نوآوری نابود می‌کند؟ چه باک! بگذار بکند

دویست سال پیش، سهمِ متوسطِ هر آدمی‌زاد از رفاه مادی سه دلار در روز بود. با سه دلار در روز، آدمی‌زاد متوسط برای قوت روزانه در حد یکی دو کیلو گندم داشت، کمی شیر، و هر از گاهی تکه‌ای گوشت. برای زمستان یک شال پشمی داشت. اگر خوشبخت بود و در جامعه‌ای باسواد زندگی می‌کرد، به‌‌طورمتوسط یک یا دو سال تحصیلات مکتب‌خانه‌ای داشت. و احتمال این‌که زیر ۳۰ سالگی بمیرد، پنجاه‌ـ‌پنجاه بود. امروز اگر همه‌ی مردم جهان را ــاز نروژی‌ها و سوئیسی‌های ثروتمند گرفته تا هندی‌ها و سنگالی‌های فقیر‌ــ یک‌کاسه کنیم، متوسط درآمد هر آدمی‌زاد سی دلار در روز است، در مقابل با آن سه دلار در روز دویست سال پیش؛ یعنی ده برابر افزایش.

سخن آغازین بورژوا

و اینک اما بورژوا نامی برای مجله‌ی فارسی‌زبان آنلاین ما نیز هست.

ما بورژوا را مجله می‌خوانیم—گرچه بر کاغذ منتشرش نکرده ایم—تا هم خود جدی‌ترش بگیریم و هم از همین آغاز قدر و اعتباری افزون‌تر از یک وبلاگ گروهی برای‌اش مدعی باشیم.
ما بورژوا را بر یک ایده و یک باور و یک امید بنا می‌کنیم.
آن ایده این است که در روزگاری که تقریباً همه‌ی بورژواهای اهلِ مطالعه‌ی ایرانی به اینترنت دسترسی دارند، در وضعیتی که راه‌اندازی یک مجله‌ی کاغذی از بضاعت ما بیرون است، با کم‌ترین هزینه‌ی ممکن بر روی همین اینترنت بی‌مرز و جهان‌گستری که خود یک دستاورد بزرگ بشری در زمانه‌ی بورژوا است…

تعاونی اجباری برنامه‌ریزی‌شده

هیچ‌گاه بی‌مبالاتی سیاستگذاران را دست‌کم نگیرید و هیچ‌گاه مشاهده آن شگفت‌زده‌تان نکند. وزیر و وکیل شخصیت‌‌های‌ محترم‌ بلندمرتبه‌ فرشته‌خویی نیستند که خودشان را وقف‌ رفاه‌ ما کرده باشند؛ ایشان نیز مثل ما آدمیزادگانی هستند مستعد‌‌ همان اشتباهاتی که بقیه‌ ما هم مرتکب می‌شویم. یک مثال‌ این قضیه پافشاری‌ اخیر‌ مجلس ایران بر تولید ۲۵ درصد از تولید‌ ناخالص‌ داخلی از طریق‌ تعاونی‌ها در برنامه‌ ششم‌ توسعه بوده که شالوده بر آب است.

چگونه می‌توان بحران کمبود آب را سامان داد؟

مهم‌ترین و ارزشمندترین استفاده‌ها از آب کدامند. بیش از ۹۰ درصد آب ایران در بخش کشاورزی مصرف می‌شود و حقیقت روشن این است که ارزشمندترین استفاده از آب وقتی است که به کار نوشیدن و استحمام مردم می‌آید؛ جایی که امروزه تنها شش درصد آب‌های کشور در آن مصرف می‌شود. بنابراین هر راه‌حلی که برای تخصیص این منبع کمیاب در نظر بگیریم، حتماً شامل جابه‌جا کردن موارد استفاده از آب، از بخش کشاورزی به مصرف مردمی خواهد بود و این دقیقاً همان کاری است که قیمت‌گذاری مناسب آب انجام می‌دهد…

