شماره ۲۲، مهر ۹۴

آزادی انتخاب، قسمت دوم: جباریت کنترل- بخش اول

در این قسمت میلتون فریدمن به ژاپن و هند سفر می‌کند و سیاست‌های اقتصادی این دو، نتایج آن، و تاثیرشان روی زندگی مردم و صنایع دو کشور را مقایسه می‌کند.
«آزادی انتخاب»، عنوان یک مجموعه تلویزیونی ده-قسمتی است که در سال ۱۹۸۰ به نویسندگی و اجرای میلتون فریدمن از شبکه ی تلویزیونی پی بی اس پخش شد. هر قسمت مشتمل بود بر دو بخش؛ بخش اول مستندی بود که فریدمن اجرا می کرد، و بخش دوم گفتگویی بود میان موافقان و مخالفان، اعم از دانشگاهیان، سیاستمداران و بازرگانان، در باب موضوع مستند.

یک آی‌فون در ۱۹۹۱ چقدر در می‌آمد؟

اگر فقط حافظه، پردازشگر، و توان ارتباط پهن‌باند آی‌فون را به حساب بیاوریم، بازسازی‌ش در سال ۱۹۹۱ (با تخمین خیلی حدودی) چنین هزینه‌ای خواهد داشت: ۱.۴۴ میلیون دلار + ۶۲۰ هزار دلار + ۱.۵ میلیون دلار = ۳.۵۶ میلیون دلار.

این‌ها بدون محاسبه‌ی حس‌گر‌های حرکتی MEMS و دوربین و سیستم عامل آی‌اواس و نمایشگر درخشان و آن جهان بی‌انتهای اپ‌ها و اینترنت است که آی‌فون ما را به‌شان وصل می‌کند.

چگونه دولت رفاه «رویای ایتالیایی» را نقش بر آب کرد!

پیرکامیلو فالاسکا، محقق و روزنامه‌نگار، حکایت می‌کند که چطور سیاست‌های معقول در دهه‌ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ایتالیا را به عنوان نمونه‌ی‌ موفق اقتصادی مطرح کرد اما سیاست‌های دولت رفاه، زمانی که جمعیت جوان بود، اقتصاد در حال رشد، و آینده به نظر دوردست می‌رسید، از راه رسید و کشور را ورشکسته کرد.

دولت رفاه، بحران مالی، و بحران بدهی

…همان‌طور که هربرت استاین اقتصاددان در آن قول معروف‌ش می‌گوید «آن‌چه نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد، سرانجام متوقف خواهد شد». دولت رفاه مدرن نمی‌تواند برای ابد بیشتر و بیشتر خرج کند و بیشتر و بیشتر مالیات بگیرد. همچنین کشورهایی مثل یونان و پرتغال و ایتالیا و اسپانیا نمی‌توانند همیشه به بسته‌های نجاتی متکی بمانند که کشور‌هایی مثل آلمان و فرانسه، با اوضاع اقتصادی‌ای به نسبت بهتر، به‌شان پیشنهاد می‌کنند، چرا که نهایتا این کشور‌ها هم باید با بدهی‌های فزاینده‌ و دیونِ بی‌پشتوانه‌ی خودشان مواجه شوند.

رشد اقتصادی بولیوی از کجا آب می‌خورد؟

برای آن‌ها که شاهد زوال ونزوئلا و آرژانتین—نمونه‌های کامل “سوسیالیزم قرن بیست و یکمی” آمریکای لاتین – بوده‌اند، پیشرفت اقتصادی غیر قابل انکار بولیوی گیج کننده است. [این جهش اقتصادی] همچنین در تناقض با این برداشت عمومی است که سوسیالیزم به طرز اجتناب ناپذیری کشورها را به سوی تباهی سوق می‌دهد. در عمل سیاست‌های سوسیالیستی ایوُ مورالس، رئیس جمهور بولیوی (از سال ۲۰۰۶)، مبتنی بر اعمال کنترل دولتی بر منابع طبیعی و افزایش مخارج رفاهی بوده است. با این حال افتخار زیر و رو کردن اوضاع (اقتصادی) به پای او نوشته شده است.

رقابت منطقه ای، داستان کاپیتالیست شدن چین

حضور دو نوع اصلاحات در دگرگونی اقتصاد چین تعیین کننده بود. ناتوانی در تمییز دادن میان این دو نوع اصلاحات دلیل اصلی سردرگمی و درک اشتباه اصلاحات چین است. قابل درک است که دولت چین روایتی دولت‌محور از اصلاحات را ترویج کرده است، و خود را طراح همه‌چیز دان و محرک اصلاحات اقتصادی تصویر کرده. این‌که حزب کمونیست چین از اصلاحات بازار‌محور جان به در برده، و هنوز قدرت سیاسی را در احصار خود دارد و در اقتصاد فعال است، کمک کرده تا این روایت دولت‌گرا از اصلاحات خریدار داشته باشد. اما این انقلاب‌های حاشیه‌ای بودند که نیروهای بازار و کارآفرینی را در دهه‌ی اول اصلاحات به چین بازگرداندند، حال آن‌که در همان زمان دولت چین سرگرمِ نجات بخش دولتی بود.

معضل «وحشت سبز»

مت ریدلی در ستون‌اش در وال استریت ژورنال به وحشت فروشی گروه‌های محیط زیستی پرداخته؛ تهدیدهای محیط زیستی عموما اغراق‌آمیز، و درمان‌هایی که خیلی اوقات بیش از خود درد آسیب می‌رساند.