دیگر اسیر تلۀ مالتوسی نیستیم

رفاه و آسایش مادی آدمی‌زاد متوسطی که در سال ۱۸۰۰ میلادی در فرانسه می‌زیست، یا ۲۵۰۰ سال پیش در پاسارگاد می‌زیست، بدون احتساب افزایش کیفیت در این دویست سال، یک‌دهم و با احتساب افزایش کیفیت یک‌سی‌ام آسایش و رفاه یک ایرانی متوسط است که در سال ۱۳۹۳ زندگی می‌کند.

شیرزنان لیبرتاریانیسم: رُز وایلدر

…مورخان بر حکّام تمرکز کرده بودند، ولی لین، حماسه‌ی ۶۰۰۰ ساله‌ی مردم عادی را روایت کرد، مردمی که با تشکیل خانواده، تولید غذا، ایجاد صنعت، شرکت در تجارت و بی‌شمار کار دیگر، زندگی انسانی را بهبود بخشیدند. به انقلاب آمریکا که رسید احساساتی نوشت، انقلابی که آزادی و انرژی فوق‌العاده را برای پیشرفت بشر تضمین کرد.

با حدّت و گاهی با نثری نمایشی، به هزاران پیامد نظامِ اشتراکی، از جمله مکاتب دولتی یا به‌اصطلاح ترتیبات اقتصادی «مترقّی»، حمله برد. او این ادعا که بوروکرات‌ها می‌توانند بیش از خود اشخاص به حال آنان مفید باشند را به ریشخند گرفت. وی پژمردگی را با اعتمادبه‌نفس بالای خود از بین برد و اظهار داشت: «پنج نسل از آمریکاییان انقلاب را به دوش کشیده‌اند و حالا زمان آن است که آمریکا کلّ این جهان را آزاد کند.»

پیش به سویِ جامعۀ رفاه!

اگر نیم قرن پیش دولت شروع می‌کرد و شام‌وناهار هر روز همه‌ی ما را فراهم می‌کرد، امروز این سخنی رایج و مقبول بود که «غیرممکن است که ما بتوانیم خود شام‌وناهارمان را تهیه کنیم.»

چگونه دولت رفاه جایگزین جامعۀ رفاه شد | بخش دوم

انتقال از خودیاری و همیاری به دولت رفاه، چیزی بیشتر از صرفاً یک انتقال اداری ساده‌ی تامین خدمات از مجموعه‌ای از موسسات به موسسات دیگر بود. همان‌طور که رهبران انجمن‌های اخوت نگران بودند، چیزهای زیادی در این انتقال از دست رفت که از اندازه‌گیری با عدد و رقم تن می‌زند. مناسبات قدیمی روابط متقابل و خودگردانی که انجمن‌های اخوت، نمونه‌های آن را نشان داده بودند به آرامی با مناسبات قیم‌مآبانه‌ی وابستگی جایگزین شد. ظهور دولت رفاه، نه تنها با غروب انجمن‌های تعاونی که به‌وسیله‌ی افراد بومی اداره می‌شد، همراه گشت، بلکه آن‌چه به جای آن‌ها باقی ماند، بوروکراسی‌های غیرشخصی‌ای بود که غریبه‌ها بر آن‌ها حکم می‌رانند.

چگونه دولت رفاه جایگزین جامعۀ رفاه شد | بخش اول

تا قبل از رکود بزرگ در نیمه‌ی اول قرن بیستم، در ایالات متحده، جلوتر از دولت، جلوتر از بازار، و جلوتر از انجمن‌های خیریه، «انجمن‌های اخوت» پیشگامِ تأمین رفاه اجتماعی در ایالات متحده‌ی امریکا بودند. میزان عضویت در انجمن‌های اخوت در اوج رونق‌شان به تقریباً ۳۰ درصد جمعیت بزرگسالان ذکور بالای ۲۰ سال رسید و این انجمن‌ها خاصه در میان مهاجران و آمریکاییان آفریقایی‌تبار طرفداران بسیار داشتند.

با تصویرپردازی از جمال و معنویتِ جامعۀ آزاد مردم را به شور آورید

می‌شود راه بهتر همزیستی کردن را آموخت و آموخت که چطور می‌توان نظمی اجتماعی بنیاد نهاد که از طریق‌ش توامان بتوان به آزادی، کام‌یابی، صلح و عدالت دست یافت. چنین تصویری از «جامعه‌ی خوب» می‌تواند و باید که شهروندان را به شور آورد، و برای این کار نمایش علمی کارآمدی آزادی هیچ کافی نیست، باید که جمال زیبایی‌شناختی و معنویت پرمعنای آن تشریک مساعی اجتماعیِ وسیعی که در میان افراد آزاد در چنین جامعه‌ای ممکن خواهد بود، در مقابل چشمان مردم تصویر شود.

اقتصاد فاشیستی چه بود؟

فاشیسم، به عنوان یک نظام اقتصادی، سوسیالیسمی است که با لعابِ کاپیتالیسم جلا خورده. لغت فاشیسم از fasces مشتق شده است که در روم باستان نماد جمع‌گرایی و قدرت ‌بود—fasces دسته‌ای از ترکه‌های به‌ هم بسته شده است، که تبری از میان‌شان بیرون زده. [تبر نماد قدرت است، و دسته‌‌ی ترکه‌ها بیانی از این ایده‌ی کهن که هر ترکه به تنهایی می‌شکند، اما ترکه‌های دسته‌شده نمی‌شکنند.] در روزگار خودش (در سال‌‌های دهه‌ی ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰)، به فاشیسم به مثابه یک حدِ وسط مبارک نگریسته می‌شد، میانِ سرمایه‌داری لیبرال و مارکسیسم انقلابی،

آیا توسعه مدرن و نسب اروپایی نسبتی با هم دارند؟

شاید زمان آن رسیده است که متواضعانه‌تر به این پرسش نزدیک شویم و از علم اقتصاد، به عنوان منبع پاسخ‌هایی مشخص و کمّی در باب رانه‌هایِ عمیقِ پیشرفت و ترقّی در عصر مدرن، دست بشوییم.

حقوق مالکیت همان حقوق بشر است

یکی از بنیادی‌ترین مقتضیاتِ نظام اقتصادی سرمایه‌دارانه—و یکی از مفاهیمی که بسیار مورد سوءبرداشت قرار گرفته—همانا نظام قدرتمندی از حقوق مالکیت است. منتقدین اجتماعی ایالات متحده و سراسر جهان غرب دهه‌ها گلایه کرده‌اند که حق «مالکیت» غالباً نسبت به حقوق «بشر» ارجحیت داده شده و نتیجه‌اش هم آن شده که با مردم به گونه‌ای‌ نابرابر رفتار می‌شود و فرصت‌هاشان نابرابر است. نابرابری در هر جامعه‌ای‌ وجود دارد. اما تنش مطروحه بین حقوق مالکیت و حقوق بشر سرابی بیش نیست: حقوق مالکیت همان حقوق بشر است.