طرح پیشنهادی پسامدرنیسم: ۵. تاگِل‌کردن در بازارِ انگاره‌ها

من مدت‌ها است دارم پیشنهاد می‌کنم که نیاز نیست پسامدرنیسم را فقط به شیوه‌ی پسامارکسیست‌ها (و در نتیجه بودریار و لیوتار) یا شیوه‌ی فرویدین‌های متاخر (در نتیجه لکان و ایریگاری) بیان کرد. می‌تواند به شیوه‌های پسا‌ماراشالی یا پساکینزی یا منگریِ متاخر هم بیان شود. در گفت‌وگویی با اسپیواک من چند مثال زده‌ام. اندیشمندان فرانسوی و پیروان‌شان در ایالات متحده مایل‌ند این‌طور فرض بگیرند که پسامدرنیسم باید فقط و دقیقا به آن پرسش‌هایی بپردازد که روشن‌فکران فرانسه بیش از همه در اندیشه‌ش هستند: چطور می‌توانیم بی‌ کارتزینیسم زندگی را تاب بیاوریم؟ چطوری می‌توانیم از تصلب‌های بورژوازی فرانسه بگریزیم؟ انقلاب چگونه از راه خواهد رسید؟ چطور می‌توانیم «منتقد» باشیم اگر به آن معنای نوجوانانه‌ش -که هر چیزی را می‌بیند، به استهزا می‌گیرد- «منتقد» نیستیم؟ چطور می توانیم از آمریکایی شدن حذر کنیم؟

مرکانتیلیسم به‌‌مثابه اقتصاد طرح‌ریزی‌شده از سوی حکومت مطلقه

یکی از ویژگی‌های بارز حاکمیت فرانسه، حتی در آن روزها، نفرتی بود که در برابر همه‌ی آدم‌هایی داشت، چه از نجبا و چه نه، که بدون اطلاعش در امور مداخله می‌کردند. نسبت به هر نهادی در خصوصی‌ترین بخش که بدون اجازه‌اش فعالیت داشت، احساس خطر می‌کرد. از تشکیل جامعه‌ی آزاد حذر داشت. هیچ اجتماعی را برنمی‌تابید مگر اینکه خودش به دلخواه به آن شکل داده بود و بر آن ریاست داشت. در یک کلام، مخالف این بود که مردم به دغدغه‌هایشان رسیدگی کنند و سکون را به هرگونه رقابتی ترجیح می داد.
…لویی چهاردهم وقتی قصد کرد قصر لوور را بسازد، این حق را از افراد گرفت که بدون اجازه‌اش کارگری استخدام کنند و جریمه‌ای ده‌هزار پوندی برای این کار در نظر گرفت، همین‌طور به کارگرها هشدار داد که برای افراد مستقل کار نکنند، و برای اولین تخطی از قانون، مجازات زندان و برای دومی بردگی روی کشتی را قرار داد.

تولید ناخالص داخلی سرانه کره زمین!

در کنار همه نظریه‌پردازی‌های منفی، که عده‌ای برسر بافتنش از یکدیگر سبقت می‌گیرند، بیایید نگاهی بیندازیم به رشد «تولید ناخالص داخلی سرانه» کره زمین، از ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۶.
ملاحظه می‌کنید که تولید ناخالص داخلی سرانه در مدت این ۶۶ سال بیش از چهار برابر شده است.
باید انصاف داد که سنجه مورد اشاره همه داستان نیست و نباید با استناد به آن زیاده‌بافی کرد، اما بهرحال تصویر کلی جالبی از شرایط جهان پیرامون در دوره معاصر بدست می‌دهد.

مقررات‌زدایی پسابرجام

ما نمی‌دانیم تکنولوژی‌های فعلی چه توانایی‌هایی دارند. باید با آنها دست به تجربه بزنیم و ببینیم چه کاری از پس‌شان برمی‌آید. این روش معمول برخورد با تکنولوژی‌ است. اما باید از این هم اطمینان حاصل کنیم که به آنها اجازه خواهیم داد در صورت امکان گسترش بیشتری بیابند. این دقیقا همان چیزی‌ است که یک دولت قانون‌گذار منکر آن می‌شود، یعنی فضایی که در آن ابداعات می‌توانند تولید‌کننده‌ها و بخش‌های تازه‌تری را هم تحت تاثیر قرار دهد. این مساله در کوتاه‌مدت اهمیت چندانی ندارد؛ اما در بلندمدت همه‌چیز بسته به آن است. چون یکی از واقعیت‌های اقتصاد امروز این است که تغییرات تکنولوژیک و در نتیجه رشد اقتصادی و بازار کار، از سوی متصدیان یا شرکت‌های بزرگ اتفاق نمی‌افتد، بلکه از دل مرگ شرکت‌ها و ورود به بازارهای فناوری تازه به وجود می‌آید. …مشاغل جدید از سوی شرکت‌های تازه ایجاد می‌شوند. در نتیجه باید فضا را، فضای بدون قانون‌گذاری و نظارت را به حال خود رها کنیم تا شرکت‌های تازه‌ تاسیس بتوانند در آن رشد کنند.

