درس دوم عقل معاش: افسانه‌ی ناهار مجانی

بسیاری از هزینه‌ها را می‌شود با پول سنجید، ولی این‌ها هم هزینه‌ی فرصت از دست رفته هستند. پولی که صرف خریدی می‌شود، پولی است که برای خرجهای دیگر موجود نیست. هزینه‌ی فرصت از دست رفته‌ی یک خرید، برای ما، ارزش کالاهاییست که دیگر نمی‌توانیم آن‌ها را داشته باشیم، اجباری که نتیجه‌ی صَرفِ پول در خرید قبلی ماست. ولی اگر برای انجام کاری نیازی به پرداخت پول نباشد، معنیش این نیست که آن کار بی‌هزینه است. برای قدم زدن و لذت بردن از غروب خورشید، پولی نمی‌دهیم، ولی هزینه‌ی فرصت از دست رفته‌ی قدم زدن بجای خود باقی است. زمانی که صرف قدم زدن کرده‌ایم را می‌توانستیم صرف کار ارزشمند دیگری کنیم، مثل عیادت دوستی بیمار، یا خواندن یک کتاب.

سیر و سلوکِ من از ترقی‌خواهی به همه‌آزاد‌خواهی

مایکل استرانگ نویسنده‌ی کتاب «خوی تفکر: از سمینارِ سقراطی تا مشقِ سقراطی» است و نیز نویسنده‌ی اصلی «حلِ مسأله باش: چگونه کارآفرینان و سرمایه‌‌دارانِ مردمدار قادر اند همه‌ی مشکلات جهان را حل کنند». وی برای سال‌ها از تجربه‌ی تحصیلات خود در راه‌اندازی مدارس خصوصی در سراسر امریکا بهره برده، و همینک مدیر «کارآفرینان اجتماعیِ رادیکال» است و در پروژه‌ای دیگر در حال زمینه‌سازی برای راه‌اندازی یک شهر آزاد در هندوراس.

بازار، دولت و «بخش سوم»

استروم می‌نویسد: «وجود نظم در جهان تا حد زیادی وابسته به آن نظریه‌هایی است که برای فهمِ جهان به‌کار می‌گیریم. اما به‌هرروی ما منحصراً محدود و مقیّد به مفاهیم نظمِ برگرفته از اسمیت و هابز نیستیم.» ما به نظریه‌ای نیاز داریم که «بدیلی در اختیارمان بگذارد که بتوان از آن برای تحلیل و تجویزِ ترتیباتِ نهادیِ گونه‌گون— سازگار و متناسب با گونه‌گونیِ عظیمِ کالا‌های اشتراکی—استفاده کنیم.»

دولت چیست؟

همان‌طور که به‌کاربردن نام «دولت» برای این شبکه‌ی در هم‌تنیده‌ی از سازمان‌های دولتی اطلاع مفیدی به ما نمی‌دهد، این آش شله‌قلم‌کار را «بازار» خواندن یا «جامعه‌ی مدنی» نامیدن نیز چندان روشن‌گر نیست. این دسته‌بندی‌ها آن‌قدر گل‌وگشاد اند که به‌ندرت می‌توانند، حائزِ معنایی باشند؛ بهتر آن است که قدرت و ضعف نهادهای خاصی را که در ذهن داریم—مورد به مورد— بکاویم.

بیت‌کوین: فراتر از پول

آن‌چه از بیت‌کوین مفهومی انقلابی می‌سازد این است که برای نخستین بار مشکل خرج‌کرد دوباره را می‌توان بدون باز کردن پای واسطه‌گرِ طرف ثالث به این معامله‌ حل کرد. بیت‌کوین از طریق توزیع آن دفترکل –که بالضروره باید وجود داشته باشد‌– میان تمام کاربران سیستم از طریق شبکه‌ی کاربر‌ــ‌به‌ــ‌کاربر این مشکل را حل می‌کند. هر معامله‌ای در اقتصاد بیت‌کوین در یک دفترکل عمومی به نام «بلاک‌چِین» ثبت می‌شود. کپی‌های کاملی از بلاک‌چِین در کامپیوترهای هرکسی که از بیت‌کوین استفاده می‌کند، وجود دارد. معاملات جدید با بلاک‌چین مقایسه و کنترل می‌شوند تا اطمینان حاصل شود که بیت‌کوین‌های خرج‌شده پیش‌تر استفاده نشده‌اند، و از این‌ طریق مشکل خرج‌کرد دوباره حل می‌شود.

عمل‌گراکوشی قضائی؛ یک تعریف

دیدگاه عمل‌‌‌گراکوشِ حقوق‌مدار از نظام قضایی بر این تفکر استوار است که دادگاه‌‌‌ها وجود دارند تا عدالت را برقرار کنند؛ که عدالت با شناسایی صحیح حقوقِ طرفین در یک دعوای حقوقی مشخص می‌‌‌شود؛ که مقررات موضوعه تنها معیار شناسایی این حقوق نیستند؛ که این حقوق بر مبنای عقلانی‌—وجدانیِ بنیادی‌‌‌تری استوار هستند؛ که تعدّی به حقوق هر فرد بی‌عدالتی است؛ که وقتی فردی از حقی برخوردار است، این بدان معنی است که دادگاه باید آن حق را محترم شمرد و اعمالش کند؛ و این‌که ناکامی دادگاه در محترم شمردن و اعمالِ این حقوق خود مصداقِ بی‌عدالتی است. …آیا منطقی است که از یک افسر ارتش —بخشی از ساختار متصلب فرمانبرداری— که مردم را به اردوگاه مرگ منتقل می‌‌‌کند، این دفاع را نپذیریم که «من مأمور بودم و معذور»، اما به یک قاضی—که قرار است واپسین پاسدارِ عدالت‌مان باشد—به بهانه‌ای مشابه اجازه دهیم از بار مسئولیت شانه خالی کند؟

