شماره ۱، دی ۹۲

آینده‌ی حکومت‌داری در عصر اطلاعات

هرچند هنوز روی این کره‌ی خاکی کارخانه‌هایی وجود دارد، اما دیگر دوران [انقلاب] صنعتی به پایان رسیده است. هرچند هنوز میوه‌های عقل ستایش می‌شوند، اما دیگر عصر عقل به پایان رسیده است. ما دیگر مدرن و حتی پست‌مدرن نیستیم؛ ما در آستانه‌ی چیز دیگری هستیم. بیشتر گمانه‌زنی‌های ما در مورد سرنوشت آینده، برای آیندگان‌مان احمقانه‌ به نظر خواهد رسید. اما ما از یک چیز اطمینان کامل داریم: تغییری بزرگ و سریع در حال رخ دادن است. منشأ بیشتر این دگرگونی‌ها فن‌آوری دیجیتال است.

آپارتاید

کارگران سفیدپوست از عرضه‌‌‌ی بالای کارگران آفریقایی با دستمزد کمتر وحشت کردند. به علاوه تجار و مقامات حکومتی سفیدپوست، از جمله ماموران پلیس معمولاً کارگران آفریقایی را مورد آزار و اذیت قرار می‌‌‌دادند تا آنان را از رفتن به معادن و رقابت برای مشاغل دائمی منصرف کنند. در اوایل دهه ۱۸۹۰ اتاق معادن، متشکل از گروهی از کارفرمایان، مرتباً از این تبعیض سیستماتیک شکوه می‌‌‌کردند و تلاش کردند تا زمینه برخورد بهتر با کارگران سیاه‌پوست را فراهم کنند. این اقدامات نه نوع‌دوستانه بود و نه مبتنی بر آموزه‌‌‌های لیبرال. در واقع صاحبان معادن اغلب خود به اقدامات نژادپرستانه دست می‌‌‌زدند. اما این جا یک انگیزه‌‌‌ی مسلم اقتصادی وجود داشت: اگر تبعیض نژادی از ساحت قانون رخت بر می‌بست، هزینه‌ی دستمزد کارگران برای کارفرمایان به حداقل می‌‌‌رسید.

زن؛ انسانی مستقل بهره‌مند از عقل و وجدان

سارا گریمکه (۱۷۹۲-۱۸۷۳)، خواهر بزرگ‌تر آنجلینا گریمکه، مانند خواهرش یکی‌ از سخنرانان تاثیر‌گذار مخالف سرسخت برده‌داری در امریکا بود. در این قطعه،—بخشی از مقاله‌ای‌ در قالب نامه‌ای به مجمع بانوان مخالف برده‌داری در بوستون—سارا گریمکه از موقعیت قانونی زنان تحت قوانین انگلستان و آمریکا انتقاد می‌کند. جایگاهی که در اثر مشهور سر ویلیام بلک‌ستون، تفاسیری بر قوانین انگلستان، تعریف شده است. گریمکه استدلال می‌کند که (در جامعه انگلیس و امریکا) هم با زنان و هم با بردگان صرفاً همچون زیردستانِ شوهران و اربابان‌شان رفتار می‌شود، و بدین‌ترتیب مسئولیت‌های ایشان به عنوان انسان‌هایی مستقل دارای قوه‌ی عقل و وجدان انکار می‌شود.

درس نخست عقل معاش: رفتارها متأثر از انگیزه‌ها هستند

حتی اگر هیچ کس مادر ترزای فقید را به آزمندی متهم نکند، او هم تحت تأثیر نفع شخصی، ناچار به پیروی از انگیزه های خویش بود. وقتی که مؤسسه‌ی پیام‌آوران نیکوکاری، یعنی سازمان مادر ترزا، سعی کرد سرپناهی برای افراد بی‌خانمان نیویورک فراهم کند، شهرداری آنان را به انجام اصلاحاتی گران (و البته غیرضروری) در ساختمان‌هایشان ملزم کرد. مؤسسه طرح را شروع نکرده رها کرد. این تصمیم، بیانگر هیچ گونه تغییری در تعهدات مادر ترزا نسبت به فقرا نیست، بلکه تغییر انگیزه‌ها را نشان می‌دهد. وقتی هزینه‌ی کمک به فقرا در شهر نیویورک افزایش پیدا کرد، مادر ترزا به این نتیجه رسید که منابع در دسترس او، اگر جایی دیگر به کار گرفته شوند، فایده‌ی بیشتری به بار خواهند آورد. تغییر انگیزه‌ها بر انتخابهای هر شخصی اثر گذار است، چه اهداف او ترکیبی از اهداف حریصانه‌ی مادی باشد، و چه اهداف نوع‌دوستانه و خیرخواهانه، که هر کدام به نوبه‌ی خود، به تصمیمی خاص منجر خواهد شد.