اصول مرکانتیلیسم، بخش اول

در مفهومی که مرکانتیلیسم از دولت-ملت و به‌طور کلی جامعه ارائه می‌داد، این موضوع بدیهی انگاشته شده بود که پادشاه حق دارد فعالیت اقتصادی افراد تحت حکومتش را کنترل و هدایت کند، و در واقع مسئولیت این کار را بر عهده داشت. زمین‌ها و مردم کشور در واقع دارایی حاکم به حساب می‌آمدند، و او می‌توانست در جهت منافعش هرطور که خواست از آنها بهره ببرد یا معزول‌شان کند…
…برای مرکانتیلیست این تصور می‌رفت که تجارت با دیگر کشورها، سرچشمه‌ی فجایع ملی‌ست، فجایعی از جمله بیکار شدن و کاهش دستمزدها. سنت تجاری‌ای را که «ماترک» مردم به حساب می‌آمد تحلیل می‌برد، درآمدها را پایین می‌آورد و در نتیجه با کم شدن عایدی برآمده از مالیات، ثروت حاکمیت را کم می‌کرد.

مشارکت داوطلبانه یا دولتی در ساخت بازی

پنجشنبه هفته پیش، ابسیدیون، یک شرکت سازنده بازیهای کامپیوتری اعلام کرد که در صورت همراهی طرفداران، قسمت دوم بازی مستقل‌اش «پیلارز آو ایترنیتی» را خواهد ساخت. …در کمتر از ۲۴ ساعت، بیش از یک میلیون دلار پول برای ساخت این بازی به صورت داوطلبانه جمع آوری شد.
عده ای به کار مورد علاقه شان مشغولند و برای تامین سرمایه مورد نیازِ تولید کالایی که در آن مزیت نسبی دارند از جامعه کمک می خواهند. افراد در جامعه هیچ اجباری برای کمک کردن ندارند، اما می بینیم که بی تفاوت ننشسته و هربار موجی داوطلبانه به راه میفتد. تولید کننده که می داند بقایش در گرو اقبال و خیر رساندن به جامعه است تمام تلاشش را بکار می بندد تا بزرگترین سرمایه اش، خوشنامی، را حفظ کرده و محصولی درخور عرضه کند…

شادیِ دانمارکی‌ها محصولِ دولتِ رفاه نیست

گرچه بسیاری از سیاست‌مداران و تحلیل‌گرانِ سیاست ادّعا می‌کنند که سیاست‌هایِ دولتِ رفاه شادی ایجاد می‌کند، از همان زمان که روت وینهوفن در سالِ ۲۰۰۰ مقاله‌ای دراین‌باره منتشر کرد، ثابت شده است که این‌چنین نیست…
وینهوفن به‌دنبالِ آن بود که میزانِ شادیِ ناشی از دولتِ رفاه را تخمین بزند، و به‌وضوح انتظار داشت که به رقمِ مثبتِ قابل‌ملاحظه‌ای برسد، ولی به صفر رسید. بیش‌ترِ مطالعاتِ بعد از او هم به همین صفر رسیده‌اند، و بسیاری از مطالعاتِ اخیر در این حوزه پِی برده‌اند که هم‌زمان که بازتوزیع شادی ایجاد نمی‌کند، سیاست‌هایِ غیرتوزیعی در کشورهایِ دارایِ بخش‌هایِ بزرگِ دولتی در مجموع به سطوحِ کم‌تر شادی انجامیده‌اند.

ضرر ۳ میلیارد دلاری اقتصاد ایران

واقعاً نابخردانه است سیستمی داشته باشیم که اول با پرداخت یارانه به تولیدکننده گندم آن را گران کنیم و بعد برای خنثی کردن آن گرانی و رساندن نان ارزان به مصرف‌کننده دوباره به تولیدکننده نان یارانه بدهیم. کل این سیستم معیوب را باید کنار بگذاریم. مطمئناً رفاه قاطبه مردم با چنین اصلاحی بهبود می‌یابد. بعد قطعاً می‌توان از آن صرفه‌جویی که با این اصلاح حاصل می‌شود به اقلیت زیان‌دیده از این اصلاح سیاستی نیز غرامت بپردازیم، آنقدر که حتی آنها نیز منفعت خالصی از این اصلاح ببرند.

منحنی های عرضه و تقاضا را دور بریزید!

