شماره ۳۰ خرداد ۹۵

سمفونی گوش‌خراش سوسیالیسم قرن بیست و یکمی

طرح کلی این قصه، همان الگویی را دنبال می‌کند که حالا دیگر تقریبا برای همه آشناست. مارکسیست‌ها با شعر و شعار به قدرت می‌رسند و بهشتی سوسیالیستی نوید می‌دهند. همه‌چیز را اشتراکی و ملی اعلام می‌کنند و قول می‌دهند که نظم و کنترل و برنامه‌ریزیِ مرکزی جای «آشوب» بازار را خواهد گرفت. چیزی نمی‌گذرد که همه‌چیز از هم می‌پاشد. یک کشور دیگر به تل‌ِ غم‌افزای شکست‌های بی‌شمار سوسیالیسم اضافه می‌شود. دولت‌گرایانِ این و آن نحله‌ی فکری، در اقداماتِ دن‌کیشوتی‌شان به هدف این‌که از جامعه املتی حساب‌شده درست کنند، جز یک‌عالمه تخم‌مرغ شکسته یادگاری از خودشان به جا نمی‌گذارند. در این بین آنچه از دست میرود عمر است و جوانی و زندگی و خوشبختی میلیون‌ها انسان شرافتمند زحمت‌کش بی‌گناه که با نیک‌ترین نیت‌ها هیزم به آتش خیمه‌شب‌بازیِ عده‌ای رند عوامفریب ریخته‌اند. و البته تعدادی پسرخاله و باجناق و آقازاده که از این آب گل‌آلود تا جایی که بشود ماهی خواهند گرفت…

پاسخی به ایرادهای رایج به سرمایه داری

بسیار می شنویم که در اقتصاد سرمایه داری فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر می شوند، شاید کسانی این را باور کنند، ولی واقعیت چیز دیگری است.
…ژوزف شومپیتر زمانی نوشت که پیشرفت سرمایه داری این نیست که اکنون ملکه انگلستان جورابهای ابریشمی بیشتری دارد، بلکه بدان معناست حتی کارگران فقیر هم در ازای زحمت کمتر و کمتر می توانند از پاپوش مناسبتری برخوردار باشند. او فراتر می رود و استدلال می کند که فقرا در واقع برنده اصلی بهبود استانداردهای مادی زندگی خواهند بود، بهبودی که هزینه اش را ثروتمندان می پردازند. برای فقرا، سیستم روشنایی برق ارزان همچون هدیه ای از آسمان بود که در خیال آنها هم نمی گنجید، در حالیکه ثروتمندان حتی بدون آن هم می توانستند گماشتگان (یا حتی گاهی بردگانی) داشته باشند که این و سو بایستند و با مشعل همه جا را روشن کنند.

روسیه «صف» را ممنوع اعلام کرد!

از آن‌جا که همه می‌خواهند اول باشند، صف‌ها به درِ فروشگاه‌ها فشار می‌آروند. برای جلو افتادن آدم‌هایی که در صف ایستاده‌اند از یک سری کارت‌های صف‌ایستادن استفاده می‌کنند، کارت‌هایی مثل «مادری که بچه به بغل دارد»، «حضرت آقا، نوبت شما نیست»، یا «کالاهای زیرمیزی». اما همین‌طور باید مواظب کارت‌هایی مثل «تعطیل به علت فهرست‌برداری از انبار»، «خطا در تحویل کالا» باشند، و حواس‌شان باید جمع مهره‌ی سیاه -احتکار کننده‌ها- که در صف ایستاده‌اند باشد. فقط آن بازیکنانی که بهترین استفاده را از کارت‌های صف‌ایستادن‌شان کرده‌اند می‌توانند با کیسه‌های خریدِ پر به خانه برگردند.

… در این بازیِ واقع‌گرایانه باید خیلی زرنگ باشید تا کالا گیرتان بیاید.