سخن آغازین بورژوا

و اینک اما بورژوا نامی برای مجله‌ی فارسی‌زبان آنلاین ما نیز هست.

ما بورژوا را مجله می‌خوانیم—گرچه بر کاغذ منتشرش نکرده ایم—تا هم خود جدی‌ترش بگیریم و هم از همین آغاز قدر و اعتباری افزون‌تر از یک وبلاگ گروهی برای‌اش مدعی باشیم.
ما بورژوا را بر یک ایده و یک باور و یک امید بنا می‌کنیم.
آن ایده این است که در روزگاری که تقریباً همه‌ی بورژواهای اهلِ مطالعه‌ی ایرانی به اینترنت دسترسی دارند، در وضعیتی که راه‌اندازی یک مجله‌ی کاغذی از بضاعت ما بیرون است، با کم‌ترین هزینه‌ی ممکن بر روی همین اینترنت بی‌مرز و جهان‌گستری که خود یک دستاورد بزرگ بشری در زمانه‌ی بورژوا است…

ریشه‌های تاریخی آزادی‌خواهی | بخش نخست

جای تعجب نیست که فلسفه‌ی قدرت همواره برای آنان که در مسند قدرت بوده‌اند جذاب‌تر نموده. روی آن نام‌های زیادی گذاشته‌اند و دفاعیات هریک از این نظام‌ها آنقدری با بعدی فرق داشته که باعث شود شباهت‌های اساسیِ بین آن‌ها به چشم نیاید. فلسفه‌ی آزادی نیز نام‌های مختلفی داشته، ولی طرفداران‌اش همواره به ریسمان مشترکی چنگ زده‌اند ممزوج از فردگرایی، باور به بضاعت افراد عادی برای اتخاذ تصمیمات عاقلانه راجع به زندگی خودشان، و مقابله با آن‌هایی که برای بدست آوردن آن‌چه می‌خواهند به زور متوسل می‌شوند.

حقوق و مسئولیت‌های زنان

تفحص در حقوق بردگان من را به درک بهتری از حقوق خودم رسانده است. متوجه شده‌ام که مبارزه‌ علیه برده‌داری در سرزمین ما مدرسه‌ی‌ عالی اخلاقیات است—مدرسه‌ای که در آن حقوق بشر در مقایسه با هر جای دیگری کامل‌تر بررسی و بهتر درک می‌شود. اینجا یک اصل بنیادین مهم، در اولویت قرار می‌گیرد و روشن می‌شود و از این نور مرکزی اشعه‌های بی شماری به پیرامون می‌تابد. ابنا بشرحقوق‌ای دارند ، چون موجوداتی هستند با جزئی معنوی‌. حقوق همه‌ی انسان‌ها برخاسته از ذات معنوی آنها‌ست.

نجات روح لیبرالیسم کلاسیک

رشته دانشگاهی اقتصاد به گونه‌ای که در قرن بیستم تدریس و ترویج شده است مطمئناً در ایجاد این خسارت‌ها سهمی شایسته دارد. به جای آنکه اجازه دهیم تا مطالعۀ اقتصاد به ما جسارت و هیجان خالص روشنگرانه عرضه کند، اقتصاد را تبدیل به یک علم پیچیده ریاضی و تجربی کرده ایم. این روند تنها تا اندازه‌ای در دهه‌های جنگ سرد خنثی شد، زمانی که چالش بی‌وقفۀ کمونیسم برای لیبرال‌هایی همچون هایک و بخش کوچکی از همراهان‌اش انگیزه‌هایی ایجاد کرده بود. اما از آن به بعد این رشته تبدیل به حل جدول کلمات متقاطع شد.

انسان آزاده در عوض می‌پرسد که …

انسان آزاده نه می‌پرسد که چه کاری از دست کشورش برای او ساخته است و نه می‌پرسد که او چه کاری می‌تواند برای کشورش انجام دهد. در عوض خواهد پرسید: «من و دیگر شهروندان، چگونه می‌توانیم با استفاده از ابزار دولت» از عهده‌ی مسؤولیت‌های فردی بربیاییم و به اهداف جداگانه‌ی خویش نایل شویم و مهمتر از هرچیز، آزادی خود را نیز محفوظ بداریم؟ وی سؤال دیگری نیز بدرقه‌ی قبلی خواهد کرد: چگونه از تبدیل دولتی که برای حراست از آزادی‌مان برپا کرده‌ایم به فرانکنشتاین جلوگیری کرده و مار در آستین نپروریم؟

آنارشی‌بازی!