نمودارهای عرضه و تقاضا که در اقتصاد متعارف رایج استفاده می شود اقبال فراوانی دارند و دلیل آن هم چیزی جز سادگی کاربرد آنها نیست، ولی این ابزارها چندان با آنچه در واقعیت رخ می دهد نسبتی ندارند. اقتصادها در دنیای واقعی بسیار پیچیده تر از آن هستند که بتوان آنها را با چند نمودار ساده شبیه سازی کرد، نمودارهایی که “عدم قطعیت”، “خطر کردن های کارآفرینان” و “تغییرات بی امان اقتصاد بازار” را در نظر نمی گیرند.

اشتباهات چانگ

…چانگ به این اشاره نمی‌کند که عملاً تمام کشورهای جهان، نسخه توسعه هدایت‌شده را اجرا کرده‌اند و اکثر قریب به اتفاق آنها به مسیر توسعه نیفتاده‌اند. آری این درست است که پوسکو یک شرکت بزرگ تولید فولاد کره‌ای ا‌ست که دولت کره در زایش آن فعالانه نقش‌آفرینی کرده است. اما از آن طرف این هم حقیقت دارد که توسعه هدایت‌شده دولتی به‌رغم تلاش‌های مکرر تا امروز هیچ گُلی به سر اقتصاد آفریقا نزده و کشتی اقتصاد آفریقا را تا امروز به گِل نشانده. به قول معروف حتی یک میمون کور هم می‌تواند هرازگاهی موزی برای خودش پیدا کند. برای همین اگر صد و پنجاه کشور دنیا دستورالعمل اقتصاد هدایت‌شده را به اجرا بگذارند و تنها سه یا چهارتایشان به موفقیت دست یابند، نمی‌شود ادعا کرد دستورالعمل مربوطه درست بوده…

مالیات بر خانه‌های خالی، حمله به آسیاب‌های بادی

اگر در نتیجه‌‌ تورم فعالیت‌های نامولدی صورت می‌گیرد (کارهایی مثل همین احتکار ملک)، ما نباید سعی‌مان در این راستا باشد که از آن فعالیت‌ها جلوگیری کنیم، بلکه باید بیماری تورم را درمان کنیم. چرا که جلوگیری از هر کدام از آن فعالیت‌های نامولد فقط باعث می‌شود از جای دیگری، شاید حتی با ریخت و شمایل نامطلوب‌تر، فعالیت نامولد دیگری بیرون بزند. علت مشکل را بر‌طرف کنیم، نه عارضه را…

چشمه پول دیگر فوران نخواهد کرد؛ چرا بازگشت نفت به دوران پرشکوه میسر نیست؟

مذاکرات اخیر اوپک درباره کاهش سقف تولید نفت توجهات زیادی را به خود جلب کرده، چرا که در کوتاه‌مدت این امر بر قیمت نفت اثرگذار است.
با این حال، یک نکته مهم وجود دارد که همه‌مان باید در مسیر بازسازی و توسعه اقتصاد ایران آن را مد نظر داشته باشیم. کسب و کار نفت دیگر آن چیزی نیست که تا همین چند سال پیش بود. دیگر نخواهیم دید که برای سال‌ها قیمت نفت صعود چشمگیری داشته باشد. روزهای نفت ۱۵۰‌دلاری، حتی نفت ۱۰۰‌دلاری، دیگر گذشته است.

ستیزه جویی با دانش

چپ گرایان با مخالفت با اصلاح ژنتیکی غذاها، مانع از وقوع «انقلاب سبز»‌ دومی شدند که می توانست همه افریقا را از گرسنگی نجات بدهد. دوم، مخالفت چپ ها با پژوهش بروی حیوانات است که خسارات جبران ناپذیری وارد کرده و اگر چپ ها در این راه موفق بشوند می تواند به نابودی پژوهش پزشکی منجر بشود. جنگ سوم، مخالفت با پژوهش ریشه های ژنتیکی رفتار انسان هاست که نتیجه اش ایزوله شدن علوم انسانی از یافته های نوروساینس و ژنتیک بوده است. هر کدام از این موارد، به تنهایی از همه گناهان راست خسارت بار تر بوده است…

