزرگ شدن دولت‌ها از اواخر قرن نوزدهم به این سو دارد—تکنولوژی. وی بر این گمان است که تغییر ایدئولوِژی به عنوان علت بزرگ شدن دولت‌های غربی قدرت تبیین بالایی ندارد. تایلر کائن در سال ۲۰۱۱ به انتخاب مجله‌ی فارن پالیسی در فهرست صد اندیشمند برتر جهانی قرار گرفت. نظریات او همیشه ارزش مداقه دارد.

تورّم مشیتی الهی نیست؛ تورّم یک سیاست است

مهم‌ترین نکته‌ای که باید به خاطر داشت این است که تورم مشیتی الهی نیست؛ تورم مصیبتِ رعایا یا بیماری‌ای نیست که مانند بلای طاعون بر سر مردم فرود می‌آید. تورم یک‌جور سیاست یا خط‌مشی است—سیاستی عامدانه از سوی کسانی که به تورم متوسل می‌شوند، زیرا زیان آن را کم‌تر از بی‌کاری می‌بینند. اما واقعیت این است که، در یک بازه‌ی بلندمدت نه‌چندان طولانی، تورم علاج بی‌کاری نیست. تورم یک سیاست است. و یک سیاست را می‌توان تغییر داد. بنابراین، هیچ دلیلی وجود ندارد که تسلیم تورم شویم. اگر کسی تورم را بد و زیان‌آور می‌داند، بنابراین باید دست از تورم‌زایی بردارد.

توماس پین؛ شکم‌بنددوزِ بقال معلم واعظ انقلابی

پیش از توماس پین هیچ کس به مانند وی مردم عادی را به دفاع از آزادی خود برنیانگیخته بود. وی سه اثر از پرفروش‌ترین آثار ادبی قرن هجدم را نگاشت که الهام‌بخش انقلاب امریکا بود، ندایِ نبردی تاریخی برای حقوق فردی را به جریان انداخت و قدرتِ فاسدِ حکومت کلیسا را به چالش طلبید. بینشِ رادیکال و سبکِ شورانگیز و بی‌پرده‌ی او پیشه‌وران، نوکران، سربازان، بازرگانان، کشاورزان و کارگران را یکسان به هم پیوند داد. اثر پین تا به امروز بر آتشِ شورش می‌دمد.

بالاخره دولت دارد به صدهزار نفر نان می‌دهد!

تصور کنید ۱۸۴۸ میلادی است؛ پاریس، مجمع ملی فرانسه. فردریک باستیا از کرسی خود در جناج چپ مجمع ملی برخاسته است، و دارد درباره‌ی سیاست‌هایی سخن می‌گوید که قرار است دولت موقت جمهوری به ریاست دولامارتین شاعر به اجرا بگذارد. منتها باستیا مجبور است به جای پرداختن به محتوای سیاست‌ها، سخنان‌اش را متوجه رد مغالطات کند، و برای همکاران‌اش مفهوم هزینه‌ی فرصت را توضیح دهد.