در بابِ جامعه و تمدن

پِین در این گزیده از بخش دوم «حقوق بشر» (۹۲-۱۷۹۱) به مبحث «عقل همگانی: تمایز جامعه و دولت» می‌پردازد. او می‌گوید نظمی که در جامعه بشری به صورت طبیعی مشاهده می‌شود، مصنوعِ دولت نیست. «این نظم قبل از دولت وجود داشته و اگر ساختارِ صوریِ دولت از بین برود باز هم وجود خواهد داشت». نیاز به همکاری در اقتصاد غیردستوری، افراد را وامی‌دارد برای زندگی با هم از قواعدی پیروی کنند. پین به تداوم «نظم و هماهنگی» در جوامع کوچک‌ آمریکا در دوره‌ای که دولت بریتانیا از بین رفت، اشاره می‌کند. برخلاف فیلسوفان اجتماعی روشنگریِ اسکاتلندی، پین نظریه مربوط به هماهنگی طبیعی در جامعه را به نظریه‌ی عدالت پیوند می‌زند. او می‌گوید نه تنها همه‌ی دولت‌های موجود به حقوق فردی تجاوز می‌کنند، بلکه وجود این دولت‌ها برای ایجاد نظم اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.

چرا کمونیست نیستم؟

متحیر ام و عاجز از درک این‌که چطور کسانی، که هم انسان‌دوست اند و هم هوشمند، می‌توانند در اردوگاه بردگی عظیمی که استالین درست کرد، چیزی برای تحسین بیابند. … همیشه با مارکس مخالف بوده‌ام. اولین نقد خصمانه‌ام از او در سال ۱۸۹۶ منتشر شد. اما ایراداتم به کمونیسم امروزی از ایراداتم به مارکس عمیق‌تر هستند. از جمله‌ی آنها وانهادن و ترک دموکراسی است، که بیش از هر چیز دیگر مصیبت‌بار می‌دانمش.

فمنیست‌ها کاپیتالیست‌های بازار آزادی خوبی از آب در‌می‌آیند

حتی اگر عریضه‌ی علیهِ برتز ‌بیز شکست خورده بود، رقیبِ پاسخ‌گوتری برای آن شرکت پیدا می‌شد که خواسته‌های فمینیست‌ها را برآورده سازد. این هم از کارکردهای بازار است. زیرا هرگاه که لِگو تقاضای ساختِ اسبا‌ب‌بازی‌های دخترانه‌ی آموزنده و نه صرفاً در طِیف رنگ صورتی نادیده می‌گیرد، سود بالقوه‌ای را به کمپانی‌های بازاردوست‌تری نظیر گُلدی‌بلاکس می‌بازد.

اگر صورتحساب را شما می‌پردازید، من شیشلیکِ مخصوص سفارش می‌دهم

تلاش کنگره برای کاهش هزینه‌ها، من را به یاد یک بعد از ظهر پاییزی سال گذشته در تئاتر سنت لوئیس انداخت. قبل از بالا رفتن پرده‌ها، مدیر تئاتر روی سن آمد و ما را تشویق کرد که در مورد پیشنهاد کاهش مالیات‌های ایالتی رای منفی بدهیم. او می‌ترسید کاهش مالیات، کمک‌های حمایتی از تئاتر را تقلیل دهد. به طرف خانمی که کنارم نشسته بود برگشتم و پرسیدم آیا از اینکه یارانه بلیط تئاتر او توسط تعدادی کشاورز در بوت هیل میسوری پرداخت شده است، احساس گناه نمی‌کند؟

نوآوری نابود می‌کند؟ چه باک! بگذار بکند

دویست سال پیش، سهمِ متوسطِ هر آدمی‌زاد از رفاه مادی سه دلار در روز بود. با سه دلار در روز، آدمی‌زاد متوسط برای قوت روزانه در حد یکی دو کیلو گندم داشت، کمی شیر، و هر از گاهی تکه‌ای گوشت. برای زمستان یک شال پشمی داشت. اگر خوشبخت بود و در جامعه‌ای باسواد زندگی می‌کرد، به‌‌طورمتوسط یک یا دو سال تحصیلات مکتب‌خانه‌ای داشت. و احتمال این‌که زیر ۳۰ سالگی بمیرد، پنجاه‌ـ‌پنجاه بود. امروز اگر همه‌ی مردم جهان را ــاز نروژی‌ها و سوئیسی‌های ثروتمند گرفته تا هندی‌ها و سنگالی‌های فقیر‌ــ یک‌کاسه کنیم، متوسط درآمد هر آدمی‌زاد سی دلار در روز است، در مقابل با آن سه دلار در روز دویست سال پیش؛ یعنی ده برابر افزایش.