تجدید صف‌آرایی سیاسی

برای اغلب تحلیل‌گران پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات اخیر ایالات متحده یک شوک غیرمنتظره بود. اما برای مورخ بریتانیایی استیون دیویس این حادثه تنها شاهد دیگری است بر درستی نظریه‌‌ای که وی در باب تحول دموکراسی‌های غربی در ده سال گذشته به کرّات در مجامع مختلف طرح کرده. اگر تحولات جاری را در چارچوب نظریه دیویس تحلیل کنید، آنگاه پیروزی دونالد ترامپ مطلقاً مایه شوک و حیرت شما نخواهد بود. به مدد آن چارچوب نظری که دیویس فراهم می‌کند، نه تنها قادر خواهید بود تحولات متأخر سیاسی را کاملاً توضیح دهید، بلکه همچنین قادر خواهید بود سیر تحولات در چند سال آینده را نیز با قدرت خوبی پیش‌بینی کنید…

خروج از رکود بدون یک ریال هزینه

خوشبختانه تلاش‌های دیپلماتیک مؤثر افتاده و اینک همه در انتظار این هستیم که با اجرایی شدن توافق هسته‌ای سرانجام تحریم‌های خارجی برچیده شوند، و در نتیجه‌‌اش آن بخش از رکود اقتصادی که معلول آن‌ها بوده از اقتصاد ایران رخت بربندد. هم‌زمان سیاست‌گذاران ایرانی برای مبارزه با رکود اقتصادی به تکاپوی…

شجره‌نامه پست‌مدرنیسم؛ ۴. نخستین مدرنیست

…همه‌ی این‌ها ما را بر می‌گرداند به دوران اشراف‌زاده‌ی پیر خودمان، افلاطون، چهار قرن پیش از میلاد مسیح، و در نتیجه به «پسامدرنیسم» باستانی‌ای می‌رسیم که در مقابله با افلاطون شکل گرفته بود. چنین انتخابی برای سرچشمه‌ی مدرنیسم، باعث می‌شود دو و نیم هزاره عمر پیدا کند… مدرنیسم‌های ۱۹۱۰ یا روشن‌گری فرانسوی یا قرن هفدهمی همگی افلاطون‌های بازیافت‌شده‌ای بودند، اقدام‌هایی بودند برای پایین‌تر رفتن از سطح اعتقاد انسانی، و رسیدن به اساسِ یقین. در نتیجه پسامدرنیسم در عظیم‌ترین روایت‌ش، قصه‌ی ابطال یقین است.
افلاطونِ نظام‌ساز از سوفسطاییان—وکلا و استادان حقوق زمان خودش—بیزار بود، و از دموکراسی‌ای که کلام این‌ها پشتیبانی‌ش می‌کرد هم بیزار بود. به خاطر تاثیرات او بود که «رطوریقا» [علم بلاغت] و «سوفسطا» [معنای لغوی: زبان‌بازی] با سفسطه‌کردنِ هوشمندانه یکی شدند. افلاطون است که باور را از دانش/یقین جدا می‌کند…

ابرشرکت‌ها علیه بازار

مدافعان بازار آزاد اغلب به این متهم می‌شوند که مدافعِ کسب و کارهای بزرگ و هم‌دستِ طبقه‌ی ممتاز صاحب ابرشرکت‌هاند. آیا همچو اتهامی منصفانه است؟

نه و آره! موکدا نه—چون قدرتِ ابرشرکت‌ها و بازار آزاد با هم در تضادند. رقابت واقعی بدترین کابوسِ کسب و کارهای بزرگ است. اما همچنین در بسیاری از موارد بله—چون اگر چه آزادی و حکومت ثروت‌مندان هیچ هم‌زیستی‌ای با هم ندارند، اما هواداریِ هم‌زمان از هردوشان متاسفانه خیلی هم ممکن است.

گره سلیمان: چگونه علم حقوق می‌تواند به فقر ملت‌ها پایان دهد؟

در کتاب «گره سلیمان»، کوتر و شافر یک تئوری حقوقی رشد اقتصادی را پیشنهاد می‌دهند که به تفصیل ثابت می‌کند چگونه حقوق مالکیت، حقوق قراردادها و حقوق تجارت باعث پیوند و اتحاد سرمایه و اندیشه‌ها می‌شود و برای اقتصاد کشورها رونق و شکوفایی به ارمغان می‌آورد. آنها همچنین به اثبات می‌رسانند چرا قوانین ناکارآی خصوصی و بازرگانی، علت ریشه‌ای فقر ملت‌ها در جهان امروز هستند. بدون وجود نهادهای حقوقی که امکان شکوفا شدن نوآوری و کارآفرینی را فراهم می‌کنند سایر تلاش‌ها برای تحریک رشد اقتصادی محکوم به شکست است.