آنارشی همواره موضوع مهمی در فلسفه سیاسی به حساب آمده اما رویکرد نوزیک در جدی انگاشتن آن به مثابه جایگزینی جدی برای جامعه‌ی سیاسی، استثنایی نادر است. زیرا که در غالب مواقع کارکرد آنارشی در سیاست، بازی کردن نقش جهنم بوده؛ مصداق زجر و مشقت پایان و تحمل ناپذیری برای جامعه. قاطبه‌ی فلاسفه در مقابل دورنمای آنارشی با وحشتی اغراق‌آمیز واکنش نشان می‌دهند؛ یک جامعه بدون حکومت غالبا آن‌قدر دهشتناک تصویر شده که در آن هر حکومتی، هرچند خودکامه، به زهرِ اجتماعیِ آنارشی شرف داشته باشد.

خودبِه‌ْجویی آری! خودمداری نه!

میشل دو مونتین سال‌ها پیش گفت: «من نباید جادۀ راست را تنها به دلیل راست بودن آن برگزینم، باید آن را به این دلیل دنبال کنم که به تجربه دریافته‌ام که در انتها، این جاده بهترین و سودمندترینِ جاده‌هاست». این اصل که هر انسانی تعلق شخصی خود را تعقیب می‌کند، حرف جدیدی نیست. اما این اصل در آمریکای معاصر مورد پذیرش عمومی قرار گرفته است. شما می‌توانید این اصل را در لایه‌های زیرین اعمال امریکاییان دنبال و در تمامی آنچه می‌گویند، ملاحظه کنید. در اروپا منفعت‌جویی شخصی مفهومی زمخت‌تر و پلشت‌تر فهمیده می‌شود، و…

وضع بشریت: پیشرفت مداوم

گزارش «جهان در سال ۲۰۰۰» که در سال ۱۹۸۰ به رئیس‌جمهور [ایالات متحده] ارائه شد با این جمله شروع می‌شود که «اگر روند‌های کنونی ادامه پیدا کند، در سال ۲۰۰۰ جهان جایی پرازدحام‌تر، آلوده‌تر، با ثبات بوم‌شناختی کمتر و از منظر کمبود منابع نسبت به جهانی که اکنون ما در آن زندگی می‌کنیم آسیب‌پذیرتر خواهد بود.» در مقدمه کتاب «زمین پُر مایه»، پاراگراف مذکور را به این صورت بازنویسی کردیم: «اگر روند‌های کنونی ادامه پیدا کند، جهان در سال ۲۰۰۰ ازدحام کمتر (اگرچه با جمعیت بیشتر)، آلودگی کمتر، ثابت بوم‌شناختی بیشتر خواهد داشت…

هم‌آهنگی میان مردم با بی‌کنشیِ کنش‌گرانۀ حاکمان

مفاهیم آزادی‌خواهانۀ فردگرایی، حقوق طبیعی و حکومت مشروطه (مقید به قانون اساسی) گرچه در غرب ظهور کرده اند، با این حال، آزادی‌خواهان بر این عقیده اند که این مفاهیم جهان‌شمول اند و در همه جوامع انسانی قابل اجرا هستند. اما قطعاً در فلسفۀ شرق هم عناصری از ایده‌های اجتماعی آزادی‌خواهانه را می‌توان یافت. یکی از این منابع کلاسیک «تائو ته چینگ» است که گمان می‌رود در قرن ششم پیش از میلاد به دست یک کاتب نسخه‌های خطی به اسم لائو تسه نوشته شده است. «تائو» گاهی به «طریق» ترجمه می‌شود، اگرچه آن را به «قانون طبیعی» نیز می‌توان ترجمه کرد…

دعوی متواضع حریت

…اگر به کل تاریخ اندیشه‌ها نگاهی بیاندازیم ردیفی از اعتقادهای راسخ هر دوره را می‌بینیم که بعداً مضمحل شده است. آن‌چه سیصد سال پیش حقیقتی علمی شمرده می‌شد، امروز قصه‌ی کلثوم‌ننه‌ای به شمار می‌آید. زمانی بود که هوشمندترین ما می‌پنداشتند با مطالعه و بررسی ناهمواری‌ها و پستی و بلندی‌های روی سر هر کس می‌توان به ذهن و شخصیت وی پی برد. حتی اسم علمی‌پسند فرنولوژی یا علم جمجمه‌شناسی روانی را نیز بر آن نهاده بودند. زمانی بود که هوشمندان و بزرگان خیال می‌کردند زمین مرکز عالم